Hizan

Hizan

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



دوغان٠٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥طلوعگزارش
2 | 0
aurora١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٣١شفق قطبیگزارش
18 | 1
binary٠٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٩دو جنسهگزارش
16 | 2
هزوارش٢٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٨واژه های که به زبان آرامی نوشته میشدند ودر هنگام خوانش معادل پهلوی را به کار میبردنندگزارش
9 | 0
فسخ٠٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٧حلول روح انسان در گیاه به باور اهل تناسخگزارش
7 | 1
زعفران٠٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٧برگرفته از زرپران فارسیگزارش
32 | 1
ری١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٠گیلکی پسرگزارش
9 | 1
شیون٠٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/١٩فریاد از غمگزارش
5 | 1
بلم٠٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦قایق بدون موتورگزارش
21 | 1
cuantos١٦:٠٧ - ١٣٩٨/١٢/٢٣چه مقدارگزارش
2 | 1
stock٠١:٢٥ - ١٣٩٨/١٢/٢٣سهامگزارش
140 | 1
clown١٤:٢٨ - ١٣٩٨/١٢/٢١جوکرگزارش
23 | 1
blue blood٠٠:١٥ - ١٣٩٨/١٢/١٤Purposeگزارش
2 | 2
chives