نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sometime in the future: یک زمانی در آینده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is deemed to be the best iranian athlete: او بهترین ورزشکار ایرانی شمرده می ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the exam is still two weeks away: تا امتحان هنوز دو هفته باقی مانده ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some people prefer living in the city but others prefer the suburbs: برخی مردم زندگی در شهر را ترجیح مید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is way too cute: فوق العاده زیاد نازه !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on show your: بیا و . . . ات رو نشون بده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road stretches away on either side: جاده از دو طرف امتداد دارد away=در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the meat of the article is in the second half: بخش اصلی مقاله در نیمه ی دوم آن قرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they hiked through the forest: آن ها از میان جنگل پیاده روی کردند. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't usually carry much cash with me: من معمولا پول نقد زیادی باهام ندارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where is the other shoe: کفش دیگه کجاست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's way too soon: بسی زود است!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the birds flew away from the storm: پرندگان از طوفان فرار کردند away=در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is away on vacation: او در مرخصی است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their show was amazing: نمایش آنها شگفت انگیز بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the border between sweden and norway: مرز بین سوئد و نروژ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop music is catchy and easy to listen to: موسیقی پاپ گیراترین و راحت ترین برا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
guns were blasting away: اسلحه ها داشتند پیوسته شلیک می کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she finds his jokes funny: او جوک های او را خنده دار میداند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we haven't reached the meat of the discussion yet: هنوز به اصل بحث نرسیده ایم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are there any other people we should tell: آیا افراد دیگری هستند که باید بهشان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were all damning him: آنها همه او را نفرین می کردند و بد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he train is pulling away from the station: قطار دارد از ایستگاه دور می شود awa ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
today's meeting was relatively quiet: جلسه امروز خلوت بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the keys are stored away in a safe place: کلیدها در یک مکان امن نگهداری می شو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't quite follow: درست متوجه منظورتون نمیشم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we fly between rome and paris twice dail: ما روزی دو بار از رم تا پاریس پرواز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll call you sometime: یک وقتی با شما تماس خواهم گرفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the meat of the story lies in the character's transformation: اصل/مغز داستان در تحول شخصیت نهفته ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she missed him when he was away: زن وقتی مرد در سفر بود دلش برایش تن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for one word a man is deemed to be wise or to be foolish: با یک حرف انسان را عاقل یا جاهل تلق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i find this book interesting: من این کتاب را جالب میدانم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the racket in one hand and the ball in the other: راکت را در یک دست و توپ را در ( دست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the children laughed their fears away: بچه ها با خنده ترس هایشان را از بین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i couldn't follow what professor hope was saying: متوجه منظور پروفسور هپ که چی داشت م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the shop is closed for lunch between 12 and 1: مغازه برای ناهار بین ساعت 12 و 01 ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the far end of: در منتها الیهِ در انتهایِ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he decided to move away from the city and live in the countryside: او تصمیم گرفت از شهر دور شود و در ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't care a damn: من خیلی اهمیت نمیدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
early schemas: طراحواره های اولیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take off clothes: لباس درآوردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no other work available at this time: هیچ کار دیگری در این زمان در دسترس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pop singer released a new album: خواننده پاپ یک آلبوم جدید منتشر کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it weighed between nine and ten kilos: آن وزنی بین نه تا ده کیلو دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to put on clothes: لباس پوشیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is living far from me: اون دور از من زندگی میکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he drifted away from his old friends after college: او بعد از دانشگاه از دوستان قدیمی ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the product has many other features: این محصول ویژگی های بسیار دیگری نیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are not going to damn the new product: ما قصد نداریم محصول جدید را بدنام و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's trying to break away from her unhealthy habits: او سعی می کند عادت های ناسالم خود ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's meet sometime next week: بیایید یک وقتی هفته آینده ملاقات کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry i don't quite follow: شرمنده، درست متوجه منظورتون نمیشم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the children were taken away from their parents by social services: این کودکان توسط خدمات اجتماعی از وا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she finds his presence a comfort: او حضور او را آرامش بخش میداند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't give a damn about you: پشیزی برات ارزش قائل نیستم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the relative importance of different factors: اهمیت نسبی عوامل مختلف.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it would finally come to an end: بالاخره به پایان می رسید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get away from the topic of politics for a moment: بیایید کمی از بحث سیاست فاصله بگیری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love your laughs: من عاشق خنده هاتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a lot of bad feeling between them: احساسات بد بسیاری بین آنها وجود دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw that movie two years ago: من اون فیلم رو دو سال پیش دیدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i find his argument convincing evidence: من استدلال او را شواهدی متقاعدکننده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far as i can tell: تا جایی که من میتونم بگم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a couple of day: چند روزی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all of these people are my relatives: همه این افراد خویشاوندان من هستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for damn sure i don't do it again: مطمئنا دیگه این کارو نمیکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she couldn't tear her eyes away from the beautiful sunset: او نمی توانست چشم از غروب زیبای خور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
