برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عاطفه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

101 (الان)بهش رسیدگی می کنم. ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

102 =for one whole month each time
هر ماه، ماهی یک بار
١٣٩٨/٠١/٠٩
|

103 (در انجام یک عمل)من هم هستم، من را هم حساب کن،من پایه ام. ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

104 انتظار این را نداشتم، این را پیش بینی نکرده بودم. ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

105 =awful
مزخرف، افتضاح
١٣٩٨/٠١/٠٩
|

106 ناگهانی و سریع باز کردن ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

107 صبرم داره تمام میشه. ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

108 ( تفنگ )آماده تیر اندازی ،(سرباز )در حالت آماده باش ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

109 خدا می داند .الله اعلم. ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

110 =have to , must .باید، مجبور بودن
I got to go. باید بروم.
١٣٩٨/٠١/٠٩
|

111 کی پایه است؟ ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

112 طی الارض کردن( انتقال یک ماده از یک نقطه به نقطه دیگر بدون عبور از فضای فیزیکی ما بین آن‌ها است) ١٣٩٧/١٠/٠١
|

113 زودتر از کسی به جایی رسیدن، از کسی جلو زدن ١٣٩٧/٠٧/٢٧
|

114 حریف کسی نبودن، از پس کسی بر نیامدن. ١٣٩٧/٠٧/٢٧
|

115 مواظب باش! ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

116 زیادی مته به خشخاش گذاشتن، زیادی شلوغش کردن ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

117 جایگزینی برای کلمه damn است. برای بیان عصبانیت یا ناراحتی. ١٣٩٧/٠٧/٢٠
|