نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn up the radio: زیاد کردن صدای رادیو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lover beside her love: عاشق در کنار عشقش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no idea what you're talking about: اصلاً نمیدونم راجع به چی صحبت میکنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has already arrived: او رسیده است. ( قبل از اینکه انتظار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is leaking already: "هنوز هیچی نشده" داره چکه میکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sulked all morning: اون تمام صبح و قهر بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been there for over 10 years now: الان بالغ بر ده ساله که اونجاست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's already starting to melt: از قبل شروع کرده به آب شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if the timing belt snaps: اگر تسمه تایم پاره شود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a really difficult decision: این واقعا یک تصمیم مشکل است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
experts are carefully pointing the 18th century stone facade: کارشناسان با دقت نمای سنگی قرن هجده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn down the redio: کم کردن صدای رادیو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wrongs of repeat offenders: اعمال خلاف مجرمان سابقه دار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've already seen it: آن را قبلا= تازه دیده ام
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm take up your side: من در کنار تو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he assured her that everything would be fine: او به او تضمین کرد که همه چیز خوب خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look ahead to the future: به آینده نگاه کن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they struggle to decide whether to: آن ها در تصمیم گیری سردرگمند که. . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he snapped at me: به من تشر زد ( تشر زدن )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn left before the bank: قبل از بانک بپیچ به چپ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn on the tv: روشن کردن تلویزیون
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am take up your side: من در کنار تو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sulking solve nothing: قهر چیزی رو حل نمی کنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't believe i'm really going to meet the president: باورم نمی شه واقعا قراره رئیس جمهور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
guessed score: [ریاضیات] نمره ی فرضی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's wrong with that hat: این دیگه چه کلاهیه که پوشیدی؟ ( یعن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the quote includes cleaning and pointing all external walls: پیشنهاد قیمت شامل تمیزکاری و بندکشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you know how fix this i have no idea: میدونی چطور درستش کنی ؟ هیچ ایده ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't get over that you are ill today: نمیتونم قبول کنم که تو امروز مریضی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the train had already left: قطار تازه رفته بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assuring you with my best regards: با تقدیم احترامات فائقه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is ahead of his time: او از زمان خود جلوتر است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
working out is a struggle for me: ورزش کردن سختمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am about to snap: قراره از کوره در برم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder what's her name: من نمیدونم اسمش چیه معنیwonder دیگه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i've seen you before: فکر کنم من تو را قبلا دیده ام
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have already seen that film: من آن فیلم را قبلاً دیده ام. - اگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hotel was decentish not great but not terrible either: هتل تا حدودی خوب بود—نه عالی، نه اف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ahead of trump era: قبل از دوره ترامپ ahead of قبل از
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i thought we might call in on your mother on our way home: من فکر کردم که شاید در مسیر برگشت خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
guessed mean: [ریاضیات] میانگین فرضی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is the shop which sells really nice cakes: این فروشگاهی است که کیک های بسیار خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn off the tv: خاموش کردن تلویزیون
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being a new activity: شروع کردن کاری برای اولین بار شروع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that police officer wronged that poor black man: افسر پلیس با آن مرد سیاهپوست بیچاره ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he learned how to point walls from his father a master mason: او بندکشی دیوار را از پدرش، که استا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how long has your elder brother been in canada: برادر بزرگت چند وقته کاناداست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it makes him wonder: باعث شد واسش جای سوال بشه. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i snapped: من رد دادم / من قاطی کردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm about to snap: قراره از کوره در برم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ali already drives a car: هنوز هیچی نشده علی رانندگی می کنه. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been there before: قبلا آنجا رفته ام ( حالا اینجام و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
last night i called in sick i'm allowed to rest now: دیشب به محل کارم در خصوص بیماری زنگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life is too short to wonder what could have been: زندگی کوتاهتر از آن است که به ای کا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whatever is the matter: هرچه هست مهمه ( یعنی یکچیزی اتفاق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start doing an activity habitually: شروع انجام یک فعالیت عادی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn a page: ورق زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he guessed she was about 40: مرد حدس زد که زن نزدیک 40 ساله بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got a headache: من سردرد دارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've had it for some two years now: الان یه دو سالی هست که دارمش.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i tried to point the wall myself now it looks like i threw porridge on it: خواستم خودم بندکشی کنم — الان شبیه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
snap elections: انتخابات زودهنگام