popping pills: مصرف داروهای مخدر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she laughs at me: او به من می خندد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a link between unemployment and crime: رابطه بین بیکاری و جرم و جنایت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finds the lecture to be boring: او کلاس درس را خسته کننده میداند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ran away from the angry dog: او از سگ عصبانی فرار کرد away=فراری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we ought to be able to manage it between us: ما باید بتوانیم این موضوع را با هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she thrust her hands into her pockets: او دستهایش را توی جیبهایش فرو کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i listen to pop music: من به موسیقی پاپ گوش میدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get nightmare: کابوس داشتن/کابوس دیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and don't forget to laugh even though it's hard: و فراموش نکنید که بخندید حتی اگه سخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are related by marriage: آن ها از طریق ازدواج با هم مرتبط هس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a long time ago in a galaxy far far away: خیلی وقت پیش، در کهکشانی بسیار دور. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's usually how i see things: معمولا اوضاع رو اینطوری میبینم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the scissors away so the kids can't reach them: قیچی را کنار بگذارید تا بچه ها نتوا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finds the experience to be a blessing: او تجربه را یک نعمت می داند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stolen car was taken away by the police: ماشین دزدیده شده توسط پلیس برداشته ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't blow your damn nose too hard: دماغ لعنتیت رو خیلی سخت نگیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these two issues are closely related: این دو مسئله به هم نزدیک و مرتبط هس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you shouldn't laugh anybody: تو نباید کسی رو مسخره کنی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after 10 years of suffering 10 years of endless nightmares: بعد از 10 سال رنج، 10 سال کابوس بی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we ate a pizza between us: ما بین خودمان یک پیتزا خوردیم [ما ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the solution is just a phone call away: راه حل فقط یک تماس تلفنی با شما فاص ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far easier: خیلی آسون تر به مراتب راحت تر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a beautiful thing in some ways: از چند جهت زیباترین اتفاق بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they moved to new york five months ago: آنها پنج ماه پیش به نیویورک نقل مکا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you all right: میزونی؟ حالت خوبه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
late 90s: اواخر دهه نود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am very pop in this city: من توی این شهر خیلی معروفم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweetheart that man is gone: عزیزم اون مَرد مُرده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relative or absolute rights: حقوق مطلق یا نسبی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rocket's engines generated enough thrust to lift it off the ground: موتورهای موشک نیروی کافی برای بلند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you get a nightmare: کابوس دیدی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all their things were destroyed in the fire: همه وسایل آنها در آتش نابود شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the meeting ended just a few minutes ago: جلسه همین چند دقیقه پیش تمام شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road stretches away into the horizon: جاده تا افق امتداد می یابد away=به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she finds joy in helping others: او خوشحالی را در کمک به دیگران میدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is too damn beautiful that you sneak her: اون دختره خیلی خوشگله که دزدکی داری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highway authority: اداره راهداری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he walked away from the crowd: او از جمع دور شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm very pop in this city: من توی این شهر خیلی معروفم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is your iq relative to your looks: آی کیوت نسبت به چهرت چطوره؟ ( قیاف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is everything all right: همه چی مرتبه ؟ همه چیز روبراه است؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
early 90s: اوایل دهه نود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
baby you were gone for three years: عزیزم ۳ سال بود که غیبت زده بود ( ۳ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have nightmare: کابوس داشتن/کابوس دیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eva was in a terrible rage when she thrust herself into the room: ایوا وقتی به زور وارد اتاق شد بدجور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't eat sweet things: من چیزهای شیرین نمیخورم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i find it expensive: گرونه. . . گرون میبینمش. به نظر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
third party authority: نظارت شخص ثالث
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to move the furniture away from the windows: باید مبلمان را از پنجره ها دور کنیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you finish that project an hour ago or less: اون پروژه رو یک ساعت پیش تموم کردی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look like activity: فعالیتی احتمالا خواهد بود ( آینده ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the train is still far away: قطار هنوز خیلی دور است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most of people are not good anymore: بیشر مردم دیگه خوب نیستن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have nightmares every night: من هرشب دارم کابوس میبینم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the early morning: اوایل صبح
