نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this made some people think that he was not so clever: همین باعث میشد عده ای فکر کنند زیاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
royal avenue runs from north to south: خیابان سلطنتی از شمال تا جنوب امتدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't argue with jerk person: با فرد احمق بحث نکن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the central market would be a good bet if you want to buy a cheap cell phone: فروشگاه مرکزی انتخاب خوبی خواهد اگر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tan complexion: رنگ برنزه و آفتاب سوخته ست، مثل رنگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's go there and kick some ass: بیا بریم اونجا و نشون بدیم چه کارها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fair complexion: به رنگ های پوست روشن، بلوند گفته می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't ever just say what people want to hear: هیچ وقت فقط اون چیزی رو نگو که مردم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she started the car with a jerk and hit the bumper of the car in front: او با یک حرکت سریع ماشین را روشن کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this party is fun but let's kick it up a notch: این مهمونی باحاله، ولی بیا بیشترش ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they made him work from morning till night: آنها اورا مجبور کردند از صبح تا شب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i picked up a ball and kicked it: من توپ را برداشتم و آن را شوت کردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she jerked open the car door and got out: در ماشین رو جیکی/ دقی ( کشیدن ناگها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
medium complexion: همون رنگ گندمیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we don't have to program it into our brains: لزومی ندارد آن را به مغز خود برنامه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are not being fair: کم لطفی میکنید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass the glue: چسب را بده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on the phone right now: الان دارم با تلفن حرف میزنم .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i believe in the power of kindness: به توانایی خوبی ها باور داریم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was accused of kicking a man in the face: او به لگد زدن به یک مرد در صورتش مت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kate had dark hair and fair skin: کیت موهای تیره و پوست روشنی داشت fa ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team finally kicked into gear: تیم بالاخره راه افتاد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could hear a dog barking: او می توانست صدای پارس سگی را بشنود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i swore at him for being such a jerk: بخاطر نابکار بودنش بهش ناسزا گفتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the child was dragged away kicking and screaming: بچه را بردند در حالی که لگد می زد و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you believe this: میتونی اینو باور کنی ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the coach told them to kick it up a notch: مربی گفت یه درجه بالاتر برن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll have to speak up: باید بلندتر صحبت کنی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick a habit: ترک عادت کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can kick it up a notch with some spices: با کمی ادویه می تونی بهترش کنی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after lunch i kicked into gear: بعد ناهار یه دفعه جون گرفتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cancer runs in my family: سرطان ارثیه تو خانواده من
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i believe on you: من بهت ایمان دارم یا باور دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fucking about somebody: با کسی شاخ به شاخ شدن . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop i'm on the phone: بس کن دارم حرف میزنما
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me your boarding pass: کارت ورودتان را به من بدهید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is believed to be the best actor in history: بسیاری بر این باورند /به اعتقاد خیل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
respect for other people's beliefs is important: احترام به باورهای دیگران اهمیت دارد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not fair to talk to him like that: منصفانه/عادلانه نیست که اونطور باها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can buy a cheap one day bus pass: شما می توانید یک بلیت اتوبوس ارزان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big nose runs in my family: دماغ بزرگ ارثیه تو خانواده من
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
today we're not fucking about: امروز کارمون خیلی جدیه . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when you kick out for yourself: وقتی که روی پای خودت بند شدی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i believe in my daughter's abilities: من به توانایی های دخترم باور دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am off: خداحافظ من دیگه دارم میرم من رفتم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his belief in god gave him hope during difficult times: اعتقاد او به خدا در زمان های سخت به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that fair is near the hotel: آن نمایشگاه کنار هتل است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you said it yourself: آخه خودت گفتی ( مگه خودت نگفتی )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need funds to run the company: برای گرداندن شرکت پول لازم داریم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need a pass to get into the factory: شما برای رفتن به داخل کارخانه به جو ...
٨ ماه پیش