پیشنهادهای ارسلان زارع (٣٦)
٧٧
٥ سال پیش
٠
جمع تعریش ، بنا کردن سقف و عرش. ترجمه تاریخ یمینی ص 401، جعفر شعار
٥ سال پیش
٠
ناپسند شمارنده
٥ سال پیش
٠
جمع نازعه به معنی نزاع کننده ها
٥ سال پیش
٠
آمیزش و خویشی و پیوند داشتن
٥ سال پیش
٠
جمع صعده به معنی نیزه های راست
٥ سال پیش
٠
گیرنده ی مال ضعیفان
٥ سال پیش
-١
جاهای فرو رفتن در آب، جاهای گرد آمدن آب.
٥ سال پیش
١
خراج دادن
٥ سال پیش
٠
ج ظهیره، گرمگاه
٥ سال پیش
٠
دشواری، رنج و سختی
٥ سال پیش
١
چیزهای مطلوب
٥ سال پیش
-١
مشغول
٥ سال پیش
٠
با چوب زننده
٥ سال پیش
٠
غمخواری برای کسی
٥ سال پیش
٠
بخشنده
٥ سال پیش
٠
سراپاسوخته
٥ سال پیش
٠
سرزنش کردن، بازداشتن
٥ سال پیش
٠
خشک شده
٥ سال پیش
٠
عطا کردن، بخشش
٥ سال پیش
٠
مبالغه در مهربانی و اکرام
٥ سال پیش
٠
کلماتی که شخص را بسوزاند، طعنها
٥ سال پیش
١
ناسپاس
٥ سال پیش
٢
ملحوظ، منظور
٥ سال پیش
١
اندوه بسیار، بدحالی
٥ سال پیش
٠
فرورفته، ناپدید شده
٥ سال پیش
٠
به هم یاری رساندن
٥ سال پیش
٠
جامه های نگارینِ ابریشمین، پرده ها، چهارگوشه ها
٥ سال پیش
٠
آسودگی خاطر یافتن
٥ سال پیش
٠
جمع نفضه: افشانده ها
٥ سال پیش
٠
ج وصیفه : خدمتکاران
٥ سال پیش
-٢
معیوب
٥ سال پیش
٠
هم نشین
٥ سال پیش
٠
ابرهای بارنده
٥ سال پیش
١
نزدیک شدن، تقّرب
٥ سال پیش
-١
/تَ سَ د د ُ/ تحیر، سرگردانی، درماندگی
٥ سال پیش
٠
/تَ مَ ی ی ُ / : آشفتگی