نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he binged on junk food: او در خوردن هله هوله زیاده روی کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please try to keep your handwriting neat: لطفاً سعی کن دستخطت رو مرتب نگه دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boss totally trusts me and he'll swallow any old story i cook up: رئیس کاملاً به من اعتماد دارد و او ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he binged on ice cream: او در بستنی زیاده روی کرد binge= زی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a neat idea: چه ایده باحالی! معنی های دیگر neat ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your job is: وظیفه شما . . . . job به معنای وظ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's obvious she likes you: واضحه که ازت خوشش میاد!
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm trying to see if there are any obvious parallels between the two cases: من سعی می کنم ببینم آیا هیچ شباهت آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is folding clothes: او در حال تا کردن لباس است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fleas are having their dermatology conference next week: پوستی ها هفته ی بعد کنفرانس درماتول ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is putting clothes into the wardrobe: او در حال گذاشتن لباس در کمد است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are definite parallels between the two situations: شباهت های مشخصی بین این دو حالت وجو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't worry it's just a rash go see a flea: نگران نباش، فقط یه جوشه—برو پیش یه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is vacuuming the floor: او در حال جاروبرقی کشیدن است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is mopping the floor: او در حال تی کشیدن زمین است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am so flat: گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is sweeping the floor: او در حال جارو زدن است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am flat: گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is wiping the dishes: او در حال خشک کردن ظروف ( شسته شده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm flat: گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she us dusting the shelves: او در حال گردگیری قفسه ها است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with no electrical power left in it: ( باتری ) تمام شده ، خالی ، بدون بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't you dare do sth: ( گفتاری ) دیگه نبینم. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't you dare do something: ( گفتاری ) دیگه نبینم. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey you bastard don't you dare try and justify what you're doing: هی تو حرومزاده، دیگه نبینم سعی کنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a similar picture is emerging in the somewhere: نمونهٔ مشابهی در . . . درحال وقوع ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brandowners are not entirely opposed to parallel trade: صاحبان برند کاملا با تجارت ثانویه م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these activities should be specific enough to allow you to clearly picture doing them: این فعالیتها باید به اندازه کافی مش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel communication: ارتباط موازی ( ارسال چندین بیت ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
parallel cut: برش موازی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government is on a tightrope over the new reforms: دولت روی طناب باریکی درباره ی اصلاح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a parallel example: یک مثال مشابه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s walking a tightrope between honesty and diplomacy: داره روی طناب باریکی بین صداقت و دی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the acrobat walked the tightrope without a safety net: بندباز بدون تور ایمنی روی طناب باری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the 40th parallel: چهلمین مدار فرضی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is hanging clothes: او در حال آویزان کردن لباس روی رخت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these beautiful african churches have no parallel in europe: این کلیساهای زیبای آفریقایی هیچ مان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is ironing clothes: او در حال اتو کردن لباس است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had clean forgotten that: من کاملا فراموش کرده بودم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the liberal climate that existed during his presidency: جو لیبرالی که در مدت دوره ریاست جمه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be aimed at: هدفش. . . . است ( بود )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hills road is parallel to mill road: جاده هیلز هم راستا با جاده میل است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a tough but clean game: بازی سخت ولی تمیزی بود. صفت clean ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spent all day cooking and cleaning: من تمام روز را آشپزی کردم و گرد گیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
animals existing in the distant past: حیواناتی {که} در گذشته دور زندگی می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the two roads are parallel: این دو جاده موازی هستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aimed to: هدفش. . . . است ( بود )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you cleaned your teeth: آیا دندان هایت را تمیز کرده ای [شست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wood was marked with parallel dark bands: چوب با نوارهای تیره متوازی ( یکسان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the existence of life on mars is still unproven: وجود زندگی روی مریخ هنوز ثابت نشده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clean driver's license: یک گواهینامه رانندگی بدون جریمه صف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the best picture award: جایزه بهترین فیلم سینمایی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean forget: پاک فراموش کرده بودم پاک یادم رفته ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel experiments are being conducted in europe and the united states: آزمایش های مشابه در اروپا و ایالات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do aliens really exist: آیا واقعاً موجودات فضایی وجود دارند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skip that: ( خودمانی ) 1 - بس است !