نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i messed up my kids: بچه هامو ناراحت کردم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she reminds me of an old friend: اون من رو یاد یه دوست قدیمی میندازه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've really messed up this time: این دفعه واقعا گند زدم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company is doing well: شرکت در حال موفقیت است و عملکرد خوب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digging your accent: از لهجه ات خوشم میاد / لهجه ات را د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hope you do well in your new job: امیدوارم در شغل جدیدت موفق باشی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wouldn't mess with him if i were you: اگه جای تو بودم سر به سرش نمیذاشتم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i did a little digging: من یکمی تحقیق کردم
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
effusive rock: [نفت] سنگ برون ریزشی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was moved: "I was moved" is used when somethin ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police busted two people who destroyed school: پلیس دو نفر رو که مدرسه رو داغون کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a mess back there: اون پشت آشفته بازاره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a reminder will help her remember it: یک یادآور کمکش میکنه به یاد بیاره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the museum functions as an educational and study center: موزه به عنوان یک مرکز آموزشی و مطال ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just so i can wear them: فقط برای اینکه بتونم اونا رو بپوشم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she set an alarm to remind her to take her medication: او یک هشدار تنظیم کرد تا به یاد داش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
will you stop messing around and get on with some work: یللی تللی کردنو بذار کنار، یه کار م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
humble apology: - used in some phrases as a polite ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had to dig deep: ما مجبور بودیم هرچه در چنته داریم ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the main function of the machine: کار اصلی ماشین چیست؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i messed around in my first year at college: اولین سال دانشگاهمو داشتم وقت تلف م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my function was to select and train the recruits: وظیفه من جمع آوری و آموزش تازه سربا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how we can fix a busted phone: چطور میتونیم یه موبایل شکسته رو تعم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i must send him a reminder: من باید برای او یک یاداور ارسال کنم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the electrical system had ceased to function: سیستم الکتریکی از کار کردن ایستاد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chipping in: to give some money, esp. when sever ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wood chippings: خاک اره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've repeated endlessly: من بارها بهتون گفتم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get together here: بیاید اینجا بشینید حرفاتونو بزنید
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's rude to interrupt someone when they are speaking: بی ادبی است که وقتی کسی صحبت می کند ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate to interrupt but the client is on the phone: نمی خواهم مزاحم بشوم، اما مشتری پای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this toothpaste has a minty flavor: این خمیردندان طعم نعنایی دارد
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't interrupt your parents while they're having a serious conversation: وقتی والدینت دارند یک گفتگوی جدی می ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chipped beef: that is very thinly sliced
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry to interrupt: ببخشید که دخالت میکنم عامیانه: فضول ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to stop somebody speaking: پریدن وسط حرف دیگران مترادف: interr ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't interrupt us: وسط حرف ما نپر
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i interrupted her: من حرفش را قطع کردم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry to interrupt but can i ask a question: ببخشید که مزاحم میشم ولی میشه یه سو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he keeps interrupting: باز پرید تو حرف من
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gnarliest car accident: داغون ترین تصادفات ماشین ( gnarly ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are the possibility: احتمالش چقدره؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that concert was gnarly: اون کنسرت واقعاً خفن بود
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lude: - The meaning of LUDE is a pill of ...
٩ ماه پیش