نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notice something: متوجه حضور چیزی شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a round face: یک صورت گرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a big rip in the sleeve: یک پارگی بزرگ در آستین وجود دارد ri ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notice sth: متوجه حضور چیزی شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot and cold food is available in the cafeteria: غذای گرم و سرد در کافه تریا موجود ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he walked across the street: او از عرض خیابان رد شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be opposite sb or sth so that your face or front is toward them: در مقابل کسی یا چیزی قرار بگیرید تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we necked a few shots before heading out: چندتا شات رو یه نفس زدیم قبل از رفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his quick tongue is going to get him into trouble someday: زبان تیزی داره که ممکنه تو دردسر بن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm cold turn the heating up: من سردم است. بخاری را بیشتر کن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take sb's breath away: نفس کسی را بردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be opposite somebody or something so that your face or front is toward them: در مقابل کسی یا چیزی قرار بگیرید تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't neck it take your time: یه نفس نزن، آروم بخور! neck ( رفتار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his tongue runs on wheels: اون زیادی زر میزنه کله مورچه خورده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i detest: من بیزارم من به بدی از آن شهادت می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trail went cold after 100 miles but it's headed north: ردشون بعد از ۱۰۰ مایل از بین رفت، و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most of the rooms face the sea: بیشتر اتاق ها رو به دریا هستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't neck it: یه نفس نزن neck ( رفتار – پرانرژی ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone's breath away: نفس کسی را بردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue is a cold color: آبی رنگ سردی است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she rips on skis like a pro: مثل حرفه ای ها اسکی می کنه—واقعاً م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are being a little eccentric and dumb since interrupt me anytime: شما کمی احمق و عجیب هستید زیرا هر ل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry to bother: ببخشید که مزاحم میشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your father is beeping on the phone: پدرت پشت خطه ( مثلا داری با یکی تل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not fall short for love: برای عشق کوتاهی نکنیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her manner was cold and distant: رفتار او سرد و بیگانه بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant with exhaustion: از خستگی نفس نفس زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick one's tongue out: زبان خود را نشان دادن، ( برای تحقیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they live across the river: آنها آن طرف رودخانه زندگی می کنند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard a beep: صدای بیب بیب شنیدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's tongue out: زبان خود را نشان دادن، ( برای تحقیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give someone a cold look: نگاه سردی به کسی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant loudly: با صدای بلند نفس کشیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after a particular buy: در جستجوی یک خرید ویژه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the store is right across from the park: مغازه درست روبروی پارک است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the computer started beeping: صدای بیب بیب از کامپیوتر بلند شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his sharp tongue is going to get him into trouble someday: زبان تیزی داره که ممکنه تو دردسر بن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before my birthday: قبل از تولد من
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into car: سوار شو _ بپر بالا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to catch a cold: سرما خوردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you can rip you earn respect on the mountain: اگه بتونی خوب اسکی کنی، تو کوه احتر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't dumb me mate: من رو دست ننداز رفیق
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat ran across the table: گربه روی میز دوید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'd have found it if you'd bothered to look: اگر به خود زحمت می دادید آن را پیدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he snarled at the reporter: او با خشم به خبرنگار گفت ( یا غُرّی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give somebody a cold look: نگاه سردی به کسی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are no different: فرقی نداریم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my house is designed after the white house: خانه ی من به اقتباس از طرح کاخ سفید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was ripping down that black diamond run: داشت پیست سیاه رو می درید—با سرعت و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant from exhaustion: ( از خستگی نفس نفس زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
single body: نهادی مجزا body ( حقوق ) نهاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bother doing the laundry: زحمت شستن لباس ها را به خود ندید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's across the table: اون طرف میز است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
l'll kick your ass: دهنت رو سرویس میکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dog snarled at the stranger baring its teeth: سگ با نشان دادن دندان هایش به غریبه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's try to solve all the separation problems: تلاش کنیم ، تمام مشکلات جدایی را به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after lunch he slept: پس از نهار خوابید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regular use of conditioner is supposed to give your hair more body: استفاده ی منظم از نرم کننده ممکن اس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you won't get any credit for doing it so why bother: شما هیچ اعتباری برای انجام آن نخواه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it isn't worth the bother: به درد سرش نمیارزد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dad will rip them a new one for that: پدر به خاطرش حسابی توبیخشون می کنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go across the bridge: عبور از روی پل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a stain on my sleeve: من روی آستینم لکه دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get into something: سوار شو، بپر بالا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't dumb me mate or else l'll kick your ass: من رو دست ننداز رفیق وگرنه دهنت رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was standing before the court: او روبروی دادگاه ایستاده بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant for air: برای هوا نفس نفس زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wires became snarled behind the desk: سیم ها پشت میز گره خوردند ( یا درهم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rock body: توده سنگ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'd have found it if you'd bothered looking: اگر به خود زحمت می دادید آن را پیدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't be bothered to iron my clothes: حوصله اتو کردن لباس هایم را ندارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gee prick: هی عوضی!