نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was dead happy: من خیلی خوشحال بودم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thank you in advance for your help: پیشاپیش از کمکتان تشکر می کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it costs around 30 dollars: حدود ۳۰ دلار قیمت داره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if mum finds out about this i am dead: اگر مامان راجع به این موضوع چیزی بف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel i should be doing more to help her: من فکر میکنم باید برای کمک به او تل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is all i had to say over and out: همه ی حرفامو زدم—دیگه تمومه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pretty child: یک بچه قشنگ pretty=adjective
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are ready for you: منتظر شما هستیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i kept my eyes tight shut: چشم هامو محکم بسته نگه داشتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just realized i haven't eaten all day: همین الان متوجه شدم که تمام روز چیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an advance: بیعانه پرداخت کردن بیعانه دادن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll be there around 5 pm: حدود ساعت ۵ بعد از ظهر اونجا میام.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if i'm dead: اگر . . . . تو دردسر بزرگی میفتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold tight to the handrail: سفت بچسب به نرده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roger that over and out: دریافت شد. پایان مکالمه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mouth of the volcano: دهانه آتشفشان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a bit awkward around new people: او در حضور افراد جدید کمی دستپاچه ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he laughed loudly there was no doubt he was tight: با صدای بلند خندید. شکی وجود نداشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that time of night is pretty dead: آن موقع شب کاملاً سوت و کور است dea ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop a moment: لحظه ای صبر کن stop= صبر کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a wanted man: اون مرد تحت تعقیب است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to prepare the documents in advance: ما باید مدارک را از قبل آماده کنیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stomp around: همینجوری پای کوبان راه رفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel i am right: من حس می کنم که درست می گویم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's all i had to say over and out: همه ی حرفامو زدم—دیگه تمومه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if mum finds out about this i'm dead: اگر مامان راجع به این موضوع چیزی بف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pretty large sum: یک مبلغ نسبتا هنگفت adverb=pretty
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on dinner's ready: زود باش، غذا حاضر است!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money to be tight: چیزهایی در مضیقه بودن کمبود مالی وج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you realize how much i love you: متوجه میشی که من تو را تا چه اندازه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i forgot to coat the pan with oil so the cake is pretty stuck to the pan: فراموش کردم تابه را روغن مالی کنم، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oopsie daisy you dropped your ice cream: ای وای! بستنی ات افتاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rate someone's chances: اندازه گیری احتمالات, پیش بینی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a wanted man: اون مرد تحت تعقیب است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thing to be tight: چیزهایی در مضیقه بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obviously something's bothering you: تابلوهه ی چیزی مزاحمته. obviously= ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stopped to eat: برای صرفِ غذا توقف کردیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not around here: بچه این محل نیستم من این حوالی و دو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel i'm right: من حس می کنم که درست می گویم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her hair is pretty long: موهاش نسبتا بلنده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead interesting: خیلی جذابه dead=خیلی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut that crap: چرند نگو ، مزخرف نگو ، چرت و پرت نگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
around means a little more or less than: اطراف یعنی کمی بیشتر یا کمتر از
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ready wit: حاضر جوابی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it feels slow: آرام به نظر می رسد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there has obviously been a mistake: مسلما اشتباهی رخ داده است ( بدیهی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where do i get off for the cinema: برای سینما کجا پیاده شم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should it come to war: احیانا اگه جنگ بشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oopsie daisy i forgot my keys again: اوه، دوباره کلیدامو جا گذاشتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rate somebody's chances: اندازه گیری احتمالات, پیش بینی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always wanted to tell you but i couldn't: همیشه میخواستم بهت بگم ولی نشد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things to be tight: چیزهایی در مضیقه بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hard work and dedication stay cut: زحمت و پشتکار نتیجه می دهد؛ خوش هیک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not around here: بچه این محل نیستم من این حوالی و دو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
british companies were readying themselves for big changes: شرکت های انگلیسی خود را برای تغییرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stopped eating: از غذا خوردن دست کشیدیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel it: من احساسش میکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
which is the last stop for the 24: آخرین توقفگاه ( اتوبوس خط ) ۲۴ کجاس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
congratulations you made the first cut: تبریک! از مرحله ی اول حذف نشدی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should it come to war we d do well to have our own endless army of dead soldiers: احیانا اگه جنگ بشه، بهتره که ارتش ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a depressing atmosphere: یک جو غم انگیز و یاس آور
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ready earth: اراضی سبک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we all felt like celebrating: ما همه مون جشن گرفتن رو دوست داشتیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pretty dangerous: بسیار خطرناک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
