نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act as someone: به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not a clown: من دلقک نیستم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company honored its commitment to pay all the employees on time: شرکت با پرداخت حقوق سر وقت تمام کار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk a little more about ourselves: یکم بیشتر در مورد خودمان صحبت کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he messed up his relationship with her: اون رابطه ش رو باهاش خراب کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why are you shouting aloud: چرا دارید با صدای بلند فریاد میزنید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's five to three: ( ساعت ) پنج ( دقیقه ) مانده به سه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not a clown: من دلقک نیستم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act as sth: به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he went to the kitchen: رفت اش ( داخلِ ) آشپزخانه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm no longer young: من دیگه جوان نیستم no longer=بیش از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i messed up the presentation: من ارائه را خراب کردم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's going to have a talk with his parents: او با پدر و مادرش گفتگویی خواهد داش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock sth: مسخره کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is determined to honor her husband's dying wish: او مصمم است که آرزوی آخر ( آروزی دم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a remark about something: اظهار نظر کردن در مورد چیزی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act sth out: ادای . . . را در آوردن نمایشِ . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this will cause the rope to unlay and to some degree distortion of the rope will occur: این باعث می شود که طناب رشته رشته ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the divorce really messed him up: طلاق واقعاً روحیه اش رو داغون کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to your room: برو ( تو ) اتاقت!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock data: داده ساختگی/غیرواقعی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop talking and listen: حرف نزن و گوش بده!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she doesn't work here any longer: او دیگر در اینجا کار نمی کند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further complications arose the surgery had to be postponed: با بروز پیچیدگی های بیشتر، عمل جراح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk to him: باهاش حرف بزن باهاش صحبت کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you scared me i am so soft: منو ترسوندی من خیلی روحیم لطیفه خی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a lot of regrets in that regard: از این نظر بسیار پشیمانم. . . از ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are realist in approach: رویکردی واقع گرایانه داشتند approac ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids messed up the living room: بچه ها اتاق نشیمن را به هم ریختند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further data was analyzed the theory lost credibility: با تحلیل داده های بیشتر، آن نظریه ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in someone honor: به افتخار فلانی. . . در سپاس ۱ز فل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my car has been acting up: ماشینم من را کلافه کرده است/ ماشینم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock someone: مسخره کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't go to my room without permission: بدون اجازه نمی تونی ( داخلِ - تو ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk to her: باهاش حرف بزن / باهاش صحبت کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further protests erupted the government imposed a curfew: با وقوع اعتراضات بیشتر، دولت منع رف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't mess up this time: این بار اشتباه نکن!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
observing 85 years of establishing official diplomatic relations: با گذشت ۸۵ سال از برقراری روابط رسم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a piece of paper money: اسکناس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock something: مسخره کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd be honor: باعث افتخارمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act something out: ادای . . . را در آوردن نمایشِ . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was attired in black crepe: او کرپ مشکی بر تن کرده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further restrictions were introduced businesses began to close: با اعمال محدودیت های بیشتر، کسب وکا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
each apartment has its own balcony: هر آپارتمان بالکن خودش را دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you became jealous of me again: تو باز به من حسودیت شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll live to regret it: در آینده پشیمان خواهید شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hard disk is mocked for data sanitization: هارد دیسک برای مرحله پاکسازی اطلاعا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're approached: بهت نزدیک شدن /شده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he acted as if he'd never met me before: اون جوری رفتار می کرد که انگار منو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am just messing up with you: من فقط دارم اذیتت میکنم /دارم باهات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in sb honor: به افتخار فلانی. . . در سپاس ۱ز فلا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further questions were raised the spokesperson looked uneasy: با مطرح شدن سوالات بیشتر، سخنگو مضط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
observe the rules: رعایت قانون
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you being jealous: داری حسودی میکنی؟ داری غیرتی میشی؟ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are his interests: علایق او چیست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you scared me i'm so soft: منو ترسوندی من خیلی روحیم لطیفه خی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i promise you will regret: قول میدم پشیمون میشی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are approached: بهت نزدیک شدن / بهت نزدیک شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock somebody: مسخره کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act in movie: بازی در فیلم Act= عمل، عمل کردن، با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you don't focus you'll mess up: اگر تمرکز نکنی، خرابکاری میکنی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never turn your back on me: هرگز روتو ازم برنگردون! ( بهم پشت ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in somebody honor: به افتخار فلانی. . . در سپاس ۱ز ف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we both have an interest in music: ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
isn't he messing up in class: توو کلاس، شلوغ نمیکنه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you do all of what i say you won't regret: اگر همه ی چیزهایی که می گویم را انج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much work has been completed: تا کجا پیش رفتی؟ چقدرشو کامل کردی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a selfish person and never considers anyone but herself: او شخص خودخواهی است و هرگز کسی به ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the clinical approach: راهکار کلینیکی رویکرد بالینی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i greet you with joy and happiness: با شادی و خوشحالی، به شما احوالپرسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