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you know any call in food near us: هیچ سفارش غذایی اطراف ما میشناسی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder who they were: مونده ام اینا کی بودند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he turned 20: او 20 ساله شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we told him we'd back him whatever: به او گفتیم تحت هر شرایطی ازش حمایت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll try not to take up too much of your time: سعی می کنم زیاد وقتتان را نگیرم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i guess i owe you an apology: {غیر رسمی}: من فکر می کنم که یک معذ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the end got me emotional: آخرش احساساتی شدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how long have you had this car: چند وقته این ماشین رو داری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his performance was decentish but not outstanding: عملکردش تا حدودی خوب بود، اما خارق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they kept pointing the same old walls pretending the house was new: همان دیوارهای قدیمی را بندکشی می کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now it's your turn to try it: حالا نوبت توئه که امتحانش کنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no matter what happens: هر اتفاقی هم که بیافته تحت هر شرایط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what you need to know before moving into a tiny house: آنچه بایدبدانید قبل از نقل مکان به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she snapped her eyes toward: او یه دفعه و ناگهانی، چشم هاشو به ط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these files take up a lot of disk space: این فایلها یک فضای بسیار زیادی از د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got pain in my body: بدنم درد میکنه یا بدن درد دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my guess was right: حدس و گمان من درست بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way into fame and fortune: او با سختی زیاد به ثروت و شهرت رسید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pointing should be done only after the wall has set completely: بندکشی فقط باید بعد از خشک شدن کامل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how long has your brother been abroad: برادرت چند وقته خارجه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are already healthy: آنها در حال حاضر سالم هستند. alrea ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the food was decentish: غذا تا حدودی خوب/قابل قبول بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should wash your hands before meals: باید دستاتون را بشویید قبل از غذا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way out of depression struggling every day: او با سختی زیاد از افسردگی بیرون آم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you guess what's in the box: می توانید حدس بزنید که در جعبه چیست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he said he was repointing his life i think he meant therapy: گفت دارم زندگیمو دوباره بندکشی می ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got no life: من زندگی ندارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so you decided to assume her entire life: پس تصمیم گرفتی که تمام زندگی اش را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a decent meal: غذای درست حسابی ( که آدم رو سیر کنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't let you ruin your future: اجازه نمیدم آیندتو خراب کنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so i called an architect: پس از یک معمار کمک گرفتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder where i will be 20 years from now: نمی دانم بیست سال دیگه کجا خواهم بو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything is going to be just fine: همه چی خوب پیش خواهد رفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i used to ride horses but i can't anymore: قبلا میرفتتم اسب سواری اما دیگه نمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
customers find it hard to pick the best deal out of a confused menu of options: مشتری ها متوجه می شوند که سخت است ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play snap: ورق بازی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good pointing prevents water from seeping into the wall: بندکشی خوب جلوی نفوذ آب به دیوار رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it easy everything is going to be just fine: جوش نزن. همه چی خوب پیش خواهد رفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nuts about him: crazy about him
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i used to be a truck driver but not now: قبلا راننده کامیون بودم ولی حالا نه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
had a good cry: یک دل سیر گریه کرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
women tend to get a raw deal from employers: با زنان برخورد خشن می شود از طرف کا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please remind me to call my mom: لطفا یادم بیار به مادرم زنگ بزنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really don't know what he meant by that statement: نمی دونم با اون جمله منظورش چی بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they called on him to represent them: آنها از او خواستند که نماینده آنها ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think the creator of the work should assume his audience is smarter: به نظرم خالق اثر باید مخاطبش را باه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no point in: هیچ فایده ای در . . . وجود نداره . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where's the tape: ویدئو کجاست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sat down and had a good cry: نشست و یک دل سیر گریه کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way through depression struggling every day: او با سختی زیاد از میان افسردگی عبو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prime minister promised farmers a new deal: نخست وزیر به کشاورزان یک برخورد عاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to assume position: موضع اتخاذ کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am just guessing: من دارم فقط حدس می زنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remind someone of sb: کسی رو به یاد کسی انداختن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what have you got: چی دارین؟ - در رستوران به پیش خدمت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll come straight to the point: میرم سر اصل مطلب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i noticed a change in her behavior: من تغییری در رفتار او متوجه شدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to be handled: نمیخوام دست به سر بشم با توجه به جم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remind someone of sth: چیزی رو به یاد کسی انداختن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got a minute: میشه یک دقیقه وقتتو بگیرم؟ یک دقیقه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't let you ruin your future: نمیتونم اجازه بدم آیندتو خراب کنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder what will happen: نمیدانم چه اتفاقی رخ خواهد داد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our company specializes in stonework and pointing: شرکت ما در سنگ کاری و بندکشی تخصص د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we used to play together when we were kids but not now: قبلا با هم بازی میکردیم، بچه که بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm calling to talk to: من در حال تماس گرفتن هستم تا با . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she encouraged her friends to join the petition against the new law: او دوستانش را تشویق کرد که به دادخو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you gone nuts: خل شده ای؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i see what color is his hair: بسیار خب ، موهاش چه رنگیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the song was a hit worldwide: آن آهنگ در سراسر جهان پرفروش شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't always assume bad things: هیچ وقت چیز های بد تصور نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need a good rest: یک استراحت حسابی نیاز داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to call on friends: برای تماس با دوستان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decent breakfast: صبحانه پر و پیمون
