نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is a wide choice of possible biomaterials to use for any given biomedical application: انتخاب گسترده ای از مواد زیستی مجاز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am on the fence about what to do: دو دلم که چکار کنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're reading 70 bogeys in your sector please verify: ما داریم ۷۰ هواپیمای ( ظاهرا ) متخا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they sent her flowers for her birthday: آنها برای تولد او گل فرستادند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on either side of you: در دو طرف تو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the game is about to come on: بازی داره شروع میشه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on the fence about what to do: دو دلم که چکار کنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please verify: لطفا تایید کنید .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn right on broadway: در ( خیابان ) برادوی به راست بپیچید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from all possible choices this is the most suitable one: از بین تمام گزینه های ممکن ( امکان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll send her a letter next week: من هفته آینده یک نامه برای او خواهم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she spill some coffee on her shirt: اون قهوه را بر روی لباسش ریخت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they're both reading history at cambridge: هردوی آنها در دانشگاه کیمبریج، ( رش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the story's narrator sits on the fence between loyalty and truth: راوی داستان بین وفاداری و حقیقت وسط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on you're kidding me: واقعا؟ داری شوخی می کنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our house is the first on the left after the post office: خانه ی ما اولی در سمت چپ بعد از ادا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things have gone from bad to worse: اوضاع از بد به خوب تغییر کرده است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
daniel craig played the role of james bond: دنیل کریگ نقش جیمز باند را بازی کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needs an operation: او به یک عمل جراحی نیاز دارد. واژه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the heater should come on again: گرمایش ( بخاری ) باید دوباره شروع ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i pour the helpless balm of my poor eyes: از چشم مسکین خود مرهمی بر این زخم ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've read three books this month: من این ماه سه کتاب خوانده ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could live off that necklace if i fence it for the rest of my life: اگه جور بشه و گردن بند دزدیُ بفروشم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neither john nor mary came to the party: نه جان و نه مری به مهمانی آمدند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we could hang this picture on the wall next to the door: ما می توانیم این عکس را روی دیوار ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's playing it low down: نهایت پستی و رذالت است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hundred meters from the scene of the accident: صد متر دور تر از صحنه تصادف
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i needed a fresh air: به هوای تازه نیاز داشتم فعل need به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on get off me: دست از سرم بردار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll pour it for you: الان برات میریزم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some children can read by the age of four: بعضی از کودکان میتوانند در چهار سال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he tends to sit on the fence at meetings: او میل داره خودداری کنه از درگیر شد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at all the books on your desk: نگاه کن به این همه کتاب روی میزت!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on tell me: بگو دیگه! ( در حالت اصرار )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't need your money: من محتاج ( گدا ) نیستم؛ پولت مال خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
latest read: آخرین مطالب منتشر شده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i sit on the fence: من سکوت اختیار می کنم بی طرف ام ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please pour some water into this glass: لطفاً مقداری آب در این لیوان بریز.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just wish: ای کاش. . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she let out a screech when she saw the spider: وقتی عنکبوت رو دید، یه جیغ بلند کشی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had no more need of me: او دیگر به من نیازی نداشت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i believe that the world is nothing but a game: من معتقدم که این دنیا چیزی جز یک با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is neither here nor there: به موضوع ارتباطی نداره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to put sth in the line of fire: چیزی را در معرض خطر قرار دادن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he hasn't been too well lately: او اخیرا خیلی سلامت نبوده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as soon as that light comes on we must fasten our seat belts: به محض اینکه آن چراغ روشن شد باید ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wish you here: کاشکی پیشم بودی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a discussion on the existence of cities: بحثی بر سر موجودیت شهرها
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is pouring milk from a jug into a bowl: او شیر را از پارچ به داخل کاسه می ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the car came to a screeching halt: ماشین با صدای جیغ مانند ترمز ایستاد ...
٨ ماه پیش