نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could care less: سر سوزن برارم اهمیتی نداره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took him years to get over the shock of his wife dying: سال ها طول کشید تا با غم ( شوک ) مر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she snapped at her friend over a small issue: سر یه موضوع کوچیک، یهو به دوستش پرخ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lit up a joint and started talking: یه جُوینت ( سیگار دست پیچ حاوی ماری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out already: دِ برو بیرون دیگه!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the leader snapped during the live interview: رهبر در طول مصاحبه ی زنده کنترلش رو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people wondered at such bravery: مردم از یک چنین شجاعتی در شگفت شده ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that joint was packed last night: دیشب اون پاتوق پر بود از آدم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at last he would really show them: بالاخره حسابی نشونشون می داد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he snapped after hearing the accusation: بعد از شنیدن اون اتهام از کوره در ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt deeply wronged after the unfair judgment: پس از حکم ناعادلانه، او احساس ظلم ع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just stop already: بس کن دیگه! ( حوصلم رو سر بردی )
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder you were so patient: من متحیر بودم که تو اینقدر صبور بود ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am your servant: چاکرتم من مخلصتم من
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we must strive for excellence: باید برای تعالی کوشش کنیم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pursue a matter later or further: پیگیری کردن موضوع/مسئله ای . . . م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the two opposing points of view: دو نظر و دیدگاه مخالف
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call me when you got there no matter what the time is: وقتی رسیدی اون جا بهم زنگ بزن ، هر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen her since last monday: من او را از دوشنبه گذشته تاکنون ندی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wondered what was on her mind: من در فکر بودم که چه چیزی در ذهن او ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm your servant: چاکرتم من مخلصتم من
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was only just getting over the flu when she got a stomach bug: تازه داشت آنفولانزا را شکست میداد ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his attempt to climb the mountain failed: کوشش او برای فتح کوهستان ناموفق بود ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they have taken up against us: آنها علیه ما میخواهند قیام کنند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask for support when needed: در صورت نیاز از دیگران درخواست حمای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bricklayer spent the day pointing the old garden wall: بنا تمام روز را صرف بندکشی دیوار با ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this scientific endeavor could change the world: این کوشش علمی می تواند جهان را تغیی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up something: شروع کردن کاری
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask him: از او بخواه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a really haunted house: یک خانه واقعاً جن زده یک خانه تسخیر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dog sometimes snaps at my finger: سگ گاهی اوقات انگشت مرا به دندان می ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't wrong others just to get what you want: برای بدست آوردن آنچه می خواهی به دی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ran ahead of the others: او جلوتر از بقیه دوید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was wronged by his business partners and lost a lot of money: او توسط شرکای تجاری خود مورد ظلم قر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he moved here in 2010 and has lived here ever since: او در سال ۲۰۱۰ به اینجا نقل مکان کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can't really move: اصلاً نمی تواند حرکت کند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took her months to get over michael when he ended the relationship: زمانی که مایکل به این رابطه پایان د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wonders of nature: عجایب طبیعت
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i turned 19 a month ago: یک ماه قبل 19 ساله شدم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the train is ahead of schedule: قطار جلوتر از برنامه است.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to get the back wall repointed before winter: باید قبل از زمستون بندهای دیوار پشت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's wrong to judge someone based on appearances: اشتباه است که فردی را بر اساس ظاهر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has already gone to bed: او به رختخواب رفته است. ( قبل از ای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will turn 19 tomorrow: فردا 19 ساله می شوم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was speechless with wonder: او از بهت و شگفتی لال شده بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since you are not interested we will talk about something else: چون شما علاقه ای ندارید، ما درباره ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she put a lot of effort into her studies: او کوشش زیادی در تحصیلش کرد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you really think about it: واقعا چه فکری درباره آن می کنی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take up the fight: تن دادن به مبارزه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's leaking already: "هنوز هیچی نشده" داره چکه میکنه
٩ ماه پیش