نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you chicken out already: هیچی نشده جا زدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has got sticky finger: او دستش کج است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that’s so true: کاملا درست است کاملا موافقم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he meant well: منظورش / نیتش خیر است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she looks proud: طرف خودشو میگیره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m sick of it: حالم از این وضعیت بهم میخوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is cold fish: ادم بد عنقیه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she drives me crazy: رو اعصابم راه میره دیوونم کرده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a bag egg: آدم بدطینت و بی صداقت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m not in a good mood: حال و حوصله ندارم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
just folks: ( مردم ) ساده و بی تکلف، بی شیله پی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature control: تنظیم کننده حرارتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can’t stand you: نمیتونم تحملت کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t look the other way: خودتو به اون راه نزن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temper screw: پیچ تنظیم ساق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jointed plain concrete pavement or jpcp or jpcp: روسازی بتنی درزدار ( JPCP )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperate climate: آب و هوای معتدل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t get fresh with me: پررویی نکن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temper mill: دستگاه آبگیری فلز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my cellphone is out of juice: گوشیم شارژ نداره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
joint will: will made together by a husband and ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperateness: میانه روی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t carrid away: جو گیر نشو
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature step dyeing method: رنگرزی به روش حرارت پله ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i won’t let you down: ناامیدت نمیکنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t breath a word: خفه شو
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperable: در موردفلز اب دادنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature reinforcement: فولاد حرارتی - میلگرد حرارتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a nice: چه خوب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s my fault: تقصیر منه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t be a drip: لوس نشو
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature recorder: ثبت کننده حرارتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i was miles away: ببخشید حواسم جای دیگه ای بود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t ride the high horse: از خر شیطان پیدا شو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t interrupt me: تو حرفم نپر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature range properties: خواص محدوده دمایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t sell yourself short: خودت را ارزون نفروش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature range: محدوده دمایی تغییرات کلی در دمای مح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tell me the truth: حقیقت را به من بگو
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature coefficient of capacitance: ضریب دمایی ظرفیت خازنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperatare controlled crystal unit: واحد بلوری کنترل شده ی دما
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature anomaly: نابهنجاری دما
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature saturation filament saturation saturation: اشباع دمایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature alarm: هشداردهنده درجه حرارت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hen pecked husband: مرد زن ذلیل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature compensating alloy: آلیاژ جبران ساز دمایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperatue element: جزءاندازه گیری حرارت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit he jackpot: پول قلنبه ای به جیب زدن / لاتاری بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t let on that: موضوع رو لو نده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jointuress: jointress, widow who holds a jointu ...
١ سال پیش