آرمین گلاره

آرمین گلاره

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



flame arrestor١٥:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢شعله گیر تجهیزی صنعتی است که مانع از انتشار و انتقال شعله در محیط هایی که مخلوطی از بخار قابل اشتعال و هوا یا گاز وجود دارد می شود.گزارش
0 | 0
muddled١٣:١٠ - ١٤٠٠/٠١/١٩در هم و برهم - گیج - پریشان - در هم آمیختن چیزی با هم زدن The situation today is very muddled. امروز اوضاع خیلی درهم و برهنه. He became increasing ... گزارش
5 | 0
admin fee١٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩کارمزد وامگزارش
2 | 0
stamp duty١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠١/١٩تمبر مالیاتیگزارش
2 | 0
take the initiative١٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/١٩آغاز کردن - ابتکار عمل رو به دست گرفتنگزارش
7 | 0
retrenchment٠١:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/١٩تعدیل نیرو - بازخرید Retrenchment is a form of dismissal due to no fault of the employee, it is a process whereby the employer reviews its business n ... گزارش
5 | 0
rip off١٦:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/١٥این اصلاح غیر مودبانه است و در زبان محاوره کاربرد دارد. چیزی را بیش از ارزش واقعی اش فروختن - توی پاچه کردن - به کسی فرو کردن گزارش
12 | 1
cleft palate١٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٦کام شکافته - حالت لب شکری که تا سقف دهان پیشروی کرده باشد.گزارش
7 | 1
cleft lip١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٦لب شکریگزارش
5 | 1
deceased estate١٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٣ما تَرَک - آنچه از متوفی به کسی میرسدگزارش
5 | 1
selection committee١٥:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠کمیته انتخابگزارش
5 | 1
wait and see attitude١٣:٣٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠برخورد منفعلانهگزارش
9 | 1
down under٠٨:٢٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٦استرالیا و نیوزلند این عبارت مصطلح از آنجا می آید که استرالیا و نیوزلند زیر خط استوا و در نمیکره جنوبی اند.گزارش
18 | 1
affordable٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠٤چیزی که توان خریدش وجود دارد. ( صفت )گزارش
7 | 1
dog eat dog٠٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٤شرایطی که هر کس برای نجات پا روی دیگری می گذارد - خر تو خر - شرایط کنونی مملکتگزارش
37 | 1
rewarding٠١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٢٠اجر معنوی My work is very rewarding.گزارش
12 | 2
offencive١١:٠٦ - ١٣٩٩/٠٥/١٤پرخاشگر - ناراحت کننده تفاوت آن با aggressive Agressive is ready or likely to attack or confront; characterized by or resulting from aggression. Simi ... گزارش
7 | 1
prevail upon٢١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٥/١٢متقاعد کردن - قانع کردنگزارش
7 | 1
bugbear٠١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/١٠لولو - یک سر و دو گوش - موجودی که کودکان را از آن میترسانند.گزارش
9 | 1
troubled childhood٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧دوران کودکی همراه با فقر و تنگدستی یا مشکلات قانونی. دوران بچگی مشکل دار.گزارش
14 | 1
jargon١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧Terminologyگزارش
7 | 1
plethora١٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٤تجمع - ازدیادگزارش
9 | 1
breakthrough٠٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٢/٣١فائق آمدنگزارش
7 | 1
gimmick٠٠:٥٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢١روش یا حقه ای که استفاده میشه تا توجه کسی را برای خرید چیزی جلب کنند. : a method or trick that is used to get people's attention or to sell somethingگزارش
32 | 1
sensationalist١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٧کسی که خبر را به صورت اغراق آمیز و بیش از آنچه هست جلوه و ارائه می دهد. غلو کنندهگزارش
12 | 1
mainstream١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٧خط فکری غالب - طرز فکر مسلط جامعهگزارش
62 | 1
