آرشا

آرشا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ملت٠١:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٩واژه ی ملل که جَمِ ملت است یک لغت دروغین و جعل شده است ولی ریشه ی پارسی دارد، زیرا واژه ی ملت در سنسکریت به شکل milati / - te { mil } मिलति /و به مان ... گزارش
21 | 1
خشم٢٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشم از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر آن خشم=خش ( خشن، زمخت، اخم ) م ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش زخم، اخم، شخم، تخم، مهم، لخم و. . . است ) خشن=خش ... گزارش
12 | 1
خاش٢٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشک از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر خشک=خش ک ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش بزک، انگولک، جفتک، سرخک، متلک، ناخنک، مترسک، پرک، کپک، چشمک، سرک، نرمک، ... گزارش
7 | 1
خش٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشک از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر خشک=خش ک ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش بزک، انگولک، جفتک، سرخک، متلک، ناخنک، مترسک، پرک، کپک، چشمک، سرک، نرمک، ... گزارش
12 | 1
خشتک٢٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشتک از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر خشک=خش ک ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش بزک، انگولک، جفتک، سرخک، متلک، ناخنک، مترسک، پرک، کپک، چشمک، سرک، نرمک ... گزارش
7 | 1
خشخاش٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشم از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر آن خشم=خش ( خشن، زمخت، اخم ) م ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش زخم، اخم، شخم، تخم، مهم، لخم و. . . است ) خشن=خش ... گزارش
9 | 1
خشاب٢٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشاب از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر خشک=خش ک ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش بزک، انگولک، جفتک، سرخک، متلک، ناخنک، مترسک، پرک، کپک، چشمک، سرک، نرمک ... گزارش
9 | 1
خشت٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشک از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر خشک=خش ک ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش بزک، انگولک، جفتک، سرخک، متلک، ناخنک، مترسک، پرک، کپک، چشمک، سرک، نرمک، ... گزارش
7 | 1
خشک٢٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خشک از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر خشک=خش ک ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش بزک، انگولک، جفتک، سرخک، متلک، ناخنک، مترسک، پرک، کپک، چشمک، سرک، نرمک، ... گزارش
5 | 1
خش خش٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٩xaŝen این واژه در اوستایی: اَخشَئِنَ axŝaena و به واتای: زبر، درشت، زمخت بوده است. پس پارسی است و نه اربی خشم از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر آن خشم ... گزارش
5 | 1
خشن٢٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٩xaŝen این واژه در اوستایی: اَخشَئِنَ axŝaena و به واتای: زبر، درشت، زمخت بوده است. پس پارسی است و نه اربی خشم از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر آن خشم ... گزارش
18 | 1
اخمو٢٣:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٩اخم ( خشم، اخم، خشن ) و ( پسوند نامساز بستگی ، نمونه های دیگرش ترسو، گیو، چاکو ( چاقو، از چاکیدن میاد ) ، کاهو ( کاهگونه ) ، بانو ( از بان ( پان ) می ... گزارش
7 | 1
چاقو٢٣:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٩چاقو=چاکو چاک ( چاکیدن، چاک دادن ) و ( پسوند نامساز بستگی ، نمونه های دیگرش ترسو، گیو، کاهو ( کاهگونه ) ، بانو ( از بان ( پان ) میاد در نگهبان نمونه ... گزارش
44 | 1
گاو٢٣:١٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٩گاو در زبان پارسی به چم گاو ماده بوده و به گاو نر، ورزا میگفتند گاو = گیاو =گِی ( زنده، نمونه های دیگرش گیاه، گیان ( جان ) ، گیوش ( گوش ) ، گیو، گیها ... گزارش
21 | 1
جان٢٣:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩جان : دکتر کزازی در مورد واژه ی جان می نویسد : ( ( جان در پهلوی گیان gyān بوده است . این ریخت هنوز در کردی به کار برده می شود . ریشه ی اوستایی واژه ی ... گزارش
46 | 1
گیهان٢٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٩کیهان " با لپز ( واگویی ) ( تلفظ ) /keihAn/ اربیده ی واژه ی "گیهان" /geihAn/ است گیهان = گِی ( زنده، نمونه های آنرا در گیاه، گیو، گیان ( جان ) ، گی ... گزارش
7 | 1
کیهان٢٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٩کیهان " با لپز ( واگویی ) ( تلفظ ) /keihAn/ اربیده ی واژه ی "گیهان" /geihAn/ است گیهان = گِی ( زنده، نمونه های آنرا در گیاه، گیو، گیان ( جان ) ، گی ... گزارش
16 | 1
جهان٢٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٩جَهان واژه ای پارسی و ستاک و ریشه کارواژهء جَهیدَن است: جَه - آن = جَهان ساختارش مانند : خندان ، گریان ، دَوان ، لرزان. . . مینه : جَهان از جَهِش و ... گزارش
23 | 1
اصفهان١٨:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٦درستش اسپهان است اسپهان =اسپه ( سپاه، سپه ) ان ( پسوند جایگاه ) همانگونه که میدانیم بسیاری از واژگان، کنون الف آغازین خود را از دست داده اند. مانند ... گزارش
21 | 1
خانم١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٦واژه هان یا هین گویش دیگر سان san به معنای دارا - مالک ( بودن ) lord از ریشه هندواروپایی senh به معنای gain یافتن، تسخیر، کسب است که امروزه آنرا خان ... گزارش
23 | 2
اتر١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٦اِتِر اِتِر بیگمان واژه ای ایری ( ایرانی ) است : اِتِر< تِر<تیر<تیره = تاریکی ، سیاهی آتیره : آ - تیره = پاد ِ تاریکی ، ضد ( زِد ) سیاهی از زِد ِ تار ... گزارش
14 | 1
امار١٨:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٦آمار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آمار" می نویسد : ( ( آمار از واژه ی مر بر آمده است مر در پهلوی در ریخت مر و مار mār به معنی شمار بکار می رفته است. ... گزارش
21 | 1
رای١٨:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٦رای: دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " رای " می نویسد : ( ( رای در بیت زیر در ترکیب اول به معنی حکمران است . به زبان هندی و بر پادشاهان هنداطلاق می ش ... گزارش
23 | 1
اراده١٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٦اِراده واژه اِراده بیگمان پارسی است: اِراده : اِ - راد - ه اِ = پیشوند فشارشی ( تاکید ) راد = راست ، رای ، در واژه ی : رادمَرد : کسی که برای انجام ک ... گزارش
30 | 1
ایمان١٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٦ایمان ایمان : ای - مان ای : پیشوند نَفی کُننده ( نفینده ) ( نایش ) ( ناینده ) مانند" ای" در واژه ایراد ( ایراد را بنگرید ) مان : اندیشه ، فکر ، مَن ... گزارش
30 | 1
طور٠٤:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٠٦واژه آریایی تور به معنای الف - ساختار - ماهیت creation ب - شکل صورت استایل مدل که عرب آنرا طور مینویسد ( مانند چطور - بدطور ) در زبان چک به شکل tv�ř ... گزارش
41 | 1
کتاب٠٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٦لغت آریایی *ket� به ماناک کتاب رساله book treatise که شکل دیگر آن چتا - جتا *jot� به ماناک نامه است نشان میدهد واژه کتاب هیچ رپتی ( ربطی ) به واژگان ... گزارش
32 | 1
زفت٠٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٦ضبط : واژه ی ضبط در لغتنامه سغدی به شکل چبت čbt به معنای دزدیدن ( انگلیسی to steal ) ثبت شده است. از واژه چبت سغدی در فارسی واژه ی زپت به معنای ربودن ... گزارش
18 | 1
کتاب٠٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٦ کِتاب واژه ای پارسی از ستاک : کِت ، کَت ، خَط، خَت، خَراشیدن ، خَراط ، سدای خِرت هنگام تراشیدن ، همچنین هم ریشه با آلمانی : schreiben : s - chreib - ... گزارش
34 | 1
جریان٠٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٦Flow ( جریان ) - ژریان žaryān. جریان اربی نیست بلکه اوستایی و از ریشه *jzar به مانای هرکت روانگی شاریدن ( شُریدن ) گرفته شده و یان ( ی آن ) همانست که ... گزارش
32 | 1
جاری٠٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٦جاریاربیده ( معرب ) شاری است این واژه بخش دوم واژه آبشار است و در گویش شیرازی آن را شور shoor به چم جاری شدن و لبریز شدن به کار میبرندگزارش
14 | 1
لفظ٠٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٦این واژه کامل ایرانی است لبز = لب ( لپ، دهان ) ز ( پسوند نامساز ) در کل به چم چیزی که از دهان برون میاد یا بر لب جاری میشودگزارش
46 | 1
مال٠٣:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٦حرکت این واژه اربیده واژهء پارسی : اَردا یا اَرتا است و همریشه با واژه ء اروپایی art است ، مانند : start : st - art st= ایست ، ایستادن ، هالت ایستاده ... گزارش
12 | 1
مال٠٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٦Wealth، مال Wealth ( مال ) - مال māl. واژه مال عربی نیست بلکه آریایی و ریشه آن در سنسکریت मल् mal به مانای دارایی و دارندگی است.گزارش
12 | 1
اشکال٠٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٦اشکال خود واژه ای ایرانی است اشکال =اش ( پافشاری، بسیاری، زیادی ) کال ( نارس، نپخته، نارسا، ناکامل ) در کل به چم بسیار ناکامل و کاستیمند استگزارش
21 | 0
اشکال٠٣:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٠٦اشکال :واژه آریایی اشکال به معنای ایراد از واژه سنسکریت skhalita स्खलित به معنای اشتباه ( انگلیسی mistake ) ستانده شده همانطور که در ارمنستان به شکل ... گزارش
16 | 1
شکل٠٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٦شکل خود واژه ای پارسی است شکل=اشکل=اش ( بیرون، برون ) کل ( کالب، تن ) در کل به چم چهره یا تن و کالب بیرونی است گزارش
32 | 1
کمال٠٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٦کمال واژه ای کامل ایرانی است کمال=کم ( کم، کمیاب ) ال ( پسوند نامساز ) در کل به چم کمیاب بوده ولی چون هرچیز کمیابی ارزشمند است چم ارزشمندی نیز یافته ... گزارش
25 | 1
خدمت٠٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٦این واژه برگرفته از واژه پارسی هِدمَک است هدم=هد ( سر، کله ) م ( پسوند نامساز ویژگی ) ک ( پسوند نامساز بستگی ) در کل به چم فرود آوردن سر و سناییدن ( ... گزارش
44 | 2
سهیل٠٣:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٦ستاره سهیل : ستاره است که چون بر می دمد ، نخست بر یمنیان آشکار می شود ؛ از این روی ، آن را بدین سرزمین باز خوانند و " سهیل یمن" و " سهیل یمانی" می گو ... گزارش
12 | 1
مختار٠٣:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٠٦این واژه آریایی است: واژه موشک از ریشه *mukti मुक्ति وमुक्त mukta به معنای پرتاب شدن آزاد - رها کردن و فرستادن و پسوند آک ساخته شده که روی هم معنای پ ... گزارش
25 | 1
لوتی٢٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٥لوت واژه ای پارسی و بچم برهنه و بیآلایش است نمونه های دیگر آن لات، کویر لوت، شارلاتان و. . . است ولی باید دانست که لوتی با لوطی یکی نیست چون لوطی واژ ... گزارش
154 | 1
فساد٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٠٥فساد واژه ای کامل ایرانی است فساد = فس ( بیارزش، تباه ) اد ( پسوند کار گروهی ) از دیگر نمونه ها فسانه است با برای نمونه در گفتار میگوییم فسفس نکن یا ... گزارش
25 | 1
سوال٢٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٥سوال واژه ای کامل ایرانی است سوال=سَو ( دانش ) ال ( پسوند نامساز بستگی ) نمونه های دیگر سواد، ساویز، ساوه و. . .گزارش
34 | 2
سواد٢٠:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٥سواد واژه ای کامل ایرانی و پارسی است سواد=سَو ( در پارسی میانه بچم دانش است از دیگر مانندهای آن ساویز یا ساوه یا سوال نیز هست ) اد ( پسوند کار گروهی ... گزارش
37 | 3
مواد٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٥مواد پاد نگر بیشتر مردم واژه ای کامل ایرانی است مواد=مو ( جنبش ( درخت مو که رونده است، موش، ماسه، موج، ماسی ( ماهی ) ، ماشه ) ) اد ( پسوند کار گروهی ... گزارش
25 | 1
کفر٢٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٥کفر واژه ای پارسی است که از کیفر میاید و همچنین برخی زبانشناسان میگویند واژه کفر اربیده واژه گبر است که هر دو نگر دانشور و درست است. ایرانی بخودت بیاگزارش
14 | 1
صحیح٢٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٥این واژه ی اربی برگرفته از واژه سهیگ در پارسی میانه ( پهله ای ) است همچنین شاید شنیده اید که میگویند سهه یا سهه گذاری که این نیز ریشه واژگان صحة و صح ... گزارش
30 | 1
خالی٢٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٥خالی خود واژه ای پارسی است خالی=خال ( تهی، سوراخ ) ی ( پسوند نامساز بستگی )گزارش
44 | 2