نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wake up with determination: با عزم و اراده و تصمیم از خواب برخی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the player hit a walk off home run: بازیکن با ضربه آخر بازی رو برد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin a cock and bull story: داستان دروغی تعریف کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneak aboard: 1. You're trying to "sneak aboard" ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i mean nothing to her: من برایش هیچ اهمیتی ندارم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he hurt his leg but tried to walk it off: پاش درد گرفت، ولی خواست با راه رفتن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i don't mean to make you upset: ببخشید قصد ندارم به هم بریزمت و غمگ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind up the window: بالا دادن شیشه ماشین.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was like weird know what i mean: آن عجیب بود. منظورم را می فهمی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you get a woman to accept those polio drops in her child's mouth: آیا تو می توانی یک زن را متوجه کنی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spun a cock and bull story to avoid paying the fine: یه قصه دروغی سرهم کرد که جریمه نده.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
different frequencies may mean your electrical devices: فرکانس های مختلف ممکن است به وسایل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he means everything to me: او برای من خیلی اهمیت دارد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always found him a little strange if you know what i mean: من همیشه او را کمی عجیب می دیدم ، ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wound up in jail after the incident: او در نهایت بعد از آن حادثه سر از ز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they had no means of communication: آنها هیچ وسیله ( ابزار ) ارتباطی ند ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i couldn't help laughing: نتونستم جلو خندم رو بگیرم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he conned me: سرم کلاه گذاشت.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i know what you mean i hated learning to drive too: من میدونم منظورت چیه. من هم از یادگ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the window was our only means of escape: پنجره تنها راه فرار ما بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come up with a cock and bull story: یه بهونه یا دروغ سرهم کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is meant: مقرر است منظور آن است
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did he mean he was dissatisfied with our service: آیا منظور او این بود که از خدمات ما ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't forget to wind up the clock: فراموش نکن ساعت را کوک کنی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop teasing him you're winding him up: بس کن، داری او را عصبانی می کنی!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to wind up the meeting soon: باید جلسه را به زودی به پایان برسان ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what this house wants is a good clean: چیزی که این خانه نیاز دارد یک نظافت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
world is a very mean and nasty place: دنیای جای خیلی بی رحم و کثیفیه Mean ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind up toys: wind - up toys عروسک های کوکی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taking a shit outdoors: همون ولگردی و ول چرخیدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saddle sth up: زین کردن، زین گذاشتن روی، آماده کرد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saddle something up: زین کردن، زین گذاشتن روی، آماده کرد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tremendous idea: An idea that is very good, useful o ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moment of area: [عمران و معماری] گشتاور سطح
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tough spot: A particularly difficult or awkward ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moment of couple: [ریاضیات] گشتاور زوج نیرو
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
premedical: دوره مقدماتی پزشکی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proud of you: - Where you mean something so much ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moment of dipole: [برق و الکترونیک] گشتاور دو قطبی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
study up on: ( امریکا - عامیانه ) دقیقا مورد مطا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
study up: ( US, informal ) to make a careful ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moment of force: [شیمی] گشتاور نیرو
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moment of inertia of mass: [عمران و معماری] لنگر اینرسی جرمی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moment of the n th order: [ریاضیات] گشتاور مرتبه ی n ام
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
devious mind: - A mindset characterized by cunnin ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she really came through for us: حسابی برامون سنگ تموم گذاشته
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eccentric helical rotor: پمپهای پیچی خارج از مرکزی این نوع پ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's stay off the subject of politics: بیا از موضوع سیاست دوری کنیم
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eccentric bit offset bit: [نفت] مته ی لنگ
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
friends that i rely on don't come through: دوستایی که من روشون حساب باز کردم، ...
٩ ماه پیش