نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a little bit of oil works wonders on squeaky hinges: یه خورده روغن تاثیر خیلی خوبی ایجاد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm going to place a bid for that rare coin at the auction tomorrow: من می خواهم فردا در حراج برای آن سک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the style of these paintings can be traced back to early medieval influences: منشاء شروع یا پیدایش این سبک از نقا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she doesn't usually take part in any of the class activities: اون معمولاٌ در هیچ کدوم از فعالیت ه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you in pain: آیا درد داری؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her bracelets were jingling: دستبندهایش جرینگ جرینگ صدا می دادند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we barely had time to catch the train: تنها، فقط، همین قدر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got soaking wet last night no wonder you caught a cold: دیشب کامل خیس بودی. تعجبی نداره که ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should rest in the infirmary until you feel better: باید در اتاق پرستاری استراحت کنی تا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a tricky decision to make: این یک تصمیم دشوار برای گرفتن است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he winked an eye at her: او به دختر چشمک زد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the law bans organized protests and by implication any form of opposition: این قانون اعتراضات سازمان یافته و ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his hopeless appeal: درخواست ناامیدانه او
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was handcuffed to a warden: او نزد یک رئیس زندان دستبند زده شده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the food had an unpleasant taste: غذا طعم ناخوشایندی داشت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the food on the plate and serve it to your friend: غذا رو رو بشقاب بذار و ببرش برای دو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the store has a special offer this week: فروشگاه این هفته پیشنهاد ویژه ای دا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his jokes amused the audience: شوخی های او حضار را سرگرم می کرد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the book takes a rather narrow view of what we mean by civilization: کتاب یه کوته بینی از آن چیزی که ما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the humble man moved his car and let me park my car there: مرد فروتن ماشینشو حرکت داد و اجازه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rendition of the bible into english: ترجمة انجیل به زبان انگلیسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give somebody credit: کسی را تحسین کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no wonder she's so excited this is her first time going on a trip on her own: هیجان زده بودنش تعجبی نداره، اولین ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to state a fact barely: صاف و پوست کنده، سر راست؛ به اجمال
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bucket list: یک اصلاح است برای کارهایی که قبل مر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she patiently biden her time waiting for the right moment to speak: او با صبر وقت خود را گذراند و منتظر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i prepped everything that needs to be chopped: من هر چیزی را که باید خرد می شد، آم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sodomy laws were repealed in many countries: قوانین مربوط به لواط در بسیاری کشور ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his hair was smothered with grease: موهایش غرق در روغن شده بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you keep standing people up no one will want to make plans with you anymore: اگر مدام مردم را سر قرار تنها بگذار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid low: در حراج یا مزایده قیمت پایین پیشنها ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no wonder i'm hungry i haven't eaten for almost all day: بیخود نیست که گشنمه. تقریبا کل روز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could barely keep my eyes open: به سختی میتونم چشامو باز نگه دارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrongfully prosecute: تعقیب نادرست/ناعادلانه کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had to take half the kid away in buckets: مجبور شدم نصف یارو رو با خاک انداز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the final price includes all taxes: قیمت نهایی شامل تمام مالیات ها است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please contact me later: لطفاً بعداً با من تماس بگیرید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you talk me through how to set up this software: می تونی گام به گام بهم توضیح بدی چط ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
activists claim innocent people are being wrongfully prosecuted: فعالان ادعا می کنند افراد بی گناه ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was furious when his business partner stood him up for an important meeting: او وقتی که شریک کاری اش برای یک جلس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he served 4 years in the prison for robbery: او به جرم سرقت مدت چهار سال را در ز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her hopeless appeal: درخواست ناامیدانه او
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
narrow streets: خیابان های تنگ/باریک
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carol didn't know how to prepare the report: کارل نمیدونست که چجوری گزارش رو آما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he school infirmary is equipped with basic medical supplies: اتاق پرستاری مدرسه با لوازم پزشکی پ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she accused the party and by implication its leader too: او حزب و به طور ضمنی رهبر آن را نیز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shifting heavy loads without help brought on muscular back spasms: جابجا کردن بارهای سنگین بدون کمک {ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be careful it's a tricky slope: مراقب باش، این یک شیب دشوار است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he offered to help me with the project: او پیشنهاد کرد که به من در پروژه کم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a game warden: یک ناظر بازی
٦ ماه پیش