نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle sth: حل کردن مشکل و یا یک اختلاف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle with one' s enemies: با دشمن کنار آمدن ( کنار گذاشتن اخت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw a spook in the hallway last night: دیشب یه شبح توی راهرو دیدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i drunk some tea to settle my nerves: من کمی چای نوشیدم تا اعصابم را آرام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after my stomach settles: بعد از این که معده ما آروم شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky atmosphere: فضای ترسناک یا وهم آلود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the body regulates blood pressure to keep us healthy: بدن فشار خون را تنظیم میکند تا ما س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for someone or something: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's how you train your attention muscle: به این گونه، توانایی ِ توجه کردنت ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her heart melted: قلبش به درد اومد یا دلش سوخت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is wandering garden: داره پرسه زنان میره به باغ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky sound: صدای ترسناک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for somebody or something: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should read the regulation before you start: باید قبل از شروع، قانون را بخوانی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your eyes trained on something: به چیزی چشم دوختن، به چیزی نگاه کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky night: شب ترسناک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our company has many safety regulations: شرکت ما مقررات ایمنی زیادی دارد. R ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he trains horses: او اسب ها را تعلیم می دهد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could i have a lift: اجازه میدین من همراه شما با اتومبیل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky house: خانه ترسناک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the medicine regularly three times a day: دارو رو به صورت منظم سه بار در روز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the aid workers trained local people to give the injections: کارکنان کمک های اولیه به افراد محلی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spook easily: زود ترسیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she offered me a lift to a concert: او بهم پیشنهاد داد که با ماشینش منو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regularity in exercise is key to my improvement: پیوستگی یا نظم در ورزش کلید پیشرفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spook story: داستان ترسناک یا مربوط به ارواح
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lift something right out: پاک کردن و از بین چیزی د ر چشم به ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are wandering from the point: ما داریم از موضوع منحرف می شویم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a pretty regular sized car: اون یه ماشین با اندازه کاملاً عادیه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard your uncle used to be a spook: شنیدم عمو ت قبلاً مأمور مخفی بوده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was giving the customer convincing reasons to buy his product: او دلایل قانع کننده ای برای خرید مح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just lifted the whole intro from wikipedia: کل مقدمه رو از ویکی پدیا کش رفتم. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they realized they had wandered into a minefield: آنها متوجه شدند که در یک میدان مین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just want a regular coffee no fancy stuff: من فقط یه قهوه معمولی می خوام، چیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be such a baby: این قدر بچه بازی درنیار اینقدر بچه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is ocean beneath the the earth's crust: اقیانوسی زیر پوسته ی زمین وجود دارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for sb or sth: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't let the children wander too far: اجازه ندید کودکان زیادی دور شوند ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
school was beneath me but it was a good place: مدرسه در حد و اندازه من نبود، ولی ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are no spooks in this house: توی این خونه شبحی وجود نداره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the article was criticized for lifting entire paragraphs from other sources: مقاله به خاطر برداشتن پاراگراف های ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this law regulates how companies hire employees: این قانون نحوه ی استخدام کارکنان تو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for somebody or sth: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they wandered down the street: اونا خیابان را پرسه زنان گذراندند ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's beneath your dignity: در شان تو نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i lifted a few sentences from a book to use in my presentation: چند جمله از یه کتاب برداشتم برای ار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it totally spooked me: حسابی ترسوندم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for someone or sth: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was just wandering around the house: داشتم اطراف خونه می پلاسیدم ( پرسه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is beneath your dignity: در شان تو نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his heart melted: قلبش به درد اومد یا دلش سوخت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bored with staying indoors: کسل به خاطر در خانه ماندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he must get very bored with her job she does the same thing every day: او باید از شغلش خیلی ناراضی باشد. ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's go for a wander: بیا برویم یه گشت و دوری بزنیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lift sth right out: پاک کردن و از بین چیزی در چشم به هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're way off: سخت در اشتباهی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was bored and tired when we arrived: من وقتی رسیدیم بی حوصله و خسته بودم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road wanders along the shore: جاده در امتداد خط ساحل دریا می پیچد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need to exercise on a regular basis: باید به صورت منظم/مرتب ورزش کنی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it will lift the stain right out: خیلی سریع اون لکه روی لباست رو از ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my father was convinced by me to stop smoking: پدرم توسط من متقاعد شد که سیگار را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tom is way off about jenny if he thinks she's the type to rat us out: تام اشتباه میکنه اگه فکر کنه اون ما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the child wandered off: بچه گم شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plain soda will lift the stain right out: نوشابه گازدار غیرالکلی لکه روی