نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thrust something down somebody's throat: �مطلبی یا چیزی را به کله ی کسی فرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thrust something down sb's throat: �مطلبی یا چیزی را به کله ی کسی فرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thrust sth down sb's throat: �مطلبی یا چیزی را به کله ی کسی فرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise sb’s hackles: خشم کسی را برانگیختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise somebody’s hackles: خشم کسی را برانگیختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sb’s hackles rise: خشم کسی را برانگیختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make somebody’s hackles rise: خشم کسی را برانگیختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she doesn’t even cough without her father’s permission: بدون اجازه پدرش حتی آب نمی خوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is hungry for success: آرزومند/مشتاق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull the carpet from under sb’s feet: محاوره:پشت کسی را خالی کردن / جمایت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull the rug from under sb’s feet: محاوره:پشت کسی را خالی کردن / جمایت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a memory like an elephant: اون خیلی با هوشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull the rug from under somebody’s feet: محاوره:پشت کسی را خالی کردن / جمایت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got the job on false pretense: با ادعای دروغ و دوز و کلک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull the carpet from under somebody’s feet: محاوره:پشت کسی را خالی کردن / حمایت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she passed out: از حال رفت غش کرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your back into something: تمام نیروی خود را صرف کاری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she took to dancing like a duck to water: چیزی رو خیلی راحت یاد گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring an end to yourself: خود را کشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wears the pants in the house: خانه توسط خانوم اداره میشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put an end to yourself: خود را کشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s fine now but it was touch and go for a while: موقعیت/ بیماری … نامعلوم/نامشخص بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put an end to your life: خود را کشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring an end to your life: خود را کشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoe makers son runs barefoot: کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoe maker's son runs barefoot: کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since when do i get that important to you: از کی تا حالا اینقدر برات مهم شدم؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please give a warm welcome to somebody: یه کف مرتب به افتخار ( یه نفر ) بزن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor by condition rich by ambition: هر میمونی زشت ترست ، بازیش بیشتر اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop it out: بگو دیگه/ بده بیرون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
practise what you preach: به آنچه به دیگران توصیه میکنی خودت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prices crashed in the stock exchange: �قیمت ها در بورس به شدت پایین آمد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
promise someone the earth or moon: �وعده سرخرمن به کسی دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no haggling: چانه نزنید
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
no waves are made: آب از آب تکون نمی خوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nobody blames you i should hope not: نگران نباش کسی بخاطر اشتباهت شماتت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not a peep out of you: نفست در نیاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not pay a blind bit of notice: هیچ توجهی نکردن / گوش کسی بدهکار نب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing more occurs to me: چیز دیگری به نظرم نمی رسد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now you know: حالا که فهمیدی ( وقتی کسی میگه من ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
occupy the middle ground between: میانه رو بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oh give over: �دست بردار ول کن بیخیال شو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
party is over when the fat lady dances: وقت گل نی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peel out the pedal to the metal: گازشو گرفتن / سرعت گرفتن و دور شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
punch it the pedal to the metal: گازشو گرفتن / سرعت گرفتن و دور شدن
١ سال پیش