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop bothering me: دست از مزاحمت برایم بردار! مزاحمم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kneel before your queen: در مقابل ملکه تون زانو بزنید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's hop on the bus before it leaves: بیاین قبل از حرکت سوار اتوبوس بشیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she swam across the river: او از یک سمت رودخانه به سمت دیگر شن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she didn't want to bother her parents with her problems: او نمی خواست والدینش را با مشکلاتش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she rolled up her sleeves: او آستین هایش را بالا زد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the leopard let out a fierce snarl: پلنگ غَرّهِ خشمگینی سر داد. snarl= ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wine with plenty of body: مشروبی با غلظت زیاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boss really ripped a new one into him for being late: رئیس به خاطر تأخیرش حسابی سرزنشش کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it hardly seems worth the bother to go all that way just for two nights: به نظر نمی رسد ارزش این را داشته با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she knew all along that they would get together: او از همان ابتدا می دانست که آنها ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant for breath: برای هوا نفس نفس زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no doubt you've learned the little something with your dumbass: شکی نیست که تو با حماقتت یکمی از چی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sheet was spread across the bed: یک ملحفه بر روی تخت پهن شده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please don't bother to come if you're not feeling well: لطفاً اگر حالتان خوب نیست، زحمت نیف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the legal dispute has snarled the peace process for months: اختلاف حقوقی، فرآیند صلح را برای ما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the jacket has short sleeves: ژاکت آستین های کوتاه دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kneel before your king: در برابر پادشاهت زانو بزن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to jump into something: سوار شو، بپر بالا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the machine was not plugged in all along: دستگاه تمام مدت به برق وصل نبود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his answer was just an angry snarl: پاسخش فقط یک غرولند ( یا جمله ی خشم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant after something: اشتیاق شدید داشتن – ادبی/شاعرانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bow before your king: در برابر پادشاهان تعظیم کنید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gee prick no doubt you've learned the little something with your dumbass: هی عوضی! شکی نیست که تو با حماقتت ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
news spread quickly across the town: خبر به سرعت در تمامی شهر پخش شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the store is across the street: فروشگاه در آن سوی خیابان است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate to bother you with this but i need your help: از اینکه بخواهم شما را با این موضوع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my shirt has long sleeves: پیراهن من آستین های بلند دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let’s hop on the bus before it leaves: بیاین قبل از حرکت سوار اتوبوس بشیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the noise is bothering me: سر و صدا اذیتم می کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had a bit of bother getting hold of his phone number: برای گرفتن شماره تلفنش کمی به زحمت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rip a new one: این اصطلاح وقتی به کار برده میشه که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where's that train headed: اون قطار کجا رفت؟ head=رفتن ، عازم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he knew about the surprise party all along: او از همان ابتدا از مهمانی غافلگیرک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant for air or breath: برای هوا نفس نفس زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you were seeing whoever it is all along: تو تمام این مدت داشتی ییکی رو می دی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we took a five day trip to the amazon: ما یک سفر 5 روزه به آمازون داشتیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wear pants: شلوار پوشیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she tried to brush her hair but it was a snarl of tangles: او سعی کرد موهایش را شانه بزند، اما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had to speak before a large audience: او مجبور در برابر حضار بسیار زیادی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he fell and hit his head on the table: او افتاد و سرش به میز خورد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he hopped on the scooter and sped away: سوار اسکوتر شد و با سرعت رفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most evenings i can't be bothered cooking: بیشتر عصرها حوصله آشپزی را ندارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they walked across the beach: آن ها در امتداد ساحل قدم زدند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they traveled across the country: آن ها در سراسر کشور سفر کردند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's bothering you: چه چیز نگرانت کرده؟ چه فکری مشغول ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have trick up ones sleeve: حقه در آستین داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i never bother to iron my shirts: هرگز به خودم زحمت اتو کردن پیراهن ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always bothers me with his constant questions: او همیشه با سوالات مداومش برای من م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oceans and lakes are bodies of water: اقیانوس ها و دریاچه ها پهنه های آبی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ripped the posters down: او پوسترها را پاره کرد ( کَند )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry to be a bother but could i have that number again: ببخشید که مزاحم شدم، اما آیا می توا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
financial pressure causes constant arguments in a relationship: فشار مالی باعث جر و بحث های مداوم د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she gasped in surprise: او از تعجب نفسش بند آمد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she always has her head in a book: او همیشه سرش تو کتاب است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the traffic snarl added an hour to our commute: ازدحام ( یا بن بست ) ترافیک یک ساعت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fold your pants: شلوار را تا کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my parents named me after my grandfather: پدر و مادرم اسم پدربزرگم را روی من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ripped leo's note into pieces: او یادداشت لئو را ( به ذرات ریز ) پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should hop on a quick call to sort this out: بهتره یه تماس سریع بگیریم تا اینو ح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
across time: در طول زمان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the campaign spread across social media: کمپین در تمامی شبکه های اجتماعی پخش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bothersome family obligations keep interfering with my plans: تعهدات آزاردهنده خانوادگی مدام در ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great body of literature: حجم قابل توجهی ( از ادبیات را در ای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't mean to bother you while you were working: من قصد نداشتم در حین کار مزاحمت ایج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's why i'm bothering you: برای همین بود که مزاحم شما شدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can not be bothered: حوصلهٔ کاری را نداشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a bother to have to wait so long: ( همه اش ) دردسر است که مجبوریم منت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please boil some water for the tea: لطفاً مقداری آب برای چای بجوشان.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a painting after titian: یه نقاشی شبیه به سبک تیسین یا در سب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut the paper across: برش کاغذ از عرض.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hop on 35 south: برو به جاده ی ۳۵ جنوبی hop on = موق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how do emotions differ across cultures: چگونه احساسات در فرهنگها ( فرهنگهای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to irrigate means to supply water to land so that crops can grow: آبیاری به معنای رساندن آب به زمین ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's unfortunate that we got into trouble: جای تاسف هست که ما به مشکل بر خوردی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something terrible that happens causing harm or death: چیز وحشتناکی که اتفاق می افتد و سبب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wish you'd use your head: ای کاش از ذهن ات استفاده می کردی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant for something: به خاطر چیزی نفس نفس زدن ( یعنی اون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he let out a loud cry for help: او فریاد بلندی برای کمک کشید. cry= ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his birthday is exactly a week after mine: تولد او دقیقا یک هفته بعد از مال من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we boiled the eggs for five minutes: ما تخم مرغ ها را به مدت پنج دقیقه ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when i was a preschooler we had five periods: وقتی مهدکودکی بودم پنج تا زنگ تفریح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
law is a body of rules: حقوق، مجموعه ای از قواعد است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were quick to hop on the bandwagon: خیلی سریع به موج مد جدید پیوستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bridge stretches across the river: پل در عرض رودخانه کشیده شده است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
across the top: در بالای صفحه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spoiled you: من لوس بارت آوردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her anger reached such a level that she screamed: عصبانیت اش به چنان حدی رسید که جیغ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the head of an oil company: رئیس یک شرکت نفت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he got hooked on hop back in the day: اون قدیما به تریاک معتاد شد. ( اص ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cause of her dying was side effect of that operation: علت مرگش عوارض جانبی اون عمل بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's troubling her: مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to become deaf to sth: نسبت به چیزی بی توجه شدن deaf ( مجا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he walked across the room: او از این طرف اتاق به آن طرف راه رف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
typical of or similar to the style of: در سبک یا شبیه به سبک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in dry climates it is important to irrigate fields of crops: در آب و هوای خشک، آبیاری زمین محصول ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the suspect was forced to cry under pressure: مظنون تحت فشار مجبور به اعتراف شد. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't get that tune out of my head: من نمی توانم آن آهنگ را از ذهنم بیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause you didn't like me: چون تو دوسم نداشتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is troubling her: مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spoiled you my son: من لوس بارت آوردم پسرم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love american films not to knock other film industries: من عاشق فیلمای آمریکاییم اما از بقی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be after someone: در جستجوی کسی بودن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feedback from the sensors ensures that the car engine runs smoothly: بازخورد دریافتی از سنسورها اطمینان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deaf people use sign language to communicate: مردم ناشنوا از زبان اشاره برای ارتب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subsidiary bodies: نهادهای فرعی ( که در سازمان ملل برا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they called him a hophead in the neighborhood: تو محل بهش می گفتن معتاد به تریاک. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they named me after my grandfather: اسم پدر بزرگم را روی من گذاشتند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be after somebody or something: در جستجوی کسی یا چیزی بودن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be after somebody: در جستجوی کسی بودن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be after something: در جستجوی چیزی بودن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that might be a warning signal: ممکنه علامت هشدار باشه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why did you blink so suddenly: چرا ناگهانی پلک زدی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bright light surprised me: نور شدید غافلگیرم کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
try not to blink during the photo: سعی کن موقع عکس گرفتن پلک نزنی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always blink right when the flash goes off: من همیشه درست موقع فلاش پلک می زنم!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're blinking a lot: خیلی پلک می زنی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think something got in my eye: فکر کنم یه چیزی رفت توی چشمم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
besides working as a doctor he also writes novels in his spare time: او علاوه بر کار به عنوان پزشک ، در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you tested my water already: الان از ادرارم آزمایش گرفتی. water ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will just have to wait until they call your name: شما فقط باید تا وقتی که اسمتون رو ص ...
٥ ماه پیش