برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آرشاگرگین

آرشاگرگین بنام سلتان جهان، پدر توانایم، اهورامزدا
و بنام شهبانوی جهان، مادر هوشایم، میترا
و بنام نخستین شاه جهان گیومرت(رب) پیشدادی
و بنام نخستین پادشاه جهان دیاکو مادی
و بنام نخستین و بزرگترین شاهنشاه جهان کورش هخامنشی
باشد که ایرانیان خودباخته بخود بیایند.

درود

زبانشناس و ریشه شناس زبانهای ایرانی(هندیرواروپایی)
ترگومانور(مترجم) و آموزگار زبان انگلیسی با متدی نو

ریشه هشتاد درسد از واژگان زامیاد از زبانهای ایرانیست و همچنین چهل درسد از واژگان زامیاد از زبانهای ایرانیست.

زبانهای ایرانی کدامند؟اوستایی، پارسی(باستان، میانه، نوین)،سانسکریت، لری و همه ی لهجه هایش، کرمانجی، کلهری، سورانی، تورانی(امروزه به آن ترکی میگویند)، دری، پشتو، آذری، تاتی، گیلکی، بلوچی، مازنی(تبرستانی) (تپورستانی) ،اربی(بله در ناباوری زبان اربی(عربی) تنها دستگاه وساختار واژه سازی اش سامیست و گرنه همه ی واژه هایش ایرانیست)، سومری، اکدی، آرامی، سغدی و...

ختها(خطها)ی ایرانی کدامند؟ میخی(مادر همه ی ختهای دیگر)، پهله ای(پهلوی) (هام دبیره)، اوستایی(دین دبیره)، آرامی(برگرفته از پهله ای)، کوفی(همینکه مینویسیم)و...

روشنگری: هیروگلف خت نیست وانگه سامانه نگارشیست ولی خت، سامانه نوشتاریست.

هرگونه پرسشی اگر دارید در اینستاگرام یا تلگرام من بپرسید جوابگویتان استم.

پدرود

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 شهریور برابر واژه متمدن در اربیست
شهریور = شهر(تمدن(از مدن میاد در اربی به مینوی شهر) ، شاه، همبستگی) ور(پسوند دارندگی)
١٤٠٠/٠٢/١٧
|

2 درود بر همه ی ایراندوستان
افزون بر ترادیسیدن، پسنهاد دوست گرامیمان فرتاش جان که بسیار زیبا و دلپذیر بود
برپایه سخن دوست گرامیم علی باقری میشود ...
١٤٠٠/٠٢/١٧
|

3 تَلَفُّظ
این واژه از ریشهء پارسی لَف با پسوند -ز و بر پایهء کالبُد تَفَعُّل ساخته شده که همان لَب پارسی است که واکهء ب به ف آلیده(تبدیل) شده است.< ...
١٤٠٠/٠٢/١٧
|

4 من نمیدونم کی میخاین بفهمید نامهای ایرانی دارای جنس ویژه نیست و میتواند هم برای پسر و هم برای دختر بهره برده شود

آرتا نیز هم نام دخترست هم نا ...
١٤٠٠/٠٢/١٦
|

5 همچنین بهاره جان شما هم بیگمان چیز زیادی از زبانهای ایرانی نمیدانید
آرشاویر خودش نام پیوندیست
آرشاویر = آرشا(توانا، پاک، سپنتا(مقدس) ویر(مغز( ...
١٤٠٠/٠٢/١٦
|

6 میهن.مهد.مهدی .ماه دی. همه حروف هایش از الفبای پهلوی است.
یعنی. آمده از دی=آمده از دادار=ماه دی=

نام مهدی از چم آرامش می باشد.و به نوعی در ...
١٤٠٠/٠٢/١٦
|

7 مهدی جان دوست گرامی هادی واژه ای ایرانیست که از ریشه هد به مینوی سر میاد و نمونه های دیگر آن هدف است و کلاهخود(کلاههود) که در این واژه برای اینکه دو ... ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

8 واژه ختاب (خت آب) که عرب آنرا خطاب مینویسد به معنای گفته یا برزبان آورده است که در آن پسوند آب به معنای رویداد رخداد گشتن شدن در واژگانی مانند بیناب ... ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

9
نام پیامبر اسلام از واژگان کهن ایرانی است :
مَهمَد : مَه - مَد
مَه = بزرگ
مَد = اندیشه ، فکر ، پندار
همان گونه که نام سه اسل دین زرتش ...
١٤٠٠/٠٢/١٦
|

10 این واژه از واژه ای ایرانی مغ تبار به مینوی باهوش گرفته شده و به زبان ابری(عبری) راه یافته و شده مجتبا و هماکنون نیز ابریست نه اربی تنها اربان این وا ... ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

