نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what kind of stuff do you like to read: چه نوع مطالبی را دوست داری بخونی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a very even contest: رقابت نزدیکی بود .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i like reading and stuff: من مطالعه و این جور چیزا رو دوست دا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you still keep up your spanish: هنوزم اسپانیولی ( اسپانیایی ) رو اد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he knew the audience would give it up for him once he hit the stage with his new song: او می دانست که تماشاگران وقتی او با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into music: به موسیقی علاقه مند شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into a car accident: با ماشین تصادف کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just want to get into bed: فقط می خواهم به تخت بروم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am buying some stuff for home: دارم کمی خرت و پرت برای خونه میخرم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into a building: وارد یک ساختمان شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they gave it up for the charity event: آنها برای رویداد خیریه دست زدند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've blown our chances of getting that contract: ما با بستن اون قرارداد به شانسمون گ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he recently got into classical music: او اخیراً به موسیقی کلاسیک علاقه پی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it wasn't easy to get the drunken man into a vertical position: سرپا نگه داشتن مرد مست دشوار بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they really know their stuff: کارشون رو خوب بلدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm so tired i just want to get into bed: خیلی خسته ام؛ فقط می خواهم به تخت ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rain is coming grab an umbrella: میخواد بارون بباره، با خودت چتر برد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got into swimming last year: او سال گذشته شنا را شروع کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep up on international affairs: آگاه به روابط جهانی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how did you get into the office after hours: چطور بعد از ساعت کاری وارد دفتر شدی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you want to grab a drink tomorrow night: میخواین فرداشب بریم یه نوشیدنی بزنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should give it up for the teachers who go beyond their duty to inspire students: ما باید برای معلمانی که فراتر از وظ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they gave you a chance but you blew it: به تو فرصت دادند ولی تو گند زدی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
those kids are always getting into trouble: اون بچه ها همیشه به دردسر می افتند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to take a grab every morning: من نمیخام هرروز صبح گرب ( تاکسی ) ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stuff your anger: خشم ات را خفه کن stuff= سرکوب کردن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into sports: ورزش را شروع کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had to hit the books hard to keep up: من مجبور بودم سخت درس بخوانم ( خرخو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's grab a cup of coffee and chat: بیا یه فنجان قهوه بنوشیم و گپ بزنیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll get into trouble: به دردسر می افتی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind blew the seeds of trees and grasses to new fields: باد بذر درختان و گیاهان را با خود ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he blew his chance at the interview: فرصتش رو تو مصاحبه خراب کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she finally decided to give it up for a new career: او بالاخره تصمیم گرفت شغل قدیمی اش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into fashion: به مد علاقه پیدا کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rain kept up all night: بارون تمام شب بی وقفه بارید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that movie totally blows: اون فیلم واقعاً افتضاح بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will get into trouble: به دردسر می افتی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the critics gave it up for the director's unique vision and storytelling in the film: منتقدان برای دیدگاه منحصر به فرد و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they should have won the game but they blew it: بهتر بود بازی رو میبردن ولی اونا گن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your doing very well keep it up: کارت خوب بود، آفرین با همین فرمون ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't expect the crowd to give it up for his speech: او انتظار نداشت که جمعیت برای سخنرا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into details: وارد جزئیات شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you keep doing that you'll get into trouble: اگر همین کار را ادامه دهی، به دردسر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's not my girlfriend keep up: او دوست دخترم نیست، گرفتی!!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is my pleasure: باعث افتخارمه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it blows that we have to work on the weekend: خیلی ضدحاله که باید آخر هفته کار کن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the athletes gave it up for their fans: ورزشکاران برای هوادارانشان دست زدند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when did you get into fashion design: کی به طراحی مد علاقه مند شدی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i decided to ignore his rude remarks: من تصمیم گرفتم اظهارات دروغ او را ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may l have the pleasure of seeing you: ممکنه من افتخار دیدن شما رو داشته ب ...
٨ ماه پیش