نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t be shy: تعارف نکنید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goes out of my mind: پاک یادم رفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get rid of him: از شرش خلاص شو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
better to ask the way than go astray: پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t meddle yourself in my own affairs: �توکار من دخالت نکن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond of all doubt: تردیدی نیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t pick on me: گیر نده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t give me that: �خالی نبند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue films: �فیلم های موهن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t make a fib: �خالی نبند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue movies: �فیلم های موهن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t put words in my mouth: حرف تو دهن من نذار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
both fun and game: هم فاله هم تماشا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break the back of sth: کمر کار راشکستن ( قسمت سخت کاری را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn your fingers: �چوب عمل خود را خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burst sb’s bubble: تو ذوق کسی زدن ( کسی را نا امید کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
button one’s lips: زیپ دهان خود را کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by no manner means: به هیچ وجه من الوجوه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by virtue of the authority vested in me: نظر به اختیاراتی که به بنده تفویض ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break a flag of true: شکستن آتش بس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call a flag of true: اعلام آتش بس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call sth into play: به کار/راه انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chances are slim: هیچ شانسی نیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cheat on sb: به کسی خیانت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in sb’s bad: مورد بی مهری کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat high off the hog: غذای گران خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in sb’s black books: مورد بی مهری کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ate the dirt: �به غلط کردن افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
court danger: �به استقبال خطر …. رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the last leg: �قراضه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be put upon: مورد تحمیل قرار گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even if it rains or shine: به هر قیمتی که شده کاری را انجام دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
excuse me for my french: بی ادبی من رو ببخشید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be snowed under sth: به شدت درگیر چیزی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
evert your eyes: چشماتو درویش کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be tearing your hair out: بشدت کفری بودن خود را جر دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut the ground from under sb’s feet: نقشه های کسی را نقش بر آب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up the shit creek without a paddle: ( عامیانه ) تو مخمصه بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every tide has its eb: زندگی فراز و نشیب داره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you follow me: متوجه حرفام هستی؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be under the weather: بدحال بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every tom dick and harry knows: هر کس و ناکسی آن را می داند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go on the warpath: جوش آوردن آن روی سگ کسی را بالا آو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you have ants in the pants or what: چیه، کک توی بدنت افتاده؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyday is a new beginning: هر روز یک شروع دوباره است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beat up on yourself: خودخوری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t beat around the bush: حاشیه نرو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beat your brains out: به مغز فشار آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t let him persuade you: �سر حرف و تصمیم خود ایستادن
١ سال پیش