، ول کن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i understand now that you were telling the truth and i am ashamed that i didn't belive you: حالا میفهمم ک داشتی حقیقت را میگفتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm capable of doing that: من قادر به انجامش هستم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a lock for promotion this year: امسال شانس زیادی برای ترفیع گرفتن د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be beyond somebody to be too difficult for someone to understand: به اصطلاح میگیم تو مخیله ی من نمیگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i aim to study medicine: من هدفم است که انگلیسی مطالعه کنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am capable of doing that: من قادر به انجامش هستم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i understand now that you were telling the truth and i'm ashamed that i didn't belive you: حالا میفهمم ک داشتی حقیقت را میگفتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a parallel situation: در شرایط مشابه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock eyes with someone: چشم تو چشم شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a capable woman: او یک زن توانا است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt ashamed of lying to her parents: او از دروغ گفتن به والدینش شرمنده ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we aim to finish by friday: ما هدفمان است که تمام کنیم تا جمعه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel experiments are being conducted in rome paris and london: آزمایشاتی همزمان در رم، پاریس و لند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock eyes with somebody: چشم تو چشم شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the employee felt shamed in front of his colleagues after the boss criticized his work: کارمند پس از انتقاد رئیس از کارش، د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his remarks were aimed at fat people: اظهارات او هدفش مردم چاق بودند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poverty still exists in the country: هنوز در کشور فقر وجود دارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have lead parallel lives: ما زندگی های مشابه داشته ایم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
programs aimed at relieving unemployment: برنامه هایی که هدفش کاستن بیکاری اس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
luck is chance: شانس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had to exist on a low income: او مجبور بود با یک درآمد کم به حیات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw a pair of parallel lines: یک جفت خط موازی بکشید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reforms that are aimed at rejuvenating the economy of the country: اصلاحاتی که هدفش بازتوانمندی اقتصاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean the fish and remove the backbone: ماهی را تمیز کن و استخوان هایش را د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read carefully and do not skip pages: با دقت بخوان و صفحه جا نیانداز.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make somebody feel ashamed: تحقیر کردن خجل کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
humans have the ability to create complex tools: انسان ها توانایی ساختن ابزارهای پیچ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chemicals are used to fix the dye: مواد شیمیایی برای ثابت کردن رنگ است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a lock for promotion this year: امسال شانس زیادی برای ترفیع گرفتن د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something's beyond me: اون چیز برام غیر قابل باوره یا فلان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
restaurant customers who skip on their bills: مشتریان رستوران که بدون پرداخت صورت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she looked enthusiastic and capable: او مشتاق ( علاقمند ) و توانا ( مستع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's a shame: حیف شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
investors feared that the scandal had damaged the company's reputation beyond repair: سرمایه گذاران ترسشون این بود که ضرر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be aimed at somebody: کسی را مخاطب قرار دادن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i decided to skip the afternoon meeting: تصمیم گرفتم به جلسه ی بعدازظهر نروم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the strange events are capable of rational explanation: حوادث عجیب و غریب می توانند توضیح م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a lock for promotion this year: امسال شانس زیادی برای ترفیع گرفتن د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is a shame: حیف شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skip this: ( خودمانی ) 1 - بس است !، ول کن، د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this book is aimed at teenagers: مخاطب این کتاب نوجوانان هستند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm quite capable of taking care of myself: من کاملا قادر به مراقبت از خودم هست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a lock for promotion this year: امسال شانس زیادی برای ترفیع گرفتن د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt so ashamed of myself for making such a mistake: خیلی از خودم خجالت می کشیدم که چنین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the beyond: Whatever comes after this life ( چی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bow my head in shame: سرم و از خجالت انداختم پایین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
artists create beautiful paintings: هنرمندان نقاشی های زیبا خلق می کنند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is lack of mind: طرف خله، مغزش کار نمیکنه، عقلشو از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that plant's died: آن گیاه مرد [خشک شد].
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
indistinct shouting: فریاد مبهم/غیر واضح / نا مشخص
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey cut the crap: مزخرف نگو ( همون تمومش کن )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it seems such a shame to eat: حیفه برای خوردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hair lock: زلف مو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wants to create a new app for language learning: او می خواهد یک اپلیکیشن جدید برای ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he throws the parcel into the skip: او بسته را داخل سطل زباله پرت میکند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how often do you dye your hair: هر چند وقت یکبار موهاتو رنگ می کنی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a crap: عامیانه: حیف نون
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
locking the door: قفل کردن در
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sth is beyond me: اون چیز برام غیر قابل باوره یا فلان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone feel ashamed: تحقیر کردن خجل کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the chef created a delicious new dessert for the menu: سرآشپز یک دسر جدید و خوشمزه برای من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you skipping school: از مدرسه جیم زدی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anyone who sees my daughter's hair thinks she has dyed it: هرکسی دخترم رو میبینه فکر میکنه موه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't crap around like this: این جوری وقت خودت را هدر نده!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something is beyond me: اون چیز برام غیر قابل باوره یا فلان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something that is certain to happen: چیزی که مطمئناً اتفاق خواهد افتاد، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to lack something: کمبود چیزی را داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yell at somebody: سر کسی داد زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to create more opportunities for young people in this city: ما باید فرصت های بیشتری برای جوانان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the words died on my lips: واژه ها روی لب هایش خشک شدند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is lack of mind: طرف خله، مغزش کار نمیکنه، عقلشو از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't stand summer weather: نمی تونم، آب و هوای تابستون رو تحمّ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no shame: خجالت نداره که. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new software helped us create a more efficient workflow: نرم افزار جدید به ما کمک کرد تا یک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's lack of mind: طرف خله، مغزش کار نمیکنه، عقلشو از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
