نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was so embarrassed when she realized that she had been stood up on her first date: وقتی فهمید که در اولین قرارش تنها گ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he filed a complaint with the police: او شکایت ثبت کرد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exact meaning: معنای دقیق
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he asked me a tricky question: او یک سوال پیچیده از من پرسید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we think of you as part of the team: ما شما را عضوی از تیم می دانیم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after visiting the gift shop let us proceed into graceland itself: بعد از دیدن مغازه کادوفروشی، بیا اد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the squeak of the hinge: جیر جیرِ لولای در
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve in the military service: ( سربازی ) خدمت کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no question is foolish but some answers are: هیچ سوالی احمقانه نیست، اما بعضی جو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unpredictable romance fantasy unfolds between them: یک داستان عاشقانه و فانتزی غیرقابل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proceed to the: رفتن به به . . . رفتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hinges of the gate squeaked: لولاهای دروازه جیر جیر کردند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is nina's car running barely: ماشین نینا در چه وضعیه؟ جون می کنه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve food and drink: عرضه غذا و نوشیدنی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was hopeless at math: او در ریاضیات افتضاح بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to strike a distinct chord: ساز مخالف زدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the smell was very unpleasant: بو خیلی آزاردهنده بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they will relay your message: آنها پیغام شما را بازگو خواهند کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i offer you some help: می توانم کمکی به شما ارائه دهم؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid one's time: صبر کردن تا زمان مناسب برای اقدام ف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set foot in somewhere: قدم گذاشتن در جایی وارد شدن به جایی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hopeless case: یک مورد لاعلاج
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
laundress: لباس شوی زن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he knew the right time would come he just had to bid his time: او می دانست که زمان مناسب خواهد رسی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was an unpleasant conversation: آن یک گفتگوی ناگوار بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they made an offer to buy the house: آنها پیشنهادی برای خرید خانه ارائه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
contrary views: نظرهای متضاد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no wonder he is not hungry he has been eating sweets all day: پس ییخود نیست که گرسنه اش نیست. تما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
files her petition with the court: دادخواست خود را تقدیم دادگاه کرد. ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on somebody's part: توسط کسی انجام یا تجربه شود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she drew a revolver on me: زنه/دختره هفت تیر روم کشید ( گرفت س ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
threaten to prosecute: تهدید به تعقیب قانونی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't need your credit: نیاز به تشویق تو ندارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are the implications of the new law: پیامدهای قانون جدید چیست؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i prepared the vegetables earlier: من سبزیجات را قبلاً ( یا زودتر ) آم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
michael had a plan to escape form the prison: مایکل یک نقشه برای فرار از زندان دا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
because he had been stood up before he was hesitant to trust anyone for a date again: چون قبلاً سر قرار تنها گذاشته شده ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road was tricky to navigate: رانندگی در این جاده دشوار بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company threatened to prosecute for intellectual property theft: شرکت تهدید به تعقیب قانونی برای سرق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the loos: ول شدن ( مجرم یا حیوانی خطرناک ) از ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
credit transfer: انتقال وجه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
narrow down your choices: انتخاب های خود را محدود کنید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids amused themselves by playing games: بچه ها با بازی کردن خودشان را سرگرم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she gave me an unpleasant look: او نگاه ناخوشایندی به من انداخت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's tricky to parallel park in this spot: پارک دوبل در این مکان دشوار است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
although she waited for over an hour she finally accepted that he had stood her up: با اینکه بیش از یک ساعت منتظر ماند، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i received an offer for a better position at work: من یک پیشنهاد برای یک موقعیت شغلی ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the merger is not contrary to the public interest: مدیر مخالف مصلحت عمومی نیست
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the injured player was taken to the infirmary after the match: بازیکن مصدوم بعد از مسابقه به اتاق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from what she said the implication was that they were splitting up: از آنچه او گفت، مفهوم این بود که آن ...
٦ ماه پیش