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all my love is gone: همه ی عشقم تموم شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the agent is given authority to act for the principal: به نماینده اختیار داده می شود که از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it sure looks like snow today: بنظر می رسد انگار برف خواهد بود امر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he gazed away into the distance lost in thought: او غرق در افکارش به دوردست ها خیره ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i find this course useful: این دوره رو مفید میبینم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn sth upside down: زیر و رو کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it lives many years ago: یعنی اون ( حیوان ) در چندین سال پیش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she threw the old toys away: او اسباب بازی های قدیمی را دور اندا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they decided to move away from the noisy neighbors: آنها تصمیم گرفتند از همسایه های پر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody's jaw dropped: متعجب شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the noise faded away: صدا دور شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hikers wandered away from the trail and got lost: کوهنوردان از مسیر منحرف شده و گم شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the early days of space exploration: در اولین روزهای اکتشافات فضایی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at 5 o'clock: راس ساعت ۵
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now you gone: حالا تو رفتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what will you look like: چه شکلی خواهید بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
judge has the authority to perform marriages: قاضی این توانایی را دارد که ازدواج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is that hella thing: اون دیگه چه کوفتیه؟! اون دیگه چه س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i find her beautiful: زیبا میبینمش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she pop her lips: با لب هاش صدا در میاره؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't got a thing to wear: هیچ چیز برای پوشیدن ندارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn somthing upside down: زیر و رو کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the river flows away from the mountains: رودخانه از کوه ها دور می شود away=د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone's jaw dropped: متعجب شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's important to be considerate of others: توجه به دیگران مهم است. مهم است که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will have a share and authority in this work and success: شما در این کار و موفقیت ، سهم و اقت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what will i look like: چه شکلی خواهم بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's in his early twenties: او در اوایل دهه بیست زندگی اش است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was one foot away: من یک قدم فاصله داشتم away= به معنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the noise faded away as we walked further from the city center: هرچه از مرکز شهر دورتر می شدیم، سر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things have gone ok: همه چیز داشت خوب پیش می رفت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wind drops: باد پایان یافتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the reception: پشت میز پیشخوان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can influence him in any way that i please: من میتونم تاثیر ی که عشقم بکشه یا ح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why she pop her lips: چرا اون، با لب هاش صدا در میاره؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start of trust is never to be trustless: اعتماد آغاز بی اعتمادی نیست و نخواه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's that hella thing: اون دیگه چه کوفتیه؟! اون دیگه چه س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we found the beds very comfortable: ما دیدیم که تخت خواب ها خیلی راحت ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a great little bakery just down the street from here: یک نانوایی کوچک عالی پایین همین خیا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a few months ago: چند ماه پیش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is another thing i'd like to ask you: یک چیز دیگر هست که دوست دارم از تو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she walked away from the argument to cool: او برای آرام شدن، از بحث فاصله گرفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please air the blankets before using them: لطفاً پتوها رو قبل از استفاده در مع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she does what she pleases: او هر کاری که دوست دارد ( هر کاری ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two hours ago: دو ساعت پیش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we met at the station: ما در ایستگاه ( همدیگر را ) ملاقات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's another thing i'd like to ask you: یک چیز دیگر هست که دوست دارم از تو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw your neighbour walking down the street earlier: من همسایه ات را دیدم که کمی قبل در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needed to get away from the toxic environment of his workplace: او نیاز داشت از محیط سمی محل کارش د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she aired out the room to get rid of the smell: اتاق رو تهویه کرد تا بوی بد از بین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his face dropped: ناامید شد ناامیدی/ غم توی چهره ش سا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be at a funeral: در مراسم تشییع بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hella good: عالی محشره! معرکه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her face dropped: ناامید شد ناامیدی/ غم توی چهره ش سا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a terrible thing happened last night: دیشب یک چیز ( واقعه ) وحشتناک اتفاق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the documentary will air on national television tonight: مستند امشب از تلویزیون ملی پخش خواه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she slipped away from the party without saying goodbye: او بدون خداحافظی از مهمانی بیرون رف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bus stop is only two blocks down the street: ایستگاه اتوبوس فقط دو چهارراه پایین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spent hours studying for the exam: من ساعت ها برای امتحان صرف مطالعه ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a matter for debate: موضوعی که مردم درباره آن اختلاف نظر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only one engine is producing thrust: فقط یک موتور نیروی رانشی تولید می ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harvey clowned around: هاروی این طرف و آن طرف دلقک بازی در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've just found a ten pound note in my pocket: من همین الان یک اسکناس ده پوندی در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what will they look like: چه شکلی خواهند بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna pop this: میخوام بترکونمش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now run away: حالا فرار کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear away the dishes from the table: ظرف ها را از روی میز جمع کنید away= ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bus was ten minutes early: اتوبوس ده دقیقه زود رسید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a circus clown: یک دلقک سیرک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what will it look like: چه شکلی خواهد بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop someone in it: به دردسر انداختن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needs electric treatment: باید برق بهش بزنیم. ( او به درمان ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she smiled at me: او به من لبخند زد.
٥ ماه پیش