angry emotional stand: موضع گیری یا واکنش احساسی و پرخشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the old customs are dying: سنت های قدیمی دارند از بین می روند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's no shame: خجالت نداره که. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you feel crap: حالت خیلی بده!! ( از این کلمه crap ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she loves to create beautiful paintings in her free time: اون دوست داره تو اوقات فراغتش نقاشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's lack of mind: طرف خله، مغزش کار نمیکنه، عقلشو از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
die for something: به خاطر چیزی مردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she doesnt stand a chance: اون هیچ شانسی نداره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you believe this crap that he said: چرت و پرتی که اون گفت را باور کردی؟ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government plans to create more jobs for young people: دولت برنامه دارد برای افراد جوان شغ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her background parallels mine: پیشینه او شبیه به من است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dare somebody to do sth: کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his problem was that he lacked a variety of talents: مشکل او این بود که کمبود استعدادهای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they had an argument about where to go: بحث داشتن راجع به اینکه کجا برن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i stand with the airlines: ( من به ایرلاین ها حق میدم ) از آنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brush heavy: Brush - heavy پوشش گیاهی زیاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she created an igloo from blocks og snow: او با بلوک ها یخ و برف یک ایگلو ( ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dare someone to do sth: کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a quiet street running parallel to the main road: این یک خیابان آرام است که به موازات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't think that's a very convincing argument: فکر نکنم این استدلال/دلیل خیلی قانع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as an amateur dancer vincent knew that he lacked the professional touch: وینسنت به عنوان یک رقصنده آماتور می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always stand with my brother whether he's right or not: من همیشه پشت/طرف برادرم هستم، چون ح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the band will create a new album next year: گروه سال آینده یک آلبوم جدید منتشر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was recording video when my battery died: داشتم ویدیو ضبط میکردم که باطریم تم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maple street runs parallel to state street: خیابان افرا به موازات با خیابان ایا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think you found the world's thinnest argument: توی ( برای اخراج نکردن دختره ) بی ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always stand with my brother: من همیشه پشت/طرف برادرم هستم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is alive in you now: چه حسی داری الان ؟ احساست چیه الان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the events of the last ten days in some ways parallel those before the 1978 election: حوادث ده روز گذشته از جهاتی با روید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her only problem is a lack of confidence: تنها مشکل او عدم اعتماد به نفس است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ran a mile in four minutes flat: او یک مایل را در ۴ دقیقه فیکس دوید. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dare somebody to do something: کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lack of something: کمبود چیزی، فقدان چیزی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a crackling fireplace: شومینه ی جلزو ولز کنان.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the highway parallels the river for about 20 miles: این بزرگراه تقریباً 20 مایل با رودخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a swift decision: یک تصمیم فوری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when sth is hidden or covered: در زیر چیزی پنهان شدن یا پوشیده شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll stand with you to the end: تا آخرش باهاتم ( طرفتم )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want my own house even if it's a shack: من خونه خودم را میخواهم ، حتی اگر ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dare someone to do something: کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her account of the incident closely parallels what others have reported: روایت وی از این حادثه با آنچه دیگرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your daily diet should not lack fruits and vegetables: رژیم روزانه شما نباید فاقد میوه و س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swift runners: دونده های فرز و تندرو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has vowed to stand by her husband during his trial: او عهد کرده است که در طول محاکمه ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the mist is still stands: مه هنوز وجود داره مه هنوز پابرجاست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn one flat of a hex nut: مهره شش گوش را یک دور بچرخانید. fl ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were swift to deny accusations: آنها به سرعت اتهامات را رد کردند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you think you can cheat and get away with it: فکر می کنی می توانی تقلب کنی و قسر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't ghost me: منو قال نذار.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lack of sleep had made him irritable: کمبود خواب او را کج خلق کرده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the professional russian gymnast swung round on the parallel bars: ژیمناست حرفه ای روسی روی میله های پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your car has a flat tire: لاستیک ماشینت پنچر شده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stood with her and they faced the threat together: طرفش را گرفت ( طرفش ماند ) و با هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swift action: اقدام فوری یا عاجل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
playing truth or dare: جرات حقیقت بازی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can buy almost everything from a newspaper stand in iran: در ایران میتوانید از یک دکه روزنامه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the black experience in america has been without parallel in the experience of other peoples: تجربه سیاهان در آمریکا در تجربه سای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how dare he tell me what to do: چطور به خودش اجازه میده که. . . چط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can prepare a healthy meal in ten minutes flat: شما می توانید یک وعده غذایی سالم را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a swift current carried him downstream: یک جریان تند او را به پایین دست رود ...
٥ ماه پیش