نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
almost went to therapy but you was all i needed: میخواستم برم تراپی ولی تو تنها چیزی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the giggle of the girls could be heard from the next room: صدای هر هر خندیدن دخترها از اتاق بغ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody a treat: یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sure she'll learn from her mistakes: من مطمئنم که او از اشتباهاتش درس خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't recognize you: شما رو به جا نمیارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd like to order a pizza: من می خواهم یک پیتزا سفارش دهم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall we stay here: بمونیم اینجا؟؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't ruin my cover: نقشم رو خراب نکن/ پوششم رو از بین ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her highprofile spreads: آثار مکتوبِ جنجالی اش spread=اثر م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to speak to you about something important: باید باهات درباره ی یه چیز مهم حرف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he went upstairs to pack his case: رفت طبقه بالا تا ساک دستیش رو ببنده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the places of interest: اماکن دیدنی/ مورد علاقه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm wanted for this: من خواستار این هستم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a friendly wave is a common greeting: تکان دادن دوستانه دست یک سلام رایج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the two are clashing in the middle: اون دوتا در میانه ی میدان درگیر شدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my phone bill is very high this month: صورت حساب تلفن من این ماه خیلی زیاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something or sb interest you: نظرت را جلب کنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the defense budget: بودجه ی دفاعی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everybody went to the party save jack: همه رفتند به مهمانی به جز جک save=ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't expect to win much less win it alone: انتظار برنده شدن نداشتم، چه برسه به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my fit was hard on my birthday: لباسم واسه تولدم خیلی خفن بود یکی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a treat: یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall i borrow your car for a week: میشه ماشینت رو برای یک هفته قرض بگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i recognize him as he came in the room: به محض این که وارد اتاق شد او را شن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she spoke with the doctor before making a decision: قبل از تصمیم گیری با دکتر صحبت کرد. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the captain ordered his troops to advance: کاپیتان به سربازانش دستور پیشروی دا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spreads some butter and jam on his toast: او مقداری کره و مربا بر روی نان تست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a good case against bringing in new regulations: شرایط/وضع خوبیه تابا ایجاد قوانین ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the profit covered the loss: سود، ضرر را جبران کرد cover=جبران ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is described as the godfather: از او به عنوان پدرخوانده یاد می شود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was so hard on you: من نسبت به تو خیلی سنگدل بودم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i received warm greetings from my family: من سلام های گرمی از خانواده ام دریا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he alone can solve this problem: فقط او می تواند این مشکل را حل کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll be speaking to a team of professionals about leadership strategies: من برای یه تیم حرفه ای ها درباره اس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we get the bill: می شه صورت حساب رو بیارین؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and all of your emotions and desires are constricted stifled and muted within you: و همه احساسات و آرزوهای تو در درونت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he almost dropped the candle: almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company approached the government for funding: شرکت برای دریافت بودجه با دولت تماس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must ask permission from one of the guards: باید از یکی از نگهبان ها اجازه بگیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having sb do sth: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat sb to something: کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it saved me a lot of work: خیلی کارمو جلو انداخت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is an extra chair in the house and i need further details: یک صندلی اضافی در خانه هست، و من به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been alone for a long time: من برای مدت طولانی تنها بوده ام.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something or somebody interest you: نظرت را جلب کنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's had a hard life: او زندگی سختی داشت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your budget for the week: بودجه شما برای این هفته
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police officer ordered the suspect to stop: افسر پلیس به مظنون دستور توقف داد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was moving my body to music: بدنم رو با ریتم ( همراه موسیقی ) حر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it covers three hundred and forty square kilometers: مساحت آن سیصد و چهل کیلومتر مربع اس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
secret recesses: زوایای پنهان ( شخصیت )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having extracted the virtual power plants' profits: پس از استخراج کردنِ سود نیروگاه های ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she almost dropped the candle: almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a homosexual person: یک فرد همجنسگرا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen him in almost three years: نزدیک به سه سال هست که ندیدمش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
white only: white - only تنها برای سفیدپوست ها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he collapsed on the ground gasping: او {در حالی که} نفس نفس میزد غش کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have pins and needles in my legs: اصطلاحا یعنی: پاهام گزگز میکنه یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need a new approach to climate change: برای تغییرات اقلیمی به رویکرد جدیدی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been alone for a long time: من برای مدت طولانی تنها بوده ام.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat someone to sth: کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how then shall we distinguish: پس چگونه باید متمایز کنیم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having sb do something: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the game gets harder on every new level: بازی در هر مرحله جدید سخت تر می شود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the books are in alphabetical order: کتاب ها به ترتیب حروف الفبا هستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you require further assistance please contact us: اگر به کمک بیشتری نیاز دارید، لطفاً ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having someone do something: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something or someone interest you: نظرت را جلب کنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
