نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a closer look: از نزدیک به کسی نگاه کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone's concern: مسئولیت کسی، به عهده کسی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we went to france on the ferry: ما سوار بر کشتی به فرانسه رفتیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i must say pace the distinguished senator that his conclusions are entirely in error: باید بگویم با نهایت احترام با سناتو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you look at my essay before i submit it: می تونی قبل از اینکه مقاله ام رو تح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm going on a business trip: به سفری کاری خواهم رفت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i looked out of the window: من از پنجره به بیرون نگاه کردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at that little boy trying to help bless: اون پسر کوچولو رو نگاه کنید داره سع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my birthday is on the 30th of may: تولد من ( در ) روز سی ام ماه می است ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't need that emotional junk in my life: به اون آشغال های احساسی تو زندگیم ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looks can be deceptive: ظواهر می توانند فریب دهنده باشند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
was she crying: داشت گریه میکرد؟ آه، خدایا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is the party still on for tomorrow: هنوز آن مهمانی برای فردا برقرار است ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop eating so much junk food: این قدر غذای آشغال نخور. ( سلامتی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she said she wouldn't bless our marriage: اون گفت که به ازدواج ما رضایت نمیده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look tired: خسته به نظر میرسی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the light has been on all day: چراغ تمام روز را روشن بوده است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that movie was pure junk: اون فیلم کاملاً مزخرف بود. junk ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do i look silly in this hat: آیا با این کلاه خنگ به نظر میرسم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be disgrace to sth: مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has on a black coat: او پالتوی سیاهی به تن دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look just the same: تغییر نکرده ای. ( وقتی دو دوست قد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be disgrace to something: مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to clean out all the junk in the garage: باید همه ی آت و آشغال های گاراژ رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why don't you put your new dress on: چرا پیراهن جدیدت را نمی پوشی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look delicious: خوشمزه به نظر رسیدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from all possible choices: از بین تمام گزینه های ممکن ( امکان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sign outside the store said closed: نشانی بیرون فروشگاه می گفت "بسته اس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on that's not fair: ای بابا، این منصفانه نیست! بی خیال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the candidate sat on the fence about the controversial issue: نامزد درباره ی موضوع بحث برانگیز مو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you doing on friday: ( در ) روز جمعه چه می کنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was a savage read on stage: روی صحنه یه طعنه بی رحمانه زد! read ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she spilled the beans she's getting a new phone: اون دختر اطلاعات مهم رو فاش کرد! او ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's possible that he will not come to the party at all: این امکان ( احتمال ) وجود داره که ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always sits on the fence when things get tense: وقتی اوضاع جدی می شه همیشه وسط وایم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on try it: بیا، امتحانش کن!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what're you doing on friday: ( در ) روز جمعه چه می کنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she spilled the beans: اون دختر اطلاعات مهم رو فاش کرد!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you think it is possible to go there: فکر می کنی رفتن به آنجا ممکن و شدنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on let's go: زود باش، بریم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an attic full of junk: یک اتاق زیرشیروانی پر از خرت و پرت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the little child spilled the tea on the table: کودک کوچک چای رو روی میز ریخت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at all this stuff on the floor: به این چیزها روی زمین نگاه کن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my birthday's on the 30th of may: تولد من ( در ) روز سی ام ماه می است ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
consumption of junk foods: مصرف کردن غذاهایی با ارزش غذایی پای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
either side of the street: هر دو طرف خیابان
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a radio signal was sent to the spacecraft: یک سیگنال رادیویی به فضاپیما فرستاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on hit me: بیا، بزن منو! / بزن دیگه! ( در حال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i dropped my pen on the floor: من خودکارم را بر زمین انداختم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he poured a cup of tea for his guest: او یک فنجان چای برای مهمانش ریخت.
٨ ماه پیش