each answer is worth 20 points: هر پاسخ بیست امتیاز دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she read a lot of books every day and my friends get jealous of my mom: او هر روز تعداد زیادی کتاب می خواند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't say nonesense: چرت نگو ( ولی مودبانشه )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further investigations continued more corruption was uncovered: با ادامه تحقیقات بیشتر، فساد بیشتری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they have been intimate friends since childhood: آن ها از کودکی دوستانی صمیمی بوده ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are her interests: علایق او چیست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i inhale a very strange smell: من بوی خیلی عجیبی رو استنشاق کردم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you won't regret: پشیمان نخواهی شد .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see sth or sb carefully in order to learn: مشاهده کردن، نظاره کردن، با دقت دید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how far along have you gotten: تا کجا پیش رفتی؟ چقدرشو کامل کردی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
listen and act: گوش کن و اجرا کن یا انجام بده act=ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm just messing up with you: من فقط دارم اذیتت میکنم /دارم باهات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am bolting: من دیگه نیستم من کنار میکشم من در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is the cock of the walk: او یکه بزن محله است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when i opened the door i was greeted by a huge surprise party: وقتی در را باز کردم، با یک مهمانی غ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it must be amazing to learn you've got royal ancestors: باید شگفت انگیز باشه اینکه ( بدونید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they became intimate after a few months of dating: چند ماه پس از آشنایی، رابطه ای نزدی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she went mad: او دیوانه شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i almost broke my leg: نزدیک بود پام بشکنه almost قبل از ف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it grieved me to leave her: جدا شدن از او من را ناراحت و غمگین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i regret having been adopted by you: من پشیمانم که توسط شما به فرزندی قب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
isn't she messing up in class: توو کلاس، شلوغ نمیکنه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's very interested in history: او خیلی علاقمند به تاریخ است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she considers me her best friend: او مرا بهترین دوستش می داند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was observed that: مشاهده شده که. . . دیده شده که. . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teaching approach: رویکرد آموزشی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i greet you on the occasion of your marriage: به مناسبت ازدواجتان، به شما تبریک م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we each have our own car: ما هر کدام ماشین خودمان را داریم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further delays occurred the project ran over budget: با تأخیرهای بیشتر، هزینه های پروژه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm bolting: من دیگه نیستم من کنار میکشم من در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she shared her most intimate thoughts in her diary: او خصوصی ترین افکارش را در دفترچه ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you regret something in your life: افسوس چیزی را در زندگی ات میخوری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can try different approaches to solve problems: می توانید روش های مختلفی را برای حل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further details became available the public grew more concerned: با در دسترس قرار گرفتن جزئیات بیشتر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be a rabbit have a go: ترسو یا بی عرضه نباش، امتحان کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am considering leaving your father: من قصد دارم پدرت رو ترک کنم! من ( چ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a strong interest in history: من علاقه زیادی به تاریخ دارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we will greet the new year with hope: ما از سال نو با امید استقبال خواهیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rabbit bolted into the bushes: خرگوش یهو داخل بوته ها دوید . bol ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he restaurant has an intimate atmosphere: آن رستوران فضایی دنج و صمیمی دارد. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we adopted a lovely mutt from the animal shelter: ما یک سگ دو رگه دوست داشتنی را از پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thieves try different approaches to rob houses: دزد ها روش های مختلفی را برای سفت ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ate almost everything on the plate: او تقریبا همه چیزهایی که در بشقاب ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see and notice sth: مشاهده کردن دیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she grieved for her father: او بخاطر پدرش داغدار بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have to learn one of hamlet's speeches for school tomorrow: ما فردا باید یکی از تک گویی های همل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintain order in the classroom: نظم را در کلاس حفظ کنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they won't mess with her: آنها نمیخوان با او درگیر بشن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he regrets that he couldn't see his mother: او افسوس میخورد که نتوانست مادر خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he considers me his best friend: او مرا بهترین دوستش می داند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further talks failed hopes for a peace deal faded: با شکست گفت وگوهای بیشتر، امید به ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is an interesting idea: این یک ایده جالب است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall l go to bathroom: من می توانم به دست شویی بروم ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he intimated that he might resign soon: او غیرمستقیم اشاره کرد که شاید به ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he did it in order to make you happy: اون اینکارو کرد به منظور که تو رو خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should avoid approaching to each other because of corona virus: ما باید از نزدیک شدن به یک دیگر به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i deeply regret that: من عمیقا افسوس میخورم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further evidence emerged the case against him grew stronger: با آشکار شدن شواهد بیشتر، پرونده عل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's in your best interest to study hard: به نفع خودتونه که سخت درس بخونید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was alone in the house when the storm hit: او وقتی طوفان اومد، تو خونه تنها بو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm considering leaving your father: من قصد دارم پدرت رو ترک کنم! من ( چ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be rabbit: نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the car horn blared outside the window: بوق ماشین بیرون پنجره با صدای بلندی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to learn a language: زبان یاد گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i almost missed the bus: چیزی نمانده بود که اتوبوس را از دست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when he came in i didn't even greet him: وقتی او وارد شد، من حتی به او سلام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't listen to him he's just a stupid mutt: به حرفش گوش نده، او فقط یک احمق است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his speach was long and arid: سخنرانی او ( پسر ) بی احساس بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she bolted from the meeting after the argument: بعد از مشاجره، ناگهان جلسه را ترک ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
