نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is supposed to wear this costume at party: اون قراره این لباس رو در مهمانی بپو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had a bit of a wobble before the speech: قبل از سخنرانی کمی دچار تردید و لرز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a slight wobble in the bike wheel: چرخ دوچرخه کمی می لرزید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the chair wobbled when i sat on it: وقتی روی صندلی نشستم، لق زد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stock market wobbled after the announcement: بازار سهام بعد از آن اعلام دچار نوس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bicycle wheel is wobbling: چرخ دوچرخه لق می زند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am on to you: میدونم چکار می کنی یا چه فکری می کن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you accusing me of extortion: داری بهم اتهام اخاذی میزنی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wobbled a bit before accepting the job offer: قبل از قبول پیشنهاد کار، کمی دودل ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the table wobbles when you lean on it: میز وقتی که به آن تکیه می دهی لق می ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his voice wobbled as he spoke: صدایش هنگام صحبت کردن لرزش داشت.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finally rolled out of bed at noon: بالاخره ظهر از تخت خواب بلند شد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the project faltered due to lack of funding: پروژه به دلیل کمبود بودجه ناتوان شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she pulled herself up onto the rock: خودش رو کشید رو تخته سنگ ( رفت بال ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her enthusiasm faltered when she faced criticism: اشتیاق او زمانی که با انتقاد مواجه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our traps are pulling up less and less fish: تله هامون هر بار ماهی کمتری گیر مین ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company will roll out its new smartphone next month: شرکت ماه آینده از گوشی هوشمند جدیدش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the software update will be rolled out gradually across all devices: به روزرسانی نرم افزار به صورت تدریج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government plans to roll out new tax reforms: دولت قصد دارد اصلاحات مالیاتی جدیدی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt the handle wobble when i picked it up: متوجه شدم دستگیره تو دستم وول/تاب م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me pull up your reservation: اجازه بده رزروت رو بیارم بالا / چک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she faltered for a moment before answering the question: او برای لحظه ای قبل از پاسخ دادن به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spent the morning pulling up weeds in the garden: تمام صبح صرف کندن علف های هرز تو او ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his voice faltered as he spoke about his experiences: صدایش در حین صحبت درباره تجربیاتش ل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull up a chair and join us: یه صندلی بیارید و به ما بپیوندید ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're lousy: در بازیهای کامپیتری برای کُری خوندن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her pride swelled as she received the award: غرورش با دریافت جایزه بیشتر شد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a swell idea: اون یه ایده ی خیلی باحاله!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boat rocked with the ocean swell: قایق با موج های دریا تکان می خورد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a swell of emotion swept over him: موجی از احساسات او را فرا گرفت.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no one likes sore loser guys: هیچکس بازنده های بی جنبه و بی ظرفیت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the louse then feeds by sucking the fish's blood: این شپش سپس با مکیدن خون ماهی تغذیه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lousy book: یک کتاب خیلی بد یا افتضاح
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are lousy: تو افتضاح بازی می کنی در بازیهای کا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horror show: A person, thing, or situation that ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am swell: من خوبم ( اصطلاح )
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swell of anger: طغیان خشم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my ankle began to swell after the fall: مچ پام بعد از افتادن شروع کرد به ور ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be down with something: To be in agreement with, in support ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be down with sth: To be in agreement with, in support ...
٩ ماه پیش