نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw it with my own eyes: با چشمهای خودم
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
short skirts don't really suit me: دامن های کوتاه واقعا به من نمی آیند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she left the party early: او زود مهمونی رو ترک کرد.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the marathon runners ran two laps around the lake: دوندگان ماراتن دو دور دورِ دریاچه د ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't forget to turn on the security lights before you leave: قبل از اینکه بری یادت نره چراغ های ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you realize how important this is: آیا متوجه هستی این چقدر مهمه؟
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't forget to bring your passport along when you travel: فراموش نکنید که گذرنامه تان را همرا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this technology will advance our understanding of the universe: این فناوری درک ما از جهان را توسعه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm afraid of heights: من از بلندی می ترسم.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel great today: امروز احساس عالی دارم!
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here take this suitcase it's pretty light: بیا، این چمدان را بگیر - خیلی سبک ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he succeeded in winning their confidence: موفق شد اعتماد اونا رو جلب کنه win= ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caterpillars change into butterflies: کرم های ابریشم به پروانه تبدیل می ش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the key to success is preparation: کلید موفقیت آمادگی است.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coincidental with: مصادف با منطبق با
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna lead his life: دلم میخواد زندگی اونو داشته باشم.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the trouble to go please: قدم رنجه کن قدم رنجه بفرمایید لطفا
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she received a lot of attention from the press: او توجه زیادی از مطبوعات دریافت کرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is clear that: او آگاه است که . . .
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird behavior: رفتار غیرعادی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play a prank on: یه شوخی مسخره بازی دربیارین معمولا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the national policies which bear on these problems: سیاست های ملی که بر روی این مشکلات ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
careful attention: توجه دقیق
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lousy bite: لقمه کوفتی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sure the lid is tight: مطمئن شو درش محکم بسته شده.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good night then: شب به خیر دیگه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how about eight o'clock outside the cinema: ساعت هشت بیرون سینما چطور است؟ برای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they left for the airport: آنها به سمت فرودگاه رفتند.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sucks: ریده
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beg him not to leave you: بهش التماس کن که ترکت نکنه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the time got off the phone: تا زمانی که آنها تلفن را قطع کردند. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i'm done with all your nonsense: فکر می کنم دیگه نمی خوام با خزعبلات ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must be the one they call sharon: تو باید اونی باشی که بهش میگن شارون
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doubled their lead nine minutes later with a penalty kick: 9 دقیقه بعد با یک ضربه پنالتی برتری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
try to do something impossible: تلاش برای کاری غیرممکن و بیهوده Pi ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the batteries are dead: باطری ها تموم شدن. dead=مدار یا وس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ring denunciations on somebody: باران تکذیب و تقبیح را برسر کسی فرو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
advances in medicine have saved countless lives: پیشرفت های پزشکی جان های بی شماری ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new movie promises to be one of the biggest money makers of all time: این فیلم جدید نوید/احتمال می دهد که ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we got into trouble: ما به مشکل بر خوردیم
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we can keep it lowkey: میتونیم آنرا بین خودمون مخفی نگه دا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's clear that: او آگاه است که . . .
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a layer of dust on the furniture: یک لایه گرد و غبار روی مبلمان بود.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he feels confused about the new rules: اون در مورد قوانین جدید احساس سردرگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave the car in the parking lot: ماشین رو توی پارکینگ بذار.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needs careful attention to his work: او نیاز به توجه دقیق به کارش دارد.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am on maternity leave: من در مرخصی زایمانم.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm having a day off on friday i could meet you then: من روز جمعه مرخصی دارم، میتوانم آن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
those jeans are too tight: اون شلوار جین خیلی تنگه.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the driver of the car probably holds the key to solving the crime: راننده ماشین احتمالا کلید حل معمای ...
١٠ ماه پیش