further the goals of the organization: پیشبرد اهداف سازمان further=پیشبرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your regret becomes a bowl of love for me: افسوس خوردن تو به من کاسه ی عشق میش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and yet she was equally relieved almost glad: ولی او به همان اندازه آسوده خاطر بو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i greet every person i meet with a smile: من به هر کسی که ملاقات می کنم، با ل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
threat to: تهدید به کالوکیشن مهم حرف اضافهthre ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the loudspeaker blared the announcement: بلندگو اعلامیه را با صدای بلند پخش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i advise you to stop aborting her baby: بهتون توصیه میکنم از سقط کردن بچتون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mixed breed dog: سگ دو رگه / دورگه رایج ترین و خنثی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat approached to a bird for hunting: گربه برای شکار کردن نزدیک یک پرنده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall i open the window: میشه پنجره رو باز کنم؟ shall برای ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate something to someone: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread the butter on the bread: کره رو بمال روی نون. spread=مالیدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
politics doesn't really interest me: سیاست واقعاً منو علاقه مند نمی کنه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i prefer to study alone because i can focus better: من ترجیح می دم تنها درس بخونم چون ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i deeply regret that i cant help you in this case: من عمیقا افسوس میخورم که نمیتوانم د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it further states: در ادامه بیان می کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
google speech recognition engine: موتور تشخیص گفتار گوگل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i learned a lot from my father: من از پدرم خیلی چیزها یاد گرفتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the suspect bolted down the street when he saw the police: مظنون وقتی پلیس را دید، زد به چاک و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
music was blaring from the club all night: تمام شب از کلوب موسیقی با صدای بلند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't rabbit: نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is not the case with: در مورد . . . صدق نمی کند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we greeted our old friends at the airport: ما در فرودگاه به دوستان قدیمی مان خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
security threat: تهدید امنیتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the door slammed behind her: در، پشت سر او محکم کوفته شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she covered her ears as sirens blared: وقتی آژیرها با صدای بلند به صدا درآ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i soon learned not to ask too many questions: من خیلی زود یاد گرفتم که زیادی سوال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i' m not sure how to approach the problem: مطمئن نیستم چطور با مشکل مواجه شوم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall we go to the park today: می خواهی ما امروز برویم پارک؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uppercase letters: شکل بزرگ حروف یا شکل که بالای خط نو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread your legs apart: پاهای خود را از هم باز کنید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bank pays interest on savings accounts: بانک به حساب های پس انداز سود می ده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate something to somebody: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent his birthday alone this year: او امسال تولدش رو تنها گذروند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fifteen orders of mammals: پانزده راس پستاندار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt so alone even in a crowded room: او حتی در یک اتاق شلوغ هم احساس تنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate sth to sb: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm rather busy: یه خرده سرم شلوغه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how would you describe your mother: چطور مادرت را توصیف می کنی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a treat: یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she'll learn from her mistakes: او از اشتباهاتش درس خواهد گرفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please order the books on the shelf: لطفاً کتاب ها را روی قفسه مرتب کنید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lower case letter: lower - case letter به معنای: شکل ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm waiting for a sunny spell day: منتظر یک روز با هوای گرم و آفتابی ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a formal talk: سخنرانی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
such things just don't interest me: توی این خط ها نیستم اهل این کارها ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bolt your food like that: غذاتو اینجوری قورت نده bolt=تند تند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread popularity: مقبولیت زیاد محبوبیت گسترده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know if that's the case or not: نمی دونم درسته یا نه case می تونه ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a triple bill of hitchcock films on at the cinema next sunday: Triple bill : برنامه ای شامل سه اجر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate something to sb: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sent a birthday greeting: او یک تبریک تولد فرستاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're wanted on the telephone: شما را پای تلفن می خواهند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love spending time alone with a good book: من عاشق تنها بودن با یک کتاب خوب هس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am rather busy: یه خرده سرم شلوغه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the middle and lower classes: طبقات متوسط و پایین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we took out a loan and now we pay a lot of interest: ما یک وام بانکی گرفتیم اما الان بهر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you describe what your mother looks like: می توانی توصیفی از ظاهری مادرت بدهی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if something goes wrong during the launch sequence the system will automatically abort: در حین مراحل پرتاب اگر مشکلی پیش بی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sth or sb interest you: نظرت را جلب کنه
٥ ماه پیش