budget ticket: بلیط به صرفه budget = قبل از اسم می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to grab enemies press o: برای گرفتن دشمن، کلید دایره را فشار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's only learning to do it: اون تازه ( در حال حاضر ) داره یاد م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doctor spread eyes of the patient: دکتر چشمان مریض را باز کرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to discuss this matter in further detail: ما باید این موضوع را با جزئیات بیشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was once billed as a hero: زمانی از او به عنوان یک قهرمان یاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't give a pin about my age: به سنم هیچ اهمیتی نمیدم. ( یعنی ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my mother raised me alone: مادرم مرا به تنهایی بزرگ کرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i would like to speak to this matter: دلم می خواهد در رابطه با این موضوع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall we go to the club: ما می توانیم به باشگاه برویم shall ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
men only: men - only مردانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anyone for very hard boiled eggs: تخم مرغ آب پز بسیار سِفت برا کیه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat somebody to sth: کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the order of events: ترتیب رویدادها چیست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having finished her homework charlotte went to her friend's house to play: پس از تمام شدن تکالیفش، شارلوت به خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having somebody do something: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no interest in you: علاقه ای که بهت ندارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we get the bill please: می شه صورت حساب رو بیارین لطفاً؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temple spread: باز بودن دسته عینک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it fell to the ground: آن به زمین افتاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a treat: حال میده treat=بعنوان فعل یعنی رفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat sth as: تلقی کردن، قلمداد کردن، فرض کردن، گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat something as: تلقی کردن، قلمداد کردن، فرض کردن، گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's okay my treat: اشکال نداره مهمان من.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is okay my treat: اشکال نداره مهمان من.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is okay my treat: اشکال نداره مهمان من.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's okay my treat: اشکال نداره مهمان من.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat oneself: یه چیز خوب یا یه کار خوب واسه ی خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't treat me like this: با من اینجوری رفتار نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look a treat: عالی یا جذاب و دلپذیر به نظر رسیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he got a cushy job at the company with great pay and flexible hours: او یک شغل راحت و آسان با حقوق خوب و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most people want a cushy retirement without financial worries: اکثر مردم بازنشستگی راحت و بدون دغد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat everything as some kind of joke: همه چیو به مسخره و شوخی گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is only learning to do it: اون تازه ( در حال حاضر ) داره یاد م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bill was laid before parliament: این لایحه از پیش به مجلس ارائه شده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you have any further questions: آیا سؤالات بیشتری دارید؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you paid the phone bill: ایا پول قبض تلفن را پرداخت کردی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat oneself to sth: کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't care a pin: هیچی اهمیت نمیدم/اندازه یه سر سوزنم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
next time it s my treat: دفعه بعد مهمان من
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a treat: حال میده treat=بعنوان فعل یعنی رفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time and space are distorted when traveling at the speed of light: زمان و مکان هنگام سفر با سرعت نور ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it distorted the children's understanding: این موضوع باعث کج فهمی بچه ها شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's wire crossed: از این اصطلاح زمانی استفاده میشود، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
500$ wired to your account: پانصد دلار به حساب شما واریز شده Wi ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wire to account: واریز کردن به حساب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had the $35 000 wired to a local bank: او 35000 دلار به بانک محلی حواله کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
washed ashore: آورده شدن به ساحل توسط امواج
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the east the country is washed by the atlantic: در شرق، این کشور توسط اقیانوس اطلس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a wash: ترجمه تحت اللفظی: یک شستشو است ( بی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at first the game looked like a wash: در ابتدا بازی بی هیجان و یک طرفه به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you trying to burn me: داری سعی میکنی منو بسوزونی؟ دست بند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burnished copper: مس صیقلی شده/قهوه ای مایل به قرمز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take toll on something: عوارض داشتن روی چیزی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nowadays people pay tolls electronically on most roads: امروزه مردم در بیشتر جاده ها عوارض ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's really taking a toll on me: این واقعا اثر منفی در من داره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is really taking a toll on me: این واقعا اثر منفی در من داره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much should i pay for motorway toll: چقدر باید بابت عوارض بزرگراه پرداخت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you know the toll of dead and injured people: آیا تلفات کشته شده ها و مجروهین را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was green: بی تجربه بودم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the green party: حزب ( حفاظت از ) محیط زیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ball of wax: قضیه What's the whole ball of wax ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the whole ball of wax: کل قضیه چیه ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the whole ball of wax: کل قضیه چیه ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pair went to the bedroom for some more balling: جفتشان به اتاق خواب رفتند تا کمی عش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had a ball at the party last night: دیشب در مهمانی حسابی خوش گذراندیم b ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we balled all night: ما تمام شب رقص و پایکوبی کردیم خوش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they balled last night: داشتن رابطه جنسی ( خیلی عامیانه )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he balled his fists in anger: او مشت هایش را از عصبانیت گره کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she balled up the paper and threw it in the trash: او کاغذ را مچاله کرد و در سطل زباله ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so you did it just to burn me: پس تو این کار رو کردی فقط برای اینک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was burned into my mind when i was a child: از بچگی تو ذهنم حک شده بود burn=حک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i dont have lots of money to burn for unnecessary things like that: آنقدری پول اضافه ندارم که صرف چیزای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard the bell toll: من شنیدم که زنگ به صدا در آمد. ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will take care of it: من رسیدگی میکنم! من ردیفش می کنم من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stress takes a toll on your health: استرس روی سلامتت تاثیر منفی می ذاره ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spend too many hours at work and i don't have enough time to take care of things at home: ساعت های خیلی زیادی سر کارم و وقت ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my mother in law fell and could not take care of herself anymore: مادر شوهرم زمین خورد و دیگه نمیتونس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can take care of myself: میتونم از خودم مراقبت کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take care to close the door slowly: مراقب باش در رو یواش ببندی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wise old man: یک پیرمرد خردمند و عاقل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
health wise: به لحاظ بهداشتی wise= از جهتِ، از ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spark smoething off: علت چیزی شدن، سبب شدن، منجر شدن به
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his speech sparked a heated debate: سخنرانی او جرقه ی یک بحث داغ را زد. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sparking a nationwide armed resistance: و این کودتا باعث برانگیختن یک مقاوم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the spark from the fire lit the paper: جرقه ی آتش کاغذ را روشن کرد. ( اص ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look green today: امروز ناخوش احوال و رنگ پریده به نظ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you take care of everything: آیا ترتیب همه چیز را دادین؟ ( آیا ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here is the catch you need to know: اینجا یک نکته ( داستانی ) هست که با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
righteous living: زندگی درست و شرافتمندانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
challenge with: دست و پنجه نرم کردن با . . . سر و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open challenge: تعارض آشکار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can sleep for 10 hours straight: می توانم ۱۰ ساعت متوالی بخوابم str ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's brilliant but some of his ideas are really out there: او فوق العاده است اما بعضی از ایده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are a lot of amazing countries out there: کلی کشور شگفت انگیز ( تو دنیا ) وجو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's your catch: منظورت چیه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people who behave in a way that is morally correct: افرادی که رفتاری اخلاقی و درست دارن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is your catch: منظورت چیه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here's the catch you need to know: اینجا یک نکته ( داستانی ) هست که با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
righteous anger: عصبانیت بحق ( موجه )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she shut down during the argument: وسط دعوا قفل کرد و دیگه حرف نزد. s ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when mr cohen was asked by the coroner whether peaches had been a heroin addict he replied yes: وقتی مأمور تجسس قتل از کوهن پرسید ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a catch: یه مشکلی/ گیری تو کاره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have notified the coroner: من به مأمور تجسس قتل ( پزشک قانونی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he tends to shut down when criticized: وقتی ازش انتقاد می شه، خودشو می بند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was caught in traffic jam: من در ترافیک گیر افتاده بودم caught ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straight black hair: موی صاف سیاه رنگ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want you to give me a straight answer: می خوام یه جواب درست و حسابی ( صادق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't quite catch: من کاملاً متوجه نشدم catch=فهمیدن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel shut down: احساس ناتونی و رخوت احساس بی رمقی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're not allowed to chew gum in class: ما اجازه نداریم که در کلاس آدامس بج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when i work with a part i chew it up into small pieces: وقتی نـقشی را تـمرین میکنم، آن را ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we may be accustomed to being shut down emotionally: ما ممکن است عادت کرده باشیم از نظر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't chew gum loudly in class: تو کلاس بلند آدامس نجو.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am afraid i didn't catch your name: متاسفانه متوجه اسم شما نشدم. ببخشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remember to chew your food slowly before you swallow: یادت باشه قبل از قورت دادن، غذات رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's not usually a moper: معمولاً غم زده نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without wasting time: بدون اتلاف وقت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a catch: عجب تیکه ای!! ( اصطلاح )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be such a moper: این قدر غصه نخور moper= غم زده / اف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i shut you down: ببخشید که حرفتو گوش نکردم ( خاموشت ...
٥ ماه پیش