نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the old man led a solitary existence in the village: پیرمرد در روستا یک زیستِ تک نفره دا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she grew tired of waiting: او کم کم از منتظر ماندن خسته شد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spends hours fixing his drugs before injecting: ساعت ها وقت می ذاره تا موادشو آماده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tigers are mostly solitary animals: ببرها عمدتاً حیواناتِ تک زی هستند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he checks his phone constantly for a dopamine fix: مدام گوشیشو چک می کنه برای یه دوز د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to the limit to do sth: حداکثر کوشش خود را برای . . . کردن/ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the greatest limit: بزرگترین مانع
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she needs her morning fix to function: برای اینکه بتونه کار کنه، دوز صبحش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
writing is often a solitary pursuit: نوشتن اغلب یک فعالیت انفرادی است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
responsibility for a fault or wrong: به عهده گرفتن مسئولیت خطا یا اشتباه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's in the bathroom getting his fix: رفته توی حموم تا دوزشو بزنه. ( عا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solitary tree stood in the middle of the field: یک درخت تک نما در وسط زمین ایستاده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give the green light to sb: اجازه انجام کاری به کسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emotional issues: مشکلات روحی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doesn't blame: سر زنش نکردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give the green light to somebody: اجازه انجام کاری به کسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't blame: سر زنش نکردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the biggest issue in the world: بزرگترین معضل دنیا . . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give the green light to someone: اجازه انجام کاری به کسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be blame: سزاوار سرزنش بودن ، تقصیر داشتن ، م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
politics issues: مسائل سیاسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to blame for: مقصرِ
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his teeth began hurting: دندونش درد گرفته بود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nasty to: اذیت کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to notify someone: به کسی خبر دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he began relaxing: اون داشت استراحت میکرد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the burglar alarm was activated by mistake: دزدگیر اشتباهاً به کار افتاد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
activate your potentials: پتانسیل های بالقوه تان را به فعلیت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are hurting man: تو الان داغونی پسر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no easy fix for an intractable problem: مشکلی لاینحل، راهکار ساده ای ندارد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solitary life: زندگی منزویانه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm holding on by a thread: من به یک مو بندم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am holding on by a thread: من به یک مو بندم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
export expert: کارشناس صادرات
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that fixes the pair of them: درو تخته جورن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prisoner was placed in solitary confinement for a month: زندانی را برای یک ماه در حبس انفراد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the plumber fixed the leak: لوله کش نشتی رو درست کرد. یعنی لول ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be an expert on: سر رشته داشتن در . . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after retirement he chose a solitary life in the mountains: پس از بازنشستگی، زندگیِ تنها در کوه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you fix this toy: می تونی این اسباب بازی رو درست کنی؟ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she enjoys a solitary walk on the beach every morning: او هر صبح از پیاده روی تنهایی در سا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hunter got a proper fix: شکارچی کمین مناسبی گرفت. fix= کمی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solitary figure stood under the streetlight: یک چهرهٔ تنها زیر چراغ خیابان ایستا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
password clearance: مجوز رمز عبور
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gym's my escape: باشگاه رفتن تفریح منه escape معنی ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all these pictures were painted by local artists: تمام این نقاشی ها توسط هنرمندان محل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the movies are her escape: تفریح او سینما است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a valid rule of thumb: یک قانون کلی معتبر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cleaning of the machine should include clearance of blockages: تمیز کردن ماشین باید شامل پاکسازی گ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escape mode: ذهنیت اجتناب و گریز
٦ ماه پیش