نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they screwed me out of my money: پولمو ازم بالا کشیدن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she assumes herself pretty: او خودش را خیلی خوشگل فرض می کند. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she no longer calles me: او دیگه به من زنگ نمیزنه.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wondered: در این فکر بودم که . . .
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she can't handle loud noises very well: او نمی تواند سر و صدای بلند را به خ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they said the renovation's done looks like they only pointed the cracks: گفتن بازسازی تموم شده — انگار فقط ت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
calling ghost: احضار روح
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't notice any smoke: متوجه بوی دود نشدم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can do just about anything: اون تقریباً می تونه هر کاری رو انجا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a point of doing something: تعمداً کاری را انجام دادن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this's it: 1 - دیگه وقتشه 2 - بسه دیگه کافیه د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you noticed any change in him: متوجه هیچ تغییری در رفتارش نشدی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was pissed off: کلم کیری شد ( خیلی ناراحت شدم ) از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll join you later: بعداً به شما ملحق می شم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two burgers to take away please: دو همبرگر برای بیرون بردن ( می خواس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you want to hit the dance room now: میخای الان ب اتاق رقص بری ؟ hit=به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he shook off the rain from his jacket: بارونو از روی ژاکتش تکوند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good jewelry: جواهرات اصل
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it reminds me of something: منو یاد یه چیزی میندازه این
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is it noon already: به این زودی ظهر شد؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna come in are you decent: من می خوام بیام تو. لخت که نیستی؟ ی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i called you a terrorist before: من که همین الان بهت گفتم تروریست
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick a fair deal: برخورد منصفانه داشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the darkness: در تاریکی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on this point: در همین رابطه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she completely freaked out when she realized she had lost her passport at the airport: وقتی متوجه شد که پاسپورتش را در فرو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having seen your film i presume your illness pneumonia: با مشاهده ی عکس ( ریه ) شما ، من فر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bragged about screwing his ex: با افتخار می گفت با دوست دختر سابقش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i call that a bargain: من آن را یک معامله خوب می نامم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wondered why: مانده بودم که چرا. . .
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he knows how to handle difficult situations calmly: او می داند چگونه به آرامی با موقعیت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
struggling to nail push ups: داری تقلا می کنی که شنا رو درست بزن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since he had never been on a roller coaster before he freaked out as soon as the ride started: چون تا به حال سوار ترن هوایی نشده ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way to success: او با تلاش بسیار و قدم های سخت به م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am good: وقتی یکی یه چیزی بهتون تعارف کنه، ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
choose whatever you like from the menu: هر چیزی که دوست دارید از منو انتخاب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earthquake hits kashmir: زلزله کشمیر را لرزاند
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a waiter came to take our plates away: یک پیشخدمت آمد که بشقاب هایمان را ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake it off and try again: بی خیالش شو و دوباره امتحان بده!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have headache already: همین الانشم سرم درد میکنه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decent price: قیمت قابل قبول و مناسب
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
offenseless: بدون تخلف یا تخطی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
simple call: درک ساده و ابتدایی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how can you presume to criticize me when you did the same thing yourself: چگونه می توانی جسارت کنی که از من ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw attention to: توجه را جلب کردن به
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bertha resent the way her boyfriend treated her: برسا بهش برخورد، آنجوریکه دوست پسرش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take suitable action in a situation: یک اقدام مناسب در یک شرایط
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm excited about the future and all the possibilities ahead: من برای آینده و تمام احتمالات پیش ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they call him lucky: آنها او را "خوش شانس" می نامند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
board meeting notice: اطلاعیه جلسه هیت مدیره
٩ ماه پیش