لباس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was just a regular tuesday nothing special happened: فقط یه سه شنبه معمولی بود، اتفاق خا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was spooked: مثل سگ ترسیده بودم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's hard to convince stubborn people: قانع کردن مردم لجباز سخت است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hope the stain comes out: امیدوارم که این لکه ی روی لباسم از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a related vein: به همین سیاق به همین ترتیب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the same vein: به همان سیاق به همان روش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rabbit hid in its burrow: خرگوش در سوراخ خود پنهان شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some fish burrow into the mud at the bottom of the lake and lay eggs there: برخی ماهیان، گل ته دریاچه را سوراخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a juicy story: آن یک داستان پر آب و تاب است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is a juicy story: آن یک داستان پر آب و تاب است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this steak is very juicy: این استیک خیلی آبدار است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juicy watermelon: هندوانه آبدار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enter a plea of not guilty: انکار کردن جرم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one's finger on the pulse of sth: با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chain of shops: یک زنجیره{دسته} از مغازه ها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my parents are discussing selling the house: پدر و مادرم دارند در مورد فروش خانه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chain of events: یک سلسله از حوادث
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's discuss your performance review next week: بیا هفته آینده درباره گزارش عملکردت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was held in chains: او را در غل و زنجیر نگهداشته بودند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to discuss the new project proposal: ما باید در مورد طرح پروژه جدید بحث ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's finger on the pulse of sth: با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rich kiddo: بچه پولدار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we briefly discussed buying a second car: ما به طور خلاصه درباره خریدن ماشین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the issue would always be suspect from now on: مسئله برای همیشه زیر سوال خواهد رفت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't break the chain: حلقه تو، نشکن منظور اینه زنجیره مطا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a chain smoker: پشت سرهم سیگار میکشه ( او یک سیگار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discuss the following questions with a partner: درباره سوالات زیر با یک همکار ( شری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
makes me uneasy: منو عصبی میکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they discussed the issue for hours but couldn't agree on a solution: آنها ساعت ها در مورد موضوع بحث کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's vitally important to keep snow chains in the boot of the car: خیلی مهم هستش که زنجیر چرخ رو در صن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's finger on the pulse of sth: با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team will discuss the options and make a final decision: تیم گزینه ها را بررسی می کند و تصمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she chained her bicycle to the railings: او دوچرخه اش را به نرده ها زنجیر کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect face: چهره مشکوک
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect person: فرد مشکوک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect behaviour: رفتار مشکوک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you discussed the problem with anyone: درباره ی این مشکل با کسی صحبت کردی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect act: رفتار مشکوک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to discuss doing something: درباره انجام کاری حرف زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cue the music: اصطلاح:یعنی صدای آهنگو ببر بالا/ آه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspects were arrested: مظنونین دستگیر شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fingerprints are a good clue to find criminals: اثر انگشت ها سرنخ خوبی برای پیدا کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no clue of what you are talking about: من هیچ اطلاعی از آنچه شما می گویید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to find the ring she began burrowing under the books: برای پیدا کردن انگشتر شروع به گشتن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as i was cold i burrowed deeper under the blanket: چون سردم بود بیشتر زیر پتو خزیدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lemons have a sharp taste: لیموها طعم ترشی دارند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this cheese is rather sharp: این پنیر نسبتاً ترش است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this tv gives a very sharp picture: این تلویزیون تصویری بسیار واضح ( شف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shopkeepers are not supposed to sell knives and other sharp implements to children: مغازه داران قرار نیست چاقو و دیگر و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tempers frayed during the debate: طی بحث اعصاب ها تحریک شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt a sharp pain and looked down to see blood pouring from my leg: درد شدیدی را احساس کردم و به پایین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his patience was fraying: تحملش داشت تمام می شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor used a sharp instrument to dig a piece of glass out of my finger: دکتر از یک ابزار تیز برای بیرون آور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids played with colorful floats in the pool: بچه ها با شناورهای رنگی توی استخر ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the proposals came in for some sharp criticism: این پیشنهادات با انتقادات تندی همرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sewed the fray to stop unraveling: او حاشیه پارچه را دوخت تا از ریش ری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frayed tempers led to shouting: اعصاب های خرد شده به فریاد کشیدن من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
file down the sharp edges: لبه ها تیز را سوهان بزنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you rock man: تو فوق العاده ای مرد rock به معنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the performance will begin at 7 sharp: اجرا رأس ساعت 7 شروع خواهد شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bra strip: بند سوتین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my rock is shining bright: رقص من به وضوح جلوه گری میکنه یا رق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hero jumped into the fray sword in hand: قهرمان با شمشیر در دست به قلب نبرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a sharp change in the humidity after the storm: تغییر ناگهانی رطوبت پس از طوفان به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strip off clothes: درآوردن لباس ها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the protest frayed into chaos: اعتراض به هرج و مرج کشیده شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she nudged me with a sharp elbow to tell me to be quiet: او با آرنج نوک تیزش به من زد تا بگو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strip paint: جدا کردن رنگ از روی یک سطح
