نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you ditch the class today: امروز کلاسو پیچوندی؟ ( نرفتی سر کلا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i failed my exam ah hard luck mate: امتحانم را قبول نشدم. اوه، بد شانسی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i count on you: میتونم روی تو حساب کنم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if i criticize him he gets aggressive and starts shouting: اگر از او انتقاد کنم، پرخاشگر می شو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we parted at the airport: ما در فرودگاه از هم جدا شدیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meg and neil were due to marry but she ditched him: قرار بود مگ و نیل با هم ازدواج کنند ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from petrified footprints you may infer that dinosaurs have existed: از جا پاهای سنگ شده ( حک شده ) شما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
part of my steak isn't cooked properly: قسمتی از استیک من درست پخته نشده اس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard sarah got the chop yesterday apparently her department is being shut down: شنیدم سارا دیروز اخراج شد. ظاهراً ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
does this count: اینم به حساب میاد؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
win an advantage over: تفوق یافتن ( بر )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this situation suggests using painkillers: این موقعیت ایجاب میکند از مسکن ها ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've already gotten away with being late once this week don't push your luck: همین این هفته یکبار با دیر آمدن توب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an advantage over: امتیاز/مزیت/تفوق داشتن ( بر )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new manager came in and started giving a lot of people the chop to cut costs: مدیر جدید آمد و برای کاهش هزینه ها ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go count them: برو اینارو بشمر.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a ditch is a long narrow hole: یک حفره یا گودال باریک و دراز است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who gets which shift is just the luck of the draw: اینکه چه کسی کدام شیفت را بگیرد فقط ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was late to work too many times and finally got the chop: او بارها دیر به سر کار رفت و بالاخر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to lose focus: تمرکز از دست دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rack of old age: رنج پیری
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the workers were chopping wood for the fire: کارگران در حال تکه تکه کردن چوب برا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think part of her problem is that she doesn't listen carefully enough to what other people say: فکر می کنم بخشی از مشکل او این است ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody an advantage over: به کسی امتیاز دادن ( در )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prosecute a crime: تعقیب قانونی یک جرم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was so petrified and so numb: من خیلی وحشت زده و بسیار بهت زده شد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delicate flavour: طعم دلپذیر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quit worrying: دست کشیدن ( از کاری ) متوقف کردن ( ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's got a rack on her chest: ( در مورد کسی که پروتز سینه گداشته ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you keep making mistakes like that you're going to get the chop: اگر به این اشتباهات ادامه بدهی، اخر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
part of this form seems to be missing: به نظر می رسد بخشی از این فرم موجود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
count out on me: رو من حساب نکن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he suggests that: پیشنهاد وی . . . است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
win an advantage: تفوق یافتن ( بر )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need the steps to get into the attic: ما واسه دسترسی به اتاق زیر شیروونی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
protected from political majorities moved by economic crisis or ideological reasons: در برابر اکثریت های سیاسی ، تحت تأث ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid good evening: شب بخیر گفتن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was racked by jealousy: حسادت شکنجه اش میداد یا رنج میبرد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i grew up in the south part of the town: من در قسمت جنوبی شهر بزرگ شدم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody an advantage: به کسی امتیاز دادن ( در )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the state will prosecute the crime to the fullest extent of the law: دولت این جرم را تا حد کامل قانون پی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ellen's seeming indifference to the woman's fate: بی تفاوتی ظاهری الن به سرنوشت زن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delicate color: رنگ ملایم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's got nothing in the attic: اون تو کله اش هیچی نداره. attic=کل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if my wife finds out she'll flay me: اگر زنم بفهمد پوستم را خواهد کند!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mason's temper flared: حال عصبانیت ( خلق و خوی تند ) میسن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they learn about the different parts of the body: آنها در مورد قسمتهای مختلف بدن یاد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid good afternoon: عصر بخیر گفتن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this precious film lay untouched in an attic: این فیلم نفیس تو یه اتاق زیر شیروون ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the rack will that be all boss: روی میز، دیگه کاری ندارید ، ریس
٦ ماه پیش