نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a touch of luck: کمی شانس
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every touch is like the strongest drug: ترجمه تحت اللفظی: هر لمس مانند قوی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone spilled coffee on it: یکی قهوه ریخته؟ — دارم تمیزش می کنم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a touch of something: مقدار کمی از چیزی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need that report by noon — on it: اون گزارش رو تا ظهر می خوایم — گرفت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an otherwise glorious vacation: تعطیلات افتضاح ( با اینکه از قبل ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in touch with something: درک و فهم چیزی نظیر احساسات و نگرش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haven't you lost your touch: حستو از دست ندادی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is otherwise normal: او از هر جهت دیگر نرمال است.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in touch with people: برو تو رابطه با مردم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
city blossoms: یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his sad story touched us: داستان ناراحت کننده وی ما را متاثر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't go on until the final act: من تا اجرای آخر روی صحنه نمی روم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you fix the printer — i'm on it: می تونی پرینتر رو درست کنی؟ — الان ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unless otherwise stated: مگر اینکه خلاف آن ذکر شده باشد
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a knock came on someone's door: درب خانه کسی کوبیده شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock it till you try it: تا خودت امتحانش نکردی، ازش بدگویی ن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock online dating till you've given it a shot: تا آشنایی اینترنتی رو تجربه نکردی، ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock the movie till you've seen it yourself: تا خودت فیلم رو ندیدی، نگو بد بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock country music till you've been to a live concert: تا به کنسرت زنده موسیقی کانتری نرفت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't knock my mom's cooking till you've tasted it: تا غذای مادرم رو نخوردی، نگو بدمزه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to knock other film industries: از بقیه فیلمسازا بدگویی نمیکنم knoc ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you hear someone knock on the door: صدای کسی رو شنیدی که در می زد؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please knock before you enter: لطفاً قبل از ورود در بزنید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard a strange knocking sound in the engine: یه صدای کوبیدن عجیبی تو موتور شنیدم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was such a creep: چه چشم چرونی بود
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down him: ازپا درش بیار کلکشو بکن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the inflation rate has been creeping up to 28 percent: نرخم تورم مرحله به مرحله تا ۲۸ درصد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down someone: کسی رو از پای دربیار کلک کسی رو بکن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a creepy old house: یک خانه قدیمی عجیب و ترسناک
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down somebody: کسی رو از پای دربیار کلک کسی رو بکن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a takeaway is a meal you buy in a restaurant or shop to eat at home: یک وعده ی غذایی که از رستوران یا مغ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take him away: ببریدش
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a great deal of personality for me to handle: او شخصیت قابل احترام و بزرگی داره ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't wish to presume: من نمی خواهم جسارت کنم ( = پیشنهادی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a detestable person: شخص نفرت انگیز
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
police took down the suspected terrorist: پلیس تروریست مظنون را زمین گیر کرد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a suggestion although i have no right to: پیشنهادی را ارائه دهم اگرچه حق ندار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was such a creep he was always staring at me in the canteen: چه چشم چرونی بود ، همیشه من رو میپا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it down: نابودش کن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in british law you are presumed innocent until you are proved guilty: در قوانین انگلیس ، شما بی گناه فرض ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take down note: یادداشت برداشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he turned 21 last week: او هفته گذشته ۲۱ ساله شد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i learnt a great deal from her: من کلی چیز از او یاد گرفتم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is gonna take me down: این داره داغونم میکنه. . . take do ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my son is turning five next month: پسرم ماه آینده پنج ساله می شود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i presume not: من احتمال نمی دم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am just joking: من فقط شوخی می کنم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
because of the state budget cuts local schools are facing serious problems: به دلیل قطع بودجه استان، مدرسه های ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up glucose: جذب گلوکز ( توسط سلول )
٩ ماه پیش