studying plants and fossils have helped scientists explain history of the year: مطالعه گیاهان و فسیل ها به دانشمندا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rate sb's chances: اندازه گیری احتمالات, پیش بینی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seen by others: مورد توجه دیگران قرار گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'd treat your wounds even if you were one of the bad guys: حتی اگه مجرمم باشی زخماتو درمان می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oopsie daisy someone's made a mess: اوه! یکی شلوغ کاری کرده!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are rated among the best wrestlers: آن ها در زمره ی بهترین کشتی گیران م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am getting off at the next stop: من ایستگاه بعدی پیاده میشوم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow somebody down: حرکت کسی را کُند کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combat ready: آماده به رزم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're some piece of work: می دونستی کارت حرف نداره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are driving me mad: تو داری منو عصبانی می کنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he felt like bursting into tears: آقائه دلش میخواست بزنه زیر گریه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make advances to somebody: به کسی پیشنهادِ دوستی دادن به کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey guys let's go: هی بچه ها بیاین بریم !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sense of something: درکی از چیزی داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go mad: به سرش زده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to rate a promotion: استحقاق ترفیع داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are some piece of work: می دونستی کارت حرف نداره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow someone down: حرکت کسی را کُند کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what kind of music do you like: چه جور موسیقی دوست داری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's study the issue in the next chapter: بیایید/ شاید بهتر باشد/ شاید بی منا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a mean guy: اون آدم بدجنسیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my cut is 70 percent yours is 30 percent: سهم من ۷۰٪ است و سهم تو ۳۰٪.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a first rate teacher: یک معلم درجه یک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow sb down: حرکت کسی را کُند کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm getting off at the next stop: من ایستگاه بعدی پیاده میشوم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a nasty piece of work: اون یک عوضی به تمام معناست.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't chase my car: ماشین منو تعقیب نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acquiring mad skills will help you in this way: یادگیری مهارت های گسیخته و متنوع در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if anyone should call please take a message: اگر احیانا کسی تماس گرفت لطفا پیامش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of cold in here don't you think: یه جورایی تو اینجا سرده، فکر نمی کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'll go for a walk if you feel like it: اگه دوست داری میریم پیاده روی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whith the advantage of knowing the title in advance: با این مزیت که عنوان را از قبل میدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are coming to your senses: تو به خودت میای کنایه ایه تو این جم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mission ready: آماده ماموریت، آماده پرواز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the crew radioed yokota air base to alert them: خدمه با پایگاه هوایی Yokota تماس را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear in mind that this exam is only a practice: به خاطر داشته باش که این امتحان فقط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sensed her father's sadness: اون ناراحتی پدرش رو حس کرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i like the first cut on that album: من آهنگ اول اون آلبوم رو دوست دارم. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hide something from someone: چیزی را از کسی پنهان کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was mat at me: او از من عصبانی شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a nasty piece of work: اون یک عوضی به تمام معناست.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what should we do: به نظرت چه کار کنیم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kind of i am about to leave: یه جورایی. دارم میرم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was new in the job still feeling her way: اون خانم تو این کار تازه وارد بود و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to pack my suitcase for the trip: باید چمدانم را برای سفر ببندم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ready to die: آماده برای مرگ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're coming to your senses: تو به خودت میای کنایه ایه تو این جم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no common sense is not in your arsenal: نه عقل سالم یا عقل توو اون توپ خونت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the room was packed with people: اتاق پر از جمعیت بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cops radio: بیسیم پلیس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hide something from somebody: چیزی را از کسی پنهان کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry for being late: متاسفم برای دیر کردنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll let you know right away: فورا به شما اطلاع میدم، خبر میدهم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kind of i'm about to leave: یه جورایی. دارم میرم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was afraid to make him angry: می ترسید او را عصبانی کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should tell him the truth: بهتره حقیقت رو بهش بگی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you want to be respected by others the great thing is to respect yourself: اگه می خوای مورد احترام دیگران باشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop shouting you're giving me a headache: داد نزن، دارم سردرد میگیرم!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am class: I'm good Class= good/great
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt honour bound to attend as she had promised to: این خانم وظیفه اخلاقی خودش میدونست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hide something from sb: چیزی را از کسی پنهان کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was late at night: آخر شب بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bought a pack of cards: من یک بسته کارت خریدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to let somebody know something: کسی را با خبر کردن به کسی چیزی را ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that new restaurant is kind of expensive: اون رستوران جدید تا حدودی گرونه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should i turn the heating on: می خوای شوفاژ رو روشن کنم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got angry me: او از من عصبانی شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop that noise: اون صدا رو قطع کن !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to his great surprise: در نهایت تعجب او