mass media١١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٧رسانه همگانی - رسانه گروهی - رسانه ارتباط جمعیگزارش
34 | 1
free press١١:١٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٧آزادی مطبوعاتگزارش
16 | 1
property crime١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٥دزدی یا خسارت به دارایی و اموالگزارش
14 | 1
counter١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٢Verb جواب دادن - پاسخ به چیزی معمولا بطور متقابل to say something in order to try to prove that what someone said was not true or as a reply to some ... گزارش
25 | 1
vice٠٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٩معاون کسی که در سلسله مراتب زیر کسی قرار میگیرد که صاحب اختیار است و می تواند به جای کاری را انجام دهد. مثل حق امضا یا نظایر آن. the person next in ... گزارش
12 | 1
urbanisation١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥بالا رفتن جمعیت شهرها به واسطه ی حرکت مردم از روستاها به سمت شهرهای بزرگ که به طور معمول در کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال توسعه رو می دهد.گزارش
34 | 1
colonise١٤:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥کلونی - شروع به زندگی کردن و گرد هم آمدنِ دسته ای از جانوران در محل مشخصی در کنار هم .گزارش
44 | 1
rat race١٤:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣سگ دو زدن - کار و رقابت سخت در زندگی برای امرار معاشگزارش
92 | 1
second childhood١٤:٣٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣دوره های که یک انسان بزرگسال برای خنده یا در نتیجه کاهش قدرت تفکر کار های بچه گانه انجام می دهد a period in someone's adult life when they act as a c ... گزارش
5 | 1
bang away١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣نواختن - زدن آلات موسیقی To hit something repeatedly, especially loudly or forcefullyگزارش
9 | 1
prediction١٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣پیش محاسبه - طراحی قبل از اجرا - بررسی قبل از انجام عمل - پیشبینیگزارش
7 | 1
labour saying٠٨:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣تجهیزات و یا روش هایی که به صرفه جویی در زمان و هزینه کمک میکند. ( مثل ماشین آلات در کارخانه ها )گزارش
5 | 1
single storey١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠١خانه یک طبقه ( اصطلاحاً: خانه کف - خانه ویلایی )گزارش
7 | 1
airy١١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠١اتاق دلباز - اتفاقی که بزرگ است و پنجره های زیادی دارد بطوریکه هوای آن همواره تازه است.گزارش
30 | 1
manipulated١٥:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٣٠تحت کنترلگزارش
30 | 1
tasmanian devil١٥:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٨شیطان تاسمانی ( نام علمی: Sarcophilus harrisii ) پستانداری کیسه دار و گوشت خوار است که در جنگل های تاسمانی زندگی می کند. در گذشته این جانور در سراسر ... گزارش
12 | 1
disposable society١٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٥شیوه زندگی که که در آن وقتی وسیله ای خراب یا شکسته میشود آن را دور می اندازند و یکی دیگر میخرند.گزارش
5 | 1
quint١٥:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٣محل یا چیزی که به علت غیر عادی بودن جذاب است. این کلمه همینطور برای نشان دادن اینکه تفکر، عقیده یا باور کسی را به علت از مد افتادگی یا قدیمی بودن ق ... گزارش
5 | 1
a good deed١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢کردار نیکگزارش
5 | 1
ethnic cleansing٠١:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢کوچ اجباری مردم به علت تفاوت نژاد ، ملّیت و یا اعتقادگزارش
12 | 1
infantuation١٩:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/٢١شیدایی - شیفتگی احساس عشق به کسی یا چیزی که معمولا بدون دلیل است و بادوام نیست.گزارش
5 | 1
verbalise١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٠اظهار ایده و یا احساس در قالب کلماتگزارش
23 | 1
clarify١٦:١١ - ١٣٩٩/٠١/٢٠شفاف سازیگزارش
23 | 1
means of communication١٥:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٠ابزار و تکنولوژی هایی که امکان ارتباط و انتقال اطلاعات را فراهم میکنند. مثل : تلفن ، تلگراف ، بیسیم ، رادیو و غیرهگزارش
7 | 1