نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd wanna hold you just for a while: میخوام که برای مدت کوتاهی بغلت کنم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was able to do that but i didn't: میتونستم اون کارو بکنم ولی نکردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we can set a day and a time to meet: میتونیم یه روز و یه زمانی رو برای د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was stuck in traffic: در ترافیک گیر کردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you never know what the future holds: تو نمیدونی آینده به چه صورتی خواهد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i fixed your computer you're all set: کامپیوترت رو درست کردم. دیگه اوکیه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my nephew is a holy terror: پسر خواهرم/برادرم یه جونور به معنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many brave men fell in the fight to save the city: آدمای شجاع زیادی در نبرد برای حفظ ش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all my stuff is in the suitcase: همه چیزهایم ( دار و ندارم ) توی چمد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stuffing pillows: پر کردن بالشتها
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
robyn stuffed her clothes into a bag: روبین لباسهایش رو داخل یک کیف چپاند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they stuffed themselves with chocolate: {غیر رسمی و محاوره ای} آنها خودشان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my nose was stuffed up: بینی م گرفته بود ( کیپ بود )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a nasty traffic: عجب راه بندانِ گَندی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold a party: برپا کردن یک جشن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just thinking about my own stuff and my time there: خاطرات روزهایی که آنجا گذرانده بودم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
holy moly this is so beautiful: وای خدای بزرگ! این خیلی زیباست!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
none of the time: هیچوقت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i forgot to pack some stuff for the trip: من فراموش کردم یک سری چیزی ها را بگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my staffs are: ( مجموعه و گروه های ) کارمندانم هست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
none of the people: هیچ کدوم از مردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suede is tough stuff: {چرم} جیر یک جنس محکم و بادوام است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my stuff are: چیزهای من هستند. . . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two students got into a fight at school: دو دانش آموز در مدرسه با هم دعوا کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he grabbed all the money: کل پولارو بالا کشید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into university: پذیرفته شدن در دانشگاه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the present day family setup both the parents may be employed: در ساختار خانواده های امروزی ممکن ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a great honor for me: افتخار بزرگی شامل حال بنده شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wanna go grab a few beers: میخوای بریم یک چند تا آب جو بزنیم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to exercise to get into shape: برای فرم گرفتن باید ورزش کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a recording setup in my house: من یک ست کامل ( مجموعه ی لوازم کامل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our work takes a long time: کار ما به طولانی زمان می انجامد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got into the habit of waking up early: او عادت کرد صبح زود بیدار شود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a new cancer treatment grabbed headlines this week: یک درمان جدید سرطان در این هفته، در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me close the hall with a temporary key: اجازه میدید در سالن را با کلید موقت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into a mood: حال و هوای خاصی گرفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in such a set up: در اینصورت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grab some food: یچی بزن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i came around: نظرم عوض شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a boxing contest: یک مسابقه بوکس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he worked hard to get into a good university: او سخت تلاش کرد تا در یک دانشگاه خو ...
٨ ماه پیش