11 مهدی جان دوست گرامی پیشامدانه چون استاد اربی استی اینها را نمیدانی چون در دستگاه واژه سازی اربی همه ی ستاک(بنواژه)(مصدر) ها و همه ی واژگان بر گرفته ه ... ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

12 طَرَف
این واژه همان " تَرا " در پارسی به مینه ی " آن سو" و پسوند " اَف" است.
بُنابراین : طَرَف = تَرَف یا تَراف
از این پسوند نمونه های دیگر ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

13 واژه حق از ریشه پیشاهندواروپایی ħhaḱ به معنای هدایت کردن یکراست راندن امر کردن to direct to guide to command شکل دیگر واژه تخارستانی آک است که به شکل ... ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

14
تَحت
واژه ای پارسی ست که اَرَبیده گشته است و همریشه با :
تَحت < تَه ( که " ت" به آن اَفزوده شده )
بهتر است که این اینطور نوشته شود : تَهت
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

15 پرتور
برابر تک‌چهره
پرتور ریشه اوستایی دارد.
و در زبان پهلوی نیز پرتور
بوده که با دگرگونی پ پس از برتری تازیان
فرتور
شده است.
وا ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

16 پرتور
برابر تک‌چهره
پرتور ریشه اوستایی دارد.
و در زبان پهلوی نیز پرتور
بوده که با دگرگونی پ پس از برتری تازیان
فرتور
شده است.
وا ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

17 این واژه ایرانیست
همت = هومت = هو(خوب، خب) مت(اندیشه، فکر)

نمونه های دیگر از هو
هومن = بهمن = هو(خوب، به) من(منش، خیم)
هوتن = هو ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

18 توهین واژه ای ایرانیست از ریشه توه
توهین = توه(گستاخی، درد، رنج،) ین(پسوند ساختن و بستگی)
اندوه = انتوه = ان(پیشوند بسیاری و پافشاری) توه(د ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

19 این توهین هم از لغت هایی بود که مرا به شگفتی واداشت......توهین واژ هایی پارسی است در چم پیچاندن هشیواری و هشیاری.......چه توو همان پیچ است و هین همان ... ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

20 این واژه شاید آریایی باشد :
Accusation (تهمت)- تُهمت tohmat. تهمت عربی نیست بلکه آریایی است و از ترکیب توه مت ساخته شده که *توه به مانای آزار آسیب ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

21 سپاس فراوان از اشکان و علی باقری گرامی ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

22 غت وهیر←گوهیر←گوهیل که در فرهنگ آیین زروان به شکل *vihēr و به معنای change (=تغییر) ثبت شده همریشه است با لغت کوردی-کرمانجی تگهیر t�g�herr (شکل اصلی ... ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

23 تغییر : واژه ی عربیزه شده ی تغییر از واژه ایرانی( تگوهیر-تگیر-تغیر) گرفته شده است. واژه ی معادل انگلیسی تغییر change می باشد .
به نظر می رسد واژه ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

24 درود فراوان بر اشکان گرامی و سپاس فراوان از مهرش به میهن
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

25 این واژه ایرانی است :
لغت آریایی کر *kar به معنای وقت time است که از آن واژگان زیر را ساخته‌اند:

کرت (کر ات=پسوند حالت)=نوبت-گاه-بار-دفعه
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

26 خرد در زبان پارسی میانه اخرات و اخراد و اهراد بوده و در زبان اوستایی اخراتو
که جداسازیشان اینگونه است:
اخ(پیشوند استواری و وجود و هستی) رات(را ...
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

27 جهت واژه ای ایرانیست که از جهش و جهیدن میاد و پسوند ات نیز از پسوند های باستانی زبان اوستاییست ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

28 این واژه را تازیان(اربان) از واژه ارشیای ایرانی گرفتند و شایانست بگویم که ارشیا در باستان ارشیار بود و ارش به مینوی بهشت و راه اهوراییست پس واژه ارش ... ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

29 ارشاد یک واژه ایرانیست که از ارشیا و خود ارشیا از ارش میاد به مینوی جایگاه اهورایی و بهشت و ارد
ارشیا نیز ارشیار بوده است که به مینوی یار بهشتیست< ...
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

30 واژه ی �الله� بسیار کهن تر از اسلام و دیگر کیش های نامور به �ابراهیمی� است و ریشه ی آن بزبان های سُریانی و آرامی می رسد؛ خدای کوچکی در میان خدایان دی ... ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

31 این واژه درحقیقت پارسى است و تازیان(اربان) آن را از واژه ارشیا Arshia (پهلوى: عرش ، عرش الهى) برداشته اند، همتاهاى پارسى آن اینها هستند : گَرُزمان Ga ... ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

32 واژه ایرانی متلب (مت=فکر لب=خواست) به معنای فکرکردن برچیزی مساله موضوع است که یکسان نیست با واژه عربی *مطلب که معنای آن همانا �جای طلب� است. واژه مت ... ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

