نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she put on her best dress for the party: او بهترین لباسش را برای مهمانی پوشی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
citizens pushed back against the new law: شهروندان در برابر قانون جدید مقاومت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the city looks glamorous on the surface but there's a seedy world just beneath it: این شهر در ظاهر مجلل است، اما دنیای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put out of your mind: فراموش کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a lot of conflict between his classmates: درگیری زیادی بین همکلاسیهایش وجود د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bad smell in the room will put off anyone who enters: بوی بد داخل اتاق تو ذوق هرکسی که وا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
students push back after teacher called charlie kirk 'garbage: دانشجوها واکنش نشان دادند بعد از ای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't forget to put on your hat: فراموش نکن کلاهت را بپوشی.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't beat around the bush cut to the chase: طفره نرو، برو سر اصل مطلب
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put somebody out of work: کنار گذاشتن کسی از کارش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flossing keeps your gums healthy: نخ دندان کشیدن لثه های شما رو سلامت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always try to avoid conflict wherever possible: من همیشه تلاش میکنم که از مشاجره تا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be put off: تو ذوق خوردن، زده شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he moved out of that seedy neighborhood the moment he could afford better: به محض اینکه توانایی مالی پیدا کرد، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push in your chair: صندلی ات را داخل دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he put on his shoes and left the house: او کفش هایش را پوشید و از خانه رفت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone out of work: کنار گذاشتن کسی از کارش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their interests sometimes conflict: گاهی وقتها علایق و دلبستگی هایشان م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the novel explores the seedy underbelly of the fashion industry where beauty hides corruption: این رمان به جنبه ی تاریک و فاسد دنی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's just flossing with his new car: فقط داره با ماشین جدیدش پُز می ده. ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on your jacket it's cold outside: ژاکتت را بپوش، هوا سرد است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sociopath often disregards the rights of others: جامعه ستیز معمولاً حقوق دیگران را ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put up extremely powerful resistance: مقاومت بسیار قدرتمندی از خود نشان د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the current pushed the floating log back up the riverbank: جریان آب تنه ی شناور را دوباره به س ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he saw carrie in a cafe with andrew and put two and two together: اون کری رو تو کافه با اندرو دیده دی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
originally it was a bedroom but we turned it into a study: در اصل یک اتاق خواب بود، اما ما ان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
government didn't have to put tracking devices on us: دولت مجبور نیست دستگاه های ردیاب رو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the comedian put over his jokes with great timing and delivery: کمدین شوخی هایش را با زمان بندی و ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would you like some porridge: کمی حلیم {حریره} میل دارید؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the waves pushed the surfer back up onto the board: امواج موج سوار را دوباره روی تخته ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she put two and two together and assumed they were dating: سر نخ ها رو کنار هم گذاشت و فکر کرد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distract someone: منحرف کردن کسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ruminating will turn me into a failure: نشخوار فکری من را مبدل به یک ( فرد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we must put the government on torch: باید دولت رو به آتش بکشیم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i set aside some money for a new car: من مقداری پول برای یک ماشین جدید کن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as i tried to descend the rising air pushed me back up: در عین حال که تلاش می کردم پایین بی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wore a fancy suit but his seedy behavior at the party gave him away: او کت و شلوار شیکی پوشیده بود، اما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delay sth: عقب انداختن چیزی به تاخیر انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't tell me he lost his job but i put two and two together when i saw him at home all week: نگفت کارشو از دست داده، ولی وقتی دی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i called a roofer to fix the leak above the kitchen: یه سقف کار صدا زدم که نشتی بالای آش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something on torch: به آتش کشیدن/نابود کردن چیزی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that website feels seedy—too many ads strange links and fake promises: آن وبسایت حس مشکوکی دارد—تبلیغات زی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm going to put aside some money for a new car: من می خواهم مقداری پول برای یک ماشی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the thermals over texas kept pushing the glider back up: جریان های گرم هوای تگزاس مدام گلاید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delay something: عقب انداختن چیزی به تاخیر انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roofers must follow strict safety protocols when working at heights: سقف سازها باید موقع کار در ارتفاع، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw her crying and then leaving early—i just put two and two together: دیدم داره گریه می کنه و زود رفت، دی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me just put through a change of address: اجازه بدید یک تغییر رو روی آدرس اعم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your hair up: موهاتو بالای سرت ببند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life kept knocking her down but she always pushed back up: زندگی مدام او را زمین می زد، اما او ...
٦ ماه پیش