نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prosecute someone: تعقیب قانونی کسی ( به دلیل چیزی )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prove to somebody's advantage: برای کسی سودمند بودن برای کسی مفید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speech is hardwired in the human brain: قوه ناطقه در مغز انسان غریزی است!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
responses based purely on emotion: پاسخ ها کاملا بر اساس هیجان استوار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the orderly presentation of information: عرضه ی منضبط و مرتب اطلاعات
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the entire plan hinges on his approval: کل طرح به تأیید او وابسته است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the programme will be shown in two parts: این برنامه در دو قسمت نشان داده خوا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was a lowdown trick to play on someone: این حقهٔ ناجوانمردانهای بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid for something: پیشنهاد قیمت دادن برای چیزی ( معمول ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move on to the next section: رفتن به بخش بعدی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you implying i am wrong: داری میگی من اشتباه میگم؟ ( منظورت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he brought his dog to the park: او سگش را به پارک آورد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was prosecuted for fraud: او به دلیل کلاهبرداری تحت تعقیب قان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me introduce myself: اجازه دهید خودم را معرفی کنم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they cranked up the volume at the party: آنها در مهمانی صدا را بالا بردند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an orderly room: یک اتاق منظم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mothers are hardwired to protect their children: مادران ذاتا محافظ بچه هایشان هستند!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vast amounts of food and drink were consumed: مقدار زیادی غذا و نوشیدنی مصرف شده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overcome by emotion she turned away: {با} غلبه کردن بر احساسات، او از آن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he fixed the broken hinge on the cabinet: او لولای شکسته کابینت را تعمیر کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swear god: به خدا قسم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bottom rack: طبقه وسط فر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the crowd was orderly: جمعیت با انضباط بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stealing from the poor is a lowdown act: دزدیدن از فقرا کار پستی است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
next week we publish part three of the president's diaries: هفته آینده بخش سوم دفتر خاطرات رئیس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn something to advantage: چیزی را به نفعِ خود تمام کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they bid $2000 for the painting at the auction: آنها برای نقاشی در حراج 2000 دلار پ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
try to move on your problems: سعی کن مشکلاتت رو پشت سر بذاری
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll have plenty more chances: شما شانس زیادی برای اون دارید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be bound for: عازمِ. . . راهیِ. . . بعدش اسم مکان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thoughts that lie dormant for years: اندیشه هایی که سال ها در خواب می ما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take me home: منو ببر خونه ( برسون خونه )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his silence seemed to imply agreement: سکوتش، به نظر موافقتش رو میرسوند. ( ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you implying he's stupid: آیا شما [با کنایه] میگویید که او بی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prosecute a war: پیشبرد یک جنگ ( به صورت رسمی/قانونی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the factory cranks out thousands of shoes daily: این کارخانه روزانه هزاران کفش تولید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural resources are being consumed at an alarming rate: منابع طبیعی به سرعت هشدار دهنده ای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
racking my brain: به مغزم فشار آوردم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hinge of the box was rusted and wouldn't open: لولای جعبه زنگ زده بود و باز نمی شد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she decided to bid for the antique clock she had been eyeing: او تصمیم گرفت برای ساعت عتیقه ای که ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be bound by: مقید به / موظف به. . . مثلاً مقید ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't sweat it you'll have plenty more chances: نگران نباش، شما شانس زیادی برای اون ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hardwired to: منتسب هستند به منتسب شده اند به چی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was implied that we were at fault: اینطور به نظر میرسید که ما مقصر بود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crank open: با زور باز کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as the face implies: همانطور که از چهره اش پیداست
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fire consumed fifty houses: آتش پنجاه خانه را سوزاند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the king prosecuted the war despite opposition: پادشاه این جنگ را علی رغم مخالفت ها ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
will you please introduce yourself: میشه لطفا خودت رو معرفی کنی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money does not bring happiness: پول، خوشی نمی آورد
٦ ماه پیش