نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the article doesn't say it directly but it implies that the company is in trouble: مقاله مستقیماً نمی گوید، اما اشاره ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prosecute a case: تعقیب یک پرونده قضایی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you have the advantage of me: شما را به جا نمی آورم. حافظه ام یار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that dissidence between inward reality and outward seeming: این اختلاف نظر بین واقعیت درونی و ظ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they chopped down large areas of rainforest: آنها مناطق وسیعی از جنگل بارانی را ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to flay an ox: پوست گاو را کندن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid good morning: صبح بخیر گفتن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our summer holidays seemed to go on: بنظر می رسید ، انگاری تعطیلات ما اد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the people were flayed by excessive taxes: مالیات های زیاد مردم را بیچاره کرده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she moved her bag off the table: او کیفش و از روی میز برداشت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
current practice: عرف کاری رایج
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her tone of voice implied that she was annoyed: لحن صدای او اشاره می کرد که کلافه ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seemed l have touched a nerve: بنظر رسید من یک نفر را بشدت عصبانی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the attorney general decided to prosecute the case aggressively: دادستان کل تصمیم گرفت این پرونده را ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take advantage of somebody: کسی را گول زدن، از کسی سوءِ استفاده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
four fingers were chopped off: چهار تا انگشت بریده و قطع شده بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to rack a gun: بارگذاری و آماده کردن اسلحه برای شل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not going to argue about this anymore i'm ready to move on: دیگر نمی خواهم در مورد این بحث کنم. ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a bad temper: او خلق و خوی ( حال روحی ) بدی دارد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bid you good morning with a warm smile: من با یک لبخند گرم به شما صبح بخیر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we learned about all the different parts of the digestive system: ما در مورد تمام اندام های مختلف سیس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it doesn't seem like you can postpone making that decision much longer: مثل اینکه نمی تونی تصمیم گیری ات رو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you imply by that comment: با آن اظهارنظر چه چیزی را اشاره دار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the leaks proved cia was behind the coup: اسنادِ درز پیدا کرده ثابت کرد که سی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chopping wood: قطعه قطعه کردن چوب و هیزم / شکستن ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we don't practice it: بهش عمل نمی کنیم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i pray thee: التماست میکنم. . . تو را بخدا. . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tables free rack them up: میزها خالی شدند ، جمع شون کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has quite a temper: او تقریبا حال عصبانیت دارد ( خلق و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
which part of london do you live in: در کدام قسمت ( ناحیه ) از لندن زندگ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was good at hiding her emotions: او در پنهان کردن احساساتش خوب بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the success of the project hinges on teamwork: موفقیت پروژه به کار تیمی وابسته است ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
humans are hardwired for speech: انسان ها بالفطره سخنگو هستند!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to rack one's brain: به مغزخود فشار آوردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chop the potatoes into pieces: سیب زمینی ها رو به قطعات ریز خرد کن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that seemed like the best method: به نظر می رسید که این بهترین روش اس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there'll be snow in parts of the midlands tonight: امشب در مناطقی ( = مناطق خاص ) در م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bid them good evening as they walked into the room: او به آنها شب بخیر گفت وقتی که وارد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a good temper: او خلق و خوی ( حال روحی ) خوبی دارد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you implying he is mad: آیا شما تلویحا می گویید که او دیوان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the radiator is leaking: رادیاتور نشتی دارد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i swear i will never talk to him again: قسم می خورم دیگه هرگز با او حرف نمی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take full advantage of something: حداکثرِ استفاده را از چیزی کردن، چی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it takes time for sth to be hardwired into your brain: زمان میبره که یک چیزی ملکه ذهنت بشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he works for a company that makes aircraft parts: او در شرکتی کار می کند که قطعات هوا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid for sth: پیشنهاد قیمت دادن برای چیزی ( معمول ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move on don't stop here: یالا حرکت کنید، متفرق شوید، اینجا ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate it when you lose your temper like that: متنفرم از این حالتی که اینطوری بداخ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you implying that i'm fat: به صورت غیر مستقیم گفتی که من چاقم؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you get a chance to introduce yourself to the new team members: فرصت کردی خودت را به اعضای جدید تیم ...
٦ ماه پیش