نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have sympathy for him: دلم براش میسوزه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i caught your red handed: مُچتو گرفتم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up top: بزن قدش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was hopping mad: کُفرش در اومده بود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think that boy second to the last was mulatto: گمونم پسره یکی مونده به آخری دورگه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have sympathy for her: دلم براش میسوزه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was about to die: داشتم می مُردم نزدیک بود بمیرم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i couldn’t care less: ابدا اهمیت نمیدهم به من چه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he will be up and about: سلامت خود را بازیافتن / حال کسی خوب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven’t got a bean: آه در بساط ندارم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was at my wits’ end: عقلم به جایی نمیرسید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his latest movie looks set to break new: کار نویی کردن / ابتکار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i cross my fingers for you: برات آرزوی موفقیت می کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he won the lottery and he is really sitting pretty: در بهترین شرایط قرار داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was pleased to see the back of him: آخیش رفت / از شرش خلاص شدیم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was already living on borrowed time: عمری دوباره از خدا گرفته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am of a quiet few friend: من بیشتر از اونچه که فکر میکنی دوست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw the police coming and legged it down the road: دررفتن / فرار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boxy acoustic: اکوستیک بسته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was always the odd one out at school: با دیگران فرق داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am on my beam ends till friday: در مضیقه / بی پول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
box out: ( بیس بال ) راه حریف را سد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i set you up: گولت زدم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am out of my depth: عقلم قد نمیدهد سر در نمی اورم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
box supper: گردهمایی اعضای کلیسا که طی آن خوراک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i sick of your idea: حالم از نظراتت بهم می خوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am what i am whats it got to do with you: همینم که هستم، به تو چه؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
box turtle: لاک پشت لولادار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
help yourselves: از خودتون پذیرائی کنید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was apple polishing: داشت چاپلوسی میکرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am what i am what's it got to do with you: همینم که هستم، به تو چه؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boxing gloves: دستکش مشت بازی، دستکش بکس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never say die never give up hope: هرگز ناامید نشو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i talked police officer out of getting a ticket: �مخ پلیس رو زدم که جریمم نکنه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he strains every nerve: او نهایت تلاش و کوشش خودش رو انجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how dare you question my decision: چطو جرات میکنی رو حرف من حرف بزنی؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how the hell are you: چطور مطوری؟ ( گویش خیابانی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is good company: آدم خوش مشربی است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he thinks his life is coming apart at the seams: در حال از هم پاشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is good company: آدم خوش مشربی است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
humans are able to mistakes: انسانها جایزالخطا هستند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i pity you if: وای به حالت اگه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hung up on someone: به کسی دل بستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he took a long time to come round: مدت زیادی طول کشید تا به هوش آمد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i salute you: درود بر شما
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i ain't got no use for it: به درد من نمی خوره مورد استفاده من ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is barely on speaking terms with his father: زیاد با پدرش خوب/جور نیست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boxwood: چوب شمشاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is giving me a hard time: �روزگار منو سیاه کرده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is gone up in the world a bit since i knew him at college: پیشرفت/ترقی کردن
١ سال پیش