نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his talents were dormant up to the age of twenty then suddenly they flowered: تا سن بیست سالگی استعدادهای او خفته ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tube rack: ( آزمایشگاه ) جا لوله ای
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're going to have to learn to control your temper: مجبور خواهید بود یاد بگیرید خشم تون ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his story was really lowdown: داستانش واقعاً افسرده کننده بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mix one part of the medicine with three parts water: یک قسمت از دارو را با سه قسمت آب مخ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move on something: انجام کاری در مورد چیزی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as a nurse i learned to control my emotions: من به عنوان پرستار یاد گرفتم احساسا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to one's advantage: به نفعِ خود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweat about: نگران ( چیزی ) بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
won't you to introduce this man to us: این مرد رو به ما معرفی نمی کنی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't bring myself to watch what's about to happen: نمی توانم خود را متقاعد سازم تا آنچ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as its title implies: همانطور که از عنوان آن بر می آید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her argument hinges on a single piece of evidence: استدلال او به یک قطعه شواهد وابسته ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
which i had already answered: چیزی که قبلا جواب داده بودم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they exacted a terrible vengeance on him: انها یک انتقام وحشتناک را به او تحم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carolyn was consumed with guilt: کارولین بوسیله گناه تباه شده بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid sb to do something: به کسی دستور دادن یا دعوت کردن که ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gets the most advantage of his time: بیشترین استفاده را از وقتش بکند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm bound to say: وظیفم میدونم ک بهت بگم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i disliked the implied criticism in his voice: من از انتقاد ضمنی در لحن او خوشم نی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gate's hinge was loose so it wouldn't close properly: لولای دروازه شل بود، بنابراین درست ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fact that she was here implies a degree of interest: این واقعیت که او اینجا بود، نشان ده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move on somebody: اغوا کردن کسی ، از راه به در کردن ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
access to the laptop: دسترسی به لپ تاپ
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a small part in the school play: او در نمایش مدرسه نقش کوچکی دارد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some diseases stay dormant for a long time: برخی بیماری ها مدت ها در کمون باقی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me the lowdown on what happened yesterday: اصل قضیه ی دیروز رو برام بگو. lowd ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cranked open the old window: او پنجره قدیمی را با زور باز کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've got a lot of nerve: خیلی پررویی !
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temper by: کم شدت گشتن با
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fail to prosecute: عدم پیگیری قانونی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was bound to come soon: در شُرُف رخ دادن بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the teacher who interrupted his talk to denounce a dormant student: : معلمی که صحبت خود را قطع کرد تا د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she plays the part of the sexy blonde waitress: او نقش پیشخدمت بور سکسی را بازی می ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please unplug the tv before you go to bed: لطفا قبل از اینکه بروی بخوابی تلویز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she knows the lowdown on the company's problems: او از مشکلات شرکت خبر دست اول دارد. ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his rude comments cranked her up: حرفهای بی ادبانه اش او را عصبانی کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lose his temper: و کنترل رفتاری خودش را از دست میدهد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she exacted high standards from them: او به زور از آنها استانداردهای بالا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid somebody to do something: به کسی دستور دادن یا دعوت کردن که ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hinge of the laptop was damaged so the screen wouldn't stay up: لولای لپ تاپ آسیب دیده بود، بنابرای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jeopard: بخطر انداختن، بمخاطره انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charges have yet to be filed: هنوز اتهامات ثبت نشده اند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many crimes go unreported or fail to be prosecuted: بسیاری از جرایم گزارش نمی شوند یا ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he admitted his part in the robbery: او به نقش خود در سرقت اعتراف کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demand and supply: عرضه و تقاضا
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her emotions have lain dormant for many years: احساسات او سال هاست که خفته است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here's the lowdown on the new policy: اینم گزارش کامل درباره ی سیاست جدید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid someone to do something: به کسی دستور دادن یا دعوت کردن که ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to deny somebody access to: مانعِ نزدیک شدنِ کسی به . . . مان ...
٦ ماه پیش