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stood at the fray's edge observing: او در حاشیه درگیری ایستاده بود و تم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have this sharp pain in my chest doctor: دکتر، من این درد شدید را در قفسه سی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the frayed fabric looked vintage: پارچه ریش ریش شده قدیمی به نظر می ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was a little sharp with me when i asked him to help: وقتی از او کمک خواستم کمی با من تند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strip all the land of plants: لخت کردن ( خالی کردن ) زمین از گیاه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suddenly felt a sharp pain in my back: ناگهان دردی شدید در کمرم حس کردم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was stripped of his rank: خلع کردن کسی از مقام اش سلب کردن حق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some of these look a little frayed: بعضی هاشون به نظر یکم ساییده شدن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she drew a sharp distinction between domestic and international politics: او تمایزی شفاف بین سیاست داخلی و بی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was stripped of his rights: خلع کردن کسی از مقام اش سلب کردن حق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is your financial condition: وضعیت مالی شما چه طوره؟ condition=و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just loaf around all day—get to work: نمی تونی کل روزو علافی کنی—برو سر ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a strip: لخت شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
todd is a sharp dresser: "تاد" یک فرد شیک پوش است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add something in: ضمیمه کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
its teeth are razor sharp: دندان های آن بسیار تیز هستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she began to strip: شروع کرد به لخت شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of the human condition: مصیبت ها، بدبختی ها، غم و اندوه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent the afternoon loafing in the park: کل بعد از ظهر رو تو پارک علافی کرد. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add something on: اضافه کردن، افزودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wanted to strip the old paint of the wall: میخواد رنگای کهنه دیوار رو بریزه st ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sure you use a good sharp knife: مطمئن شوید که از یک چاقوی تیز خوب ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what i buy is conditioned by the amount i earn: چیزی که می خرم توسط حقوقم تعیین میش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
football team rocked by scandal: اعضای تیم فوتبال بخاطر رسوایی ببار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add something together: ترکیب کردن، به هم در آمیختن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we came to a sharp bend in the road: ما به یک پیچ تند در جاده رسیدیم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have one condition: یک شرط دارم condition=شرط
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were loafing like couch potatoes all weekend: کل آخر هفته رو مثل سیب زمینی های مب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in sharp contrast: در تضاد شدید ( به گونه ای که به وضو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is her condition: وضعیت او چگونه است؟ condition=وضع س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the strip: خارج از خیابان اصلی شهری ( شمالِ آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are there any seats left: آیا صندلی ای باقی مانده است؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all right but under one condition: خیلی خب ولی به یه شرط
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a steeple crowned by a gilded weathercock: بر فراز برج کلیسا با یک بادنمای طلا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please don't do anything until things cool off: لطفا کاری نکن تا اب ها از اسیاب بیف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sharp suited business executive: یک مدیر تجاری شیک پوش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is there any bread left: آیا نانی باقی مانده است؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my mother has lung condition: مادرم بیماری ریه دارد condition=بیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the point of dying: در شُرف مرگ، نزدیک به موت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sing sharp: بالاتر از نوت ( موسیقی ) خوندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
several years ago: چندین سال قبل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you find any good movies on netflix: آیا فیلم خوبی در نتفلیکس پیدا کردی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the medieval pantry stored wine and bread: آبدارخانه ی قرون وسطایی شراب و نان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the largest firms may ultimately become unstoppable: بزرگترین شرکتها شاید در نهایت توقف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
liquid handwash: مایع دستشویی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that'll be nine bucks: میشه ۹ دلار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i swapped the old machine for a newer model: من ماشین قدیمی را با یک مدل جدیدتر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have any pets: من هیچ حیوان خانگی ای ندارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the forth member of their family: چهارمین عضو ( نفر ) خانواه انها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he swapped his watch for a box of cigars: او ساعتش را با یک جعبه سیگار تاخت ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fell free to reach out if you have any questions about study abroad: اگر در مورد تحصیل در خارج از کشور س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the heat made her faint: گرما باعث احساس گیجی و فروپاشی او ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have any money: من هیچ پولی ندارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cheese had a sharp and salty taste: پنیر مزه ای تند و شور داشت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sharp bend in the road: پیچ تند در جاده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sales were particularly strong last month in sharp contrast to its main competitors: فروش ماه گذشته به ویژه در مقایسه با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach out someone who really cares about you: سراغ کسی برو که واقعا بهت اهمیت بده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you start on the windows and i'll do the walls then we can swap over after an hour or so: تو با پنجره ها شروع کن و من دیوارها ...
٥ ماه پیش