نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a rough deal: برخورد خشن داشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i used to live in a village: قبلا تو روستا زندگی میکردم ( یعنی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live a true love story: یک رابطه عاشقانه را زندگی کن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way across the floor: او به سختی و با خزیدن ( سینه خیز رف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after hearing a strange noise in the middle of the night he freaked out and called the police: بعد از شنیدن یک صدای عجیب در نیمه ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder if you talked to the chief about the lab: میخواستم بدونم که امروز بالاخره موض ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just spoke to him he quite agrees but: من اتفاقاً امروز خدمتشون بودم و صحب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her speech was a hit with the audience: سخنرانی او نزد مخاطبان بسیار محبوب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've got just about enough time to get there: نسبتاً زمان کافی برای رسیدن به اونج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to visit somebody: ملاقات کردن دیدارکردن باکسی سرزدن ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need a good rest: به یک استراحت حسابی نیاز داری.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there s no more he could have done: دیگه کاری از دستش بر نمی اومد دیگه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in good spirits: سرحال بودن شاد و شنگول بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is the water boiled already: خیلی زود آب جوش اومد به این زودی آب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no call for alarm: نیازی به نگرانی نیست. call= نیاز / ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a raw deal: برخورد ناپخته داشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way through the tunnel: او به سختی و با خزیدن از تونل عبور ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just keep repointing your past rebuild it: نمی تونی فقط گذشته ت رو بندکشی کنی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he decided to join the army: او تصمیم گرفت به ارتش بپیوندد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live happily: شاد زندگی کن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to hand in notice: استعفا دادن/تحویل استعفا نامه noti ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decent life: زندگی شرافتمندانه/ آبرومندانه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we point the reader to: ما خواننده را به . . . ارجاع می دهی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
because she was afraid of heights she completely freaked out when we reached the top of the mountain: چون از ارتفاع می ترسید، وقتی به قله ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a decent sort of fellow: او از نوع آدمهای محترم و آبرومند اس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we must still un throne her my point: اصل مطلب من اینه که باید ما از حکوم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't mean to freak you out but there's a huge spider on your shoulder: قصد نداشتم تو را بترسانم، اما یک عن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really screwed up the presentation: ارائه رو حسابی خراب کردم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wonders stuff: اجناس سودمند
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i no more answer her call: من دیگه به تماس او جواب نمیدم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can just about tolerate it at the moment: در حال حاضر، کم و بیش می تونم تحملش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call on performance bond: به اجرا گذاشتن ضمانت نامه ی حسن انج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know how you handle your boss: نمی دانم چطور با رئیس تان کنار می آ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they don't hit it off: با هم نمیسازن جور نیستن آبشون تو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she shook it off and smiled: بی خیالش شد و لبخند زد
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is too good for her husband: از سر شوهرش زیاده.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heat it up then eat it: گرمش کن بعد بخور
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a better deal: برخورد بهتری داشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you remind me of: تو منو یاد کسی/چیزی میندازی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people ruin beautiful thing: آدم ها چیزهای قشنگ رو خراب می کنند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got really freaked out: واقعا ترسیدم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bill calls for the establishment of: یعنی لایحه خواستار تاسیس . . . cal ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he resents of my success: اون از موفقیت من دلخوره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did you take away from movie: از این فیلم چه برداشتی داشتی/چی ازش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one season black is the in colour: در یک فصل رنگ مشکی مد هست. in به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freaked out by it: ازش میترسن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can come in now i'm decent: حالا می توانی بیایی ، لباس پوشیدم. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the right call: تصمیم درست
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you back already: به این زودی برگشتی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crawl one's way: به سختی و با زحمت جلو رفتن.
٩ ماه پیش