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outgoing sort of person: طرف از اون معاشرتی هاست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent sunday repointing the front steps: کل یکشنبه اش رو صرف بندکشی پله های ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
impersonal tone and disinterested point of view: لحن غیر شخصی و دیدگاه بی غرضانه poi ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be noticed: متوجه حضور کسی/چیزی شدن مورد توجه د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's obvious he is nuts: معلومه که اون خل و چله
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many people joined the petition to save the local park: بسیاری از مردم از دادخواست برای نجا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she called to say she'd be late: او زنگ زد تا بگوید دیر می کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can't handle the pressure of the job: او نمی تواند فشار این کار را تحمل ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the problem is beginning to assume massive proportions: این مشکل کم کم داره ابعاد گسترده ای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a rough deal: برخورد خشن داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i used to live in a village: قبلا تو روستا زندگی میکردم ( یعنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live a true love story: یک رابطه عاشقانه را زندگی کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way across the floor: او به سختی و با خزیدن ( سینه خیز رف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after hearing a strange noise in the middle of the night he freaked out and called the police: بعد از شنیدن یک صدای عجیب در نیمه ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder if you talked to the chief about the lab: میخواستم بدونم که امروز بالاخره موض ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just spoke to him he quite agrees but: من اتفاقاً امروز خدمتشون بودم و صحب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her speech was a hit with the audience: سخنرانی او نزد مخاطبان بسیار محبوب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've got just about enough time to get there: نسبتاً زمان کافی برای رسیدن به اونج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to visit somebody: ملاقات کردن دیدارکردن باکسی سرزدن ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need a good rest: به یک استراحت حسابی نیاز داری.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there s no more he could have done: دیگه کاری از دستش بر نمی اومد دیگه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in good spirits: سرحال بودن شاد و شنگول بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is the water boiled already: خیلی زود آب جوش اومد به این زودی آب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no call for alarm: نیازی به نگرانی نیست. call= نیاز / ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a raw deal: برخورد ناپخته داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way through the tunnel: او به سختی و با خزیدن از تونل عبور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just keep repointing your past rebuild it: نمی تونی فقط گذشته ت رو بندکشی کنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he decided to join the army: او تصمیم گرفت به ارتش بپیوندد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live happily: شاد زندگی کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to hand in notice: استعفا دادن/تحویل استعفا نامه noti ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decent life: زندگی شرافتمندانه/ آبرومندانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we point the reader to: ما خواننده را به . . . ارجاع می دهی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
because she was afraid of heights she completely freaked out when we reached the top of the mountain: چون از ارتفاع می ترسید، وقتی به قله ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a decent sort of fellow: او از نوع آدمهای محترم و آبرومند اس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we must still un throne her my point: اصل مطلب من اینه که باید ما از حکوم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't mean to freak you out but there's a huge spider on your shoulder: قصد نداشتم تو را بترسانم، اما یک عن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really screwed up the presentation: ارائه رو حسابی خراب کردم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wonders stuff: اجناس سودمند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i no more answer her call: من دیگه به تماس او جواب نمیدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can just about tolerate it at the moment: در حال حاضر، کم و بیش می تونم تحملش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call on performance bond: به اجرا گذاشتن ضمانت نامه ی حسن انج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know how you handle your boss: نمی دانم چطور با رئیس تان کنار می آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they don't hit it off: با هم نمیسازن جور نیستن آبشون تو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he resents of my success: اون از موفقیت من دلخوره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did you take away from movie: از این فیلم چه برداشتی داشتی/چی ازش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she shook it off and smiled: بی خیالش شد و لبخند زد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is too good for her husband: از سر شوهرش زیاده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heat it up then eat it: گرمش کن بعد بخور
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a better deal: برخورد بهتری داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you remind me of: تو منو یاد کسی/چیزی میندازی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people ruin beautiful thing: آدم ها چیزهای قشنگ رو خراب می کنند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got really freaked out: واقعا ترسیدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bill calls for the establishment of: یعنی لایحه خواستار تاسیس . . . cal ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one season black is the in colour: در یک فصل رنگ مشکی مد هست. in به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freaked out by it: ازش میترسن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can come in now i'm decent: حالا می توانی بیایی ، لباس پوشیدم. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the right call: تصمیم درست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you back already: به این زودی برگشتی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crawl one's way: به سختی و با زحمت جلو رفتن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they screwed me out of my money: پولمو ازم بالا کشیدن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she assumes herself pretty: او خودش را خیلی خوشگل فرض می کند. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she no longer calles me: او دیگه به من زنگ نمیزنه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wondered: در این فکر بودم که . . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she can't handle loud noises very well: او نمی تواند سر و صدای بلند را به خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they said the renovation's done looks like they only pointed the cracks: گفتن بازسازی تموم شده — انگار فقط ت ...
٥ ماه پیش