نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the peak of pleasure: در اوج لذت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he blew a fortune on racing cars: او ثروت قابل ملاحظه ای را بخاطر اتو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he never wanted to get into politics: او هرگز نمی خواست وارد سیاست شود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a man way out there in the blue: او همیشه در عالم هپروت سیر میکند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remarked that: خاطر نشان کرد که. . . اظهار داشت ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they got into an argument over politics: آن ها بر سر سیاست با هم جر و بحث کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the crowd cheered when the referee blew the final whistle: وقتی داور سوت پایان بازی را به صدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into politics: وارد سیاست شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the coach asked the team to give it up for their opponents: مربی از تیم خواست که برای حریفانشان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a man way out there in the blue: او همیشه در عالم هپروت سیر میکند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is in your heart brings with pleasure prosperity: آنچه در قلب شما است، خوشبختی را به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into an argument: وارد بحث شدن / جر و بحث کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harry blew his chance at joining the military when he failed the basic test: هری شانسش را در پیوستن به ارتش از د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i fully agree with pleasure: با کمال میل موافقم از خشنودی خود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had to give it up for the sake of her mental health: او مجبور شد به خاطر سلامت روانی اش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's not get into details right now: بیا الان وارد جزئیات نشویم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he began to understand the problem: او شروع به درک مشکل کرد .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move over there: برو اونور تر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the release of the records was expected today: انتشار گزارشات امروز انتظار می رفت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goods release: ترخیص کالا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they both gave regularly to charity: آن دو مرتب به خیریه پول دادند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you go to sleepy: خوابت میاد/ چرتی شدی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flood release: انتشار سیل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i released bill of lading to his name: من بارنامه را به نام او واگذار کردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sound quot came straight through quot the ceiling and into our apartment: صدا مستقیم از سقف رد میشد و به اپار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he gives italian lessons to his colleagues: او به همکارانش ایتالیایی درس می دهد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were all thirsty so i gave them a drink: آنها همه تشنه بودند برای همین به آن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me your name and address: اسم و آدرس ات را به من بده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you give the waiter a tip: آیا به پیش خدمت انعام دادی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you giving your father for his birthday: برای تولد پدرت به او چه می دهی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give your mother the letter: نامه را به مادرت بده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give the letter to your mother when you've read it: نامه را بعد از اینکه خواندی به مادر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's you she takes after: به خودت رفته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we began work on the project in may: ما کار روی پروژه را در ماه مه آغاز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the speech began with a famous quote: سخنرانی با یک نقل قول اغاز شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your container will be released by clarence broker: کانتینر شما توسط ترخیص کار ( کارگزا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we witnessed a remarkable chain of events in eastern europe in 1989: ما در سال 1989 شاهد وقایع زنجیره ای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop the letter in the mailbox on your way out: نامه رو موقع رفتن بنداز توی صندوق.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
order release: ترخیص سفارش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the judge gave him a nine month suspended sentence: قاضی به او حکم 9 ماه بازداشت را داد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you won't let me sleep: نمی ذاری که من بخوابم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me a call tomorrow: فردا به من زنگ بزن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who do you take after in your family: به چه کسی از اعضای خانواده شباهت دا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's presume you're right: بگذارید فرض کنیم که حق با شماست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
energy release: آزادسازی انرژی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meeting you here in rome is a remarkable coincidence: دیدار با شما در اینجا در رم یک حسن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just popped in to say hello: فقط اومدم یه سلامی بکنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she began to feel anxious: او کم کم احساس اضطراب کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what time does the concert begin: چه ساعتی کنسرت شروع می شود؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much will you give me for the car: بابت آن ماشین چقدر به من پول می دهی ...
٨ ماه پیش