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm class: I'm good Class= good/great
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was afraid of making him angry: متأسف بود از اینکه او را عصبانی کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ready missile: موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't mean to cut you: قصدم این نبود که حضور شما رو نادیده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't bear waiting any longer: دیگر نمی توانم صبر کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a great deal: این یک معامله عالیست.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a dark secret: راز پنهان / راز مرموز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that new restaurant is kind of expensive but the food is great: اون رستوران جدید تا حدودی گرونه، ول ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was sick this month: من این ماه مریض/بیمار بودم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think you should: به نظر من بهتره این کار رو بکنی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am afraid he is not here: معذرت می خوام اینجا نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were in the same class at school: ما در مدرسه در یک کلاس بودیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he felt honour bound to help her: اون آقا وظیفه اخلاقی خودش میدونست ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wild conspiracy theories: تئوری های توطئه بی پایه و اساس wild ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parents bear responsibility for their children: والدین مسئولیت فرزندانشان را بر عهد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ready made dress: لباس از پیش دوخته شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mission complete over and out: ماموریت کامل شد. تمام و قطع.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the music was so sick: اهنگ خیلی خفن/عالی بود!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he came top of the class: او نفر اول کلاس شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i kind of forgot to do my homework last night: دیشب یه جورایی یادم رفت تکلیفمو انج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dark forces of the universe: نیروهای خبیث / شیطانی در دنیا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm afraid he is not here: معذرت می خوام اینجا نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay off me will: ولم کن باشه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was pure energy: انرژی ناب بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ready for connection to the mains: آماده جهت اتصال به شبکه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry i didn't mean to cut you: اوه ببخشید. قصدم این نبود که حضور ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pack of wolves howled at the moon: یک دسته گرگ به سمت ماه زوزه کشید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hide sth from sb: چیزی را از کسی پنهان کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was built in the late nineteenth century: این در اواخر قرن نوزدهم ساخته شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fat man who just left: اون چاقه که الان رفت؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come with me to pack your things: با من بیا تا وسایلت را جمع کنیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay off me will you it's nothing to do with me: ولم کن باشه؟ اون ربطی به من نداره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hy do you waste money on clothes you don't need: چرا پول رو برای لباس هایی که لازم ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should i apologize to him: به نظرت ازش معذرت بخوام؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think jody's in her late twenties: من فکر می کنم جودی در اواخر بیست ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three for them and fourteen for the fat man: سه تا مال ایناس، چهارده تا مال اون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your identity ready to hand: هویت ( کارت شناسایی ) خود را آماده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could hardly bear the pain: او به سختی می توانست درد را تحمل کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dark days of the war: روزهای حزن انگیز و بدون امید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a great deal: این یک معامله عالیست.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the evidence against him could in due course be tested in military court: شواهد علیه او می تواند در زمان مناس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is that really true: واقعا درسته؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is this contained yet: هنوز مهار نشده؟ هنوز تحت کنترل در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you shouldn't have said that: بهتر بود اون حرف رو نمی زدی/نباید ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got up late: من دیر بیدار شدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the party was kind of awkward at first but then it got better: مهمونی اولش یه جورایی ناجور بود، ول ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am sick of arguing with him: من از بحث کردن باهاش خسته شدم!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she works hard in class: او در کلاس بسیار کوشا است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look like a million dollars: خیلی خوب به نظر میرسی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you all packed for your trip: همه چیزو بسته بندی کردی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wish he'd lay off me: ای کاش ولم میکرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
japan is high in technology: ژاپن از لحاظ تکنولوژی در مرتبه بالا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wild eyes: چشمان برافروخته
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the peak of the everest mountain is not as high as the damavand's: نوک قله اورست در ارتفاع یکسانی از د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the class of 2008: دانش آموزان سال 2008
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a dark depression: افسردگی توام با نا امیدی و غم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of boring to me: یه جورایی برام خسته کننده ست.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wow you look like a million dollars: وای، خیلی خوب به نظر میرسی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this computer isn't working as it should: این کامپیوتر درست/اون جور که باید ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reduce the amount of fat in your diet: مقدار ( مصرف ) چربی رو تو رژیمت کم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me a call when you're ready: هر وقت آماده بودی با من تماس بگیر.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got my cut: من سهم خودم رو برداشتم cut=سهم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you home yet: هنوز خونه نرسیده ای؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a layoff affecting more than 500 workers: اخراجی که بیش از ۵۰۰ کارگر را تحت ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a great crowd had gathered: جمعیت زیادی جمع شده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wiped the marks off the window: او علامتها را از شیشه ( پنجره ) پاک ...
٥ ماه پیش