نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looks like a million dollars: بسیار شیک و زیبا به نظر رسیدن است.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working fund: [ریاضیات] تنخواه گردان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working frequency: [برق و الکترونیک] فرکانس کار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working line: [عمران و معماری] خط عمل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working hours method: [ریاضیات] روش میزان ساعات کارکرد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working hotelling scheffe confidence band: [آمار] نوار اطمینان ورکینگ, هتلینگ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working gage: [نفت] رزوه سنج کارگاهی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working cycle: [عمران و معماری] دوره عملیات
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working clothes: comfortable clothing that one wears ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital turnover: [حسابداری] ( دفعات ) گردش سرمایه جا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital components: [حسابداری] اجزای تشکیل دهنده سرمایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital analysis: [حسابداری] تجزیه و تحلیل سرمایه در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working blade: [سینما] تیغه قطع کننده نور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working beam: radio beam, radio signal, transmiss ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working apeture: [سینما] دهانه مفید - روزنه کار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working youth: israeli youth movement based on the ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working stress: [عمران و معماری] تنش مجاز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working section: [زمین شناسی] از جبهه کار تا نقطه ای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working method: system of working, way that one wor ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working load or service load or service load: [زمین شناسی] بار بهره برداری، بار س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital provided from used in operations: [حسابداری] سرمایه در گردش حاصل از ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working boots: boots that are used for work ( espe ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working bench: [زمین شناسی] پله موقت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working standard: [صنعت] استاندارد کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working place or stope or drive or stope or drive: [زمین شناسی] کارگاه استخراج
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working voltage voltage rating: [برق و الکترونیک] ولتاژ کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working stope or drive: [زمین شناسی] کارگاه استخراج
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital ratio: [حسابداری] نسبت سرمایه در گردش
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll get back to you: سریعا به شما پاسخ خواهم داد I’ll g ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is any way: به هر وسیله ممکن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonesuch: چیز بی نظیر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nones: ( تقویم روم باستان ) نه روز پیش از ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have enough on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have so much on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a lot on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enough on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so much on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as broad as long: این اصطلاح یعنی بین دو یا چند گزینه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have too much on plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a raw deal: این اصطلاح را با معانی زیر می توانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have ones fingers crossed: امیدوار بودن برای اینکه چیز ها به ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش