نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he hails from new york: اهل نیویورکه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load bearing diaphragm: جدار باربر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
true he is somewhat stingy: راست است که اندکی خسیس است ولی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
loading error: خطای بار گذاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can pull strings: خیلی خرش میره آدم کله گنده ایه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
true value: اندازه حقیقی اندازه حقیقی عبارتست ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load impedance diagram: نمودار امپدانس بار نموداری که اثر ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
true pelvis: لگن زیرین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he drove us in to it: اون مارو تو این دردسر انداخت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load haul dump unit: ماشین بارکننده - باربر ( ترابری )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load transfer switch: کلید انتقال بار کلیدی که مولد یا من ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always has sth on his sleeve: همیشه یه چیزی تو چنتش داره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load point: نقطه بار گذاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always pulls the wool over his friends eyes: او همیشه سر دوستانش شیره می مالد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
true course: مسیر حقیقی مسیری که با زاوایه انداز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load matching networ: شبکه ی تطبیق بار شبکه ای برای تطبیق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he blew hot and cold: مردد/دودل بودن این پا و آن پا کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
truespeech: group of software applications that ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load matching: تطبیق بار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a knuckle sandwich: با مشت زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a soft spot for sb or sth: به کسی / چیزی علاقه داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a dirty look: به کسی چپ چپ نگاه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an ace up your sleeve: ورق برنده در آستین داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give yourself airs: فخر فروختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a inkling of sth: �احساس همدردی کردن / از چیزی تصور م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go fly on your sky: برو پی کارت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have fun for me: بجای منم خوش بگذرون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have got sth inside out: لباسی رو برعکس پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
loaded antenna: آنتن با بار آنتنی که به منظور افزای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have wear sth inside out: لباسی رو برعکس پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get rid of her: از شرش خلاص شو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goes right out of my mind: پاک یادم رفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goes clean out of my mind: پاک یادم رفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get somebody’s goat: اعصاب کسی رو داغون / خرد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good for ill: هرچه باداباد ، هرچه می خواهد بشود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on sb’s nerves: اعصاب کسی رو داغون / خرد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang on there: قوی باش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something off one’s chest: دل خود را خالی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a kiss of life: �تنفس دهان به دهان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a clear conscience: وجدان آسوده داشتن/وجدان راحت داشتن�
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall in love at first sight: با یک نظر عاشق شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fork it out: �رد کن بیاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run like the clappers: مثل برق رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall in love at first glance: با یک نظر عاشق شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
friend in need is a friend indeed: دوست آنست که گیرد دست دوست در پریشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go like the clappers: مثل برق رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel free to do so: تعارف نکنید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the wrong side of sb: کسی را ناراحت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive like the clappers: مثل برق رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the right side of sb: کسی را خوشحال کردن
١ سال پیش