نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suppose him to be dead: فرض کن که او مرده باشد [اگر او مرده ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how do you figure: means "what makes you think that? o ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn left at the first street: در اولین خیابان به چپ بپیچید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had supposed his wife a younger woman: فکر می کردم همسرش زنی جوانتر است.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a snowman: ادم برفی درست کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i take my cell phone with me everywhere i go: من تلفن همراهم را هر جا بروم با خود ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suppose you think that's funny well i certainly don't: حدس میزنم ( که ) فکر می کنید خنده د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could i get by please: لطفا اجازه دهید رد شوم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the flight: وقتی به کار میرودکه شما بخواهید از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't agree with it but i suppose it's for the best: من با آن موافق نیستم، اما فکر می کن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the people get together: مردم دور هم جمع میشن .
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they can't take his existence: اونا نمیتونن وجود اونو تحمل کنن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suppose we go for a swim: بریم شنا؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't done the shopping yet as i just got to the supermarket: من هنوز خریدها را انجام نداده ام چو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suppose you're right: گمان کنم تو درست می گویی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is your take on it: نظرت درباره اش چیست
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suppose we miss the train: ( اگر ) قطار را از دست دادیم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanted to speak to the manager but i got his secretary instead: من می خواستم با مدیر صحبت کنم اما د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i found out that it was important: من پی بردم / کشف کردم که اون مهمه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do they take credit cards here: اینجا کارت اعتباری می پذیرند؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how was i supposed to know you were waiting for me: از کجا قرار بود بدانم [از کجا باید ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we got home later than usual: ما دیرتر از معمول به خانه رسیدیم. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you think she takes drugs: آیا فکر می کنی او دارو [مواد مخدر] ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen it myself but it's supposed to be a great movie: من خودم آن را ندیده ام، اما قرار اس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop trying to figure every thing out: دست از سردرآوردن از هر چیزی بردارید ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i usually get the bus to work: من معمولا برای رفتن به سرکار اتوبوس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take this medicine three times a day: این دارو را سه بار در روز بخور.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he couldn't figure out the accident: او نتوانست تصادف را به یاد بیاورد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i thought we were supposed to be paid today: فکر کردم قرار بود امروز حقوق بگیریم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you get traffic jams in the rush hour: در ساعت شلوغی ( خیابانها وجاده ها ) ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you take sugar in your coffee: با قهوه ات شکر می خوری؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
figure out how: دستم میاد ک چجوری
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take an order: سفارش گرفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suppose you're going to be late again: حسم بهم میگه که شما دوباره دیر می ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
justin is the one who figures things out: جاستین است که تصمیم ها را میگیرد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got to meet the president: فرصت به دست آوردم که رئیس جمهور رو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to figure out where i put my keys: باید پی ببرم که کلید هایم را کجا گذ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he found it a lot more difficult to get a job than he supposed it would be: برای او کار بسیار دشوارتر از آن چیز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't take it any more: من نمی توانم بیش از این تحمل کنم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll never let you figure me out: هرگز بهت اجازه نخواهم داد سر از کار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get john a drink: برای جان یک نوشیدنی بیاور. فعل get ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you suppose gillian will marry him: آیا فکر می کنید ( که ) جیلیان با او ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when did you take your driving test: کی امتحان رانندگی دادی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need some time to figure out our order dinner: ما یکم زمان نیاز داریم تا سفارش شام ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you get the tickets for the concert: آیا بلیط های کنسرت را خریدی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i take a size 12 in pants: من شلوار سایز 12 می پوشم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is widely supposed the ceo will be forced to resign: تا حد زیادی گمان برده می شود ( که ) ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
which newspaper do you get: اشتراک کدام روزنامه را داری؟ فعل ge ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i realized its importance: من به اهیمت اون پی بردم / اهمیتش رو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you going to take the job: آیا قصد داری آن کار را قبول کنی؟
٩ ماه پیش