نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am calling you out: بیا جلو نفس کش؛ نفس کش میطلبم"
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been snakebit lately: این روزا بدبیار شدم snakebit ( احسا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to earn sth: یکی از کاربردهای earn زمانی است که ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's bring in the birthday girl: اجازه بده دختر صاحب جشن تولد رو معر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call out on: • نکوهش/مؤاخذه/سرزنش کردن کسی به خ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distinguish someone from: متمایز کردن یک شخص از بقیه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non stop talking: ور زدن، پر حرفی کردن، تند و سریع و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bandits use different tricks to robb the travellers: راهزنان از ترفند های مختلفی برای سر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to earn something: یکی از کاربردهای earn زمانی است که ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the proposal was approved: پیشنهاد مورد تصویب واقع شد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to start a battle: برای مبارزه نفس کش طلبیدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he transcends time and space: او از حد زمان و مکان فراتر می رود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even if i want to call out for help i can't: حتی اگه بخوام واسه کمک فریادم بزنم، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dealing with rebellious teenagers requires a gentle bit for a wild horse: برخورد با نوجوانان یاغی نیازمند روش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freshwater swap: تاجر آب شیرین
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you bring over some snacks for the party: می تونی یه کم خوراکی برای مهمونی بی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get money by working: حقوقی که از کار کردن به دست میاد گر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the smell was so bad it made her bring up her lunch: بو آن قدر بد بود که باعث شد ناهارش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
during the war the military deployed decoys to mislead the enemy about the location of their forces: در طول جنگ، ارتش از طعمه ها برای گم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's call out time 35 dollars: زمانش رسیده که با صدای بلند اعلام ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new manager used the bit and the bridle to steer the team in the right direction: مدیر جدید از ابزارهای کنترل و هدایت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's bringing over her new puppy tonight: امشب داره توله سگ جدیدش رو میاره ای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could earn a lot of money by working: او تونست پول زیادی را با کار کردن ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fisherman placed a decoy in the water to attract the fish hoping for a larger catch: ماهیگیر یک طعمه در آب قرار داد تا م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is call out time 35 dollars: زمانش رسیده که با صدای بلند اعلام ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she didn't need much instruction like a horse knows its bit she understood what to do: او به آموزش زیادی نیاز نداشت؛ مانند ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't want to bring up politics at dinner but he insisted: نمی خواستم سر شام بحث سیاست را پیش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sort of that makes me strong: یه نوع از آن ، منو قوی می کنه.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ramble on about something: دری وری گفتن، چرت و پرت گفتن، پرت و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the problem with the engine was soon sorted: مشکل موتور ماشین زود حل شد. sort = ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the decoy in the form of a fake treasure chest led the robbers into a trap set by the police: طعمه ای به شکل یک صندوق گنج جعلی دز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a bit don't take it seriously: یه جوک بود جدی نگیرید bit به معنی " ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the story begins at the crossways of fate and choice: داستان از نقطه ی برخورد سرنوشت و ان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what brings you back to london: چی تو رو به لندن کشونده؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sizzle of raindrops on the grill created a symphony: صدای جزجز قطرات باران روی گریل سمفو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to earn someone something: یعنی عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she used a decoy email to trick the scammer into revealing his identity: او از یک ایمیل فریب برای فریب دادن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she stood at the crossways unsure which path to take: در تقاطع ایستاده بود، بی اطمینان از ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he brought up an interesting point during the meeting: او در جلسه یک نکته جالب را مطرح کرد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't forget to bring something back for the kids: یادت نره یه چیزی رو همراه خودت برای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a writer whose fame has transcended his father's: نویسنده ای که شهرتش از پدرش پیشی گر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every child is different you need to find the bit that fits to help them learn: هر کودک متفاوت است؛ باید روش مناسب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that performance earned her an oscar as best actress: بسته به موقعیت می تونه دو تا معنا ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sizzler: ( عامیانه ) هر چیز داغ یا جز جز کنن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the logs were laid crossways across the stream: تنه های درخت به صورت ضربدری روی جری ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the artist created a decoy painting to divert attention from his real masterpiece: هنرمند یک نقاشی طعمه ساخت تا توجه ه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the couple wanted to adopt a black child they had been fostering: اون زوج خواستند بچه سیاه پوستی رو ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we sort the silverware in the drawer: ما ست چنگال و قاشق رو به صورت مرتب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he brought over his guitar and played for us: گیتارش رو آورد و برامون نواخت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am speechless: زبانم قاصره.
٦ ماه پیش