33 واژه ایرانی متلب (مت=فکر لب=خواست) به معنای فکرکردن برچیزی مساله موضوع است که یکسان نیست با واژه عربی *مطلب که معنای آن همانا �جای طلب� است. واژه مت ... ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

34 این واژه آریایی است:

واژه آریایی وهم (=خیال) که عرب از روی آن لغتهای توهم و متوهم و اوهام را جعل کرده از ریشه سنسکریت abhima ساخته شده که این ...
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

35 فقیر که در اسل فغیر بوده واژه ای ایرانیست
فغ به مینوی کم بودن است که در واژه های دیگر مانند فغت(فقط) و فغان و... میبیند ناگفته نماند پسوند ات در و ...
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

36 پسوند " ات" آریایی و اوستاییست و در سانسکریت هم داریم مانند خوبیت و ... در این واژه هم ، این پسوند عربی نیست و چیزی که میماند " قدر" است که با واژه خ ... ١٤٠٠/٠٢/١٢
|

37 هگایت (هگ=خبر آ یت=رساندن) شکل اسلی لغت اربیشده ی حکایت است (حاکی=حکایت کننده). پسوند آریایی یت-آیت نشانه فعل سببی است (مانند جنایت از ریشه جن=کشتن ه ... ١٤٠٠/٠٢/١٢
|

38 جنازه واژه ای ایرانیست
جنازه=جن(مردن، همخانواده های دیگر إن جنگ، جنایت، جنجال، جنگل و... است) از(پسوند نامساز) (پسوند بستگی)
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

39 هگایت (هگ=خبر آ یت=رساندن) شکل اسلی لغت اربیشده ی حکایت است (حاکی=حکایت کننده). پسوند آریایی یت-آیت نشانه فعل سببی است (مانند جنایت از ریشه جن=کشتن ه ... ١٤٠٠/٠٢/١٢
|

40 ستار یک واژه ایرانی است.
ستار = استار(انگلیسی زبانها بهتر از ما میگویند) =اس(پاد، دربرابر) تار(تاریکی، پنهانی، سیاهی)
و بگونه کلی ستار مینوی ر ...
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

41 محمد
نام پیامبر اسلام از واژگان کهن ایرانی است :
مَهمَد : مَه - مَد
مَه = بزرگ
مَد = اندیشه ، فکر ، پندار
همان گونه که نام سه اسل دین ...
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

42 محمد
دستور زبان نویسان اَرَب از وامواژه ها ریشه سه تایی و سه واتی ساختند ، نمونه های فراوانی دیده میشود :
مِحراب( حَرَبَ) ولی از مِهرآب ( نیایش ...
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

43 فکر
اسل این واژه ایرانوویچی یا هندواروپایی است و هم ریشه با : واک ، واژ ، واج ، وات، واز که وات " و" به " ف" دگریده شده و وات " ر" به مَئنی انجام ...
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

44 این واژه ریشه ای ایرانی دارد:
لغت ئسبasab که عرب آنرا عصب مینویسد به معنای برانگیخته شونده هیجانی شونده است که در سنسکریت به شکلआसव Asava به معنای ...
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

45 میر در پارسی به مینوی مرگ است مانند مرگ و میر
واژه امیر پارسی است =امیر=ا(پیشوند نایش(منفی)) میر(مرگ) =نامیرا
میرزا=امیرزا=امیر(نامیرا) زا(ز ...
١٤٠٠/٠١/٢٩
|

46 Nation یا به پارسی نَهِش Nahesh (ع: مِلَّت)
هم ریشه با Nature یا به پارسی نَهاد Nahaad (ع: طَبیعَت)
هر دو از ریشه پروا-هندو-اروپایی *gene- که د ...
١٤٠٠/٠١/٢٩
|

47 واژه ی ملل که جَمِ ملت است یک لغت دروغین و جعل شده است ولی ریشه‌ی پارسی آریایی دارد، زیرا واژه ی ملت در سنسکریت به شکل milati /-te{ mil } मिलति /و به ... ١٤٠٠/٠١/٢٩
|

48 این واژه را عرب از ملکوتا سریانی گرفته و خود سریانی ها آن را از آریایی ها در زمان زیر دست و زیر فرمان بودنشان گرفتند:
واژه آریایی *لِک lek (در پهل ...
١٤٠٠/٠١/٢٩
|

49 ملی
این و واژه ملت پارسی و به مینه توده و در کُل فراوان و همر یشه با :
مور ، مورچه : جانور ریز با شمار فراوان
مِسال : مِسل مور و مَلَخ
mo ...
١٤٠٠/٠١/٢٩
|

50 Nation یا به پارسی نَهِش Nahesh (ع: مِلَّت)
هم ریشه با Nature یا به پارسی نَهاد Nahaad (ع: طَبیعَت)
هر دو از ریشه پروا-هندو-اروپایی *gene- که د ...
١٤٠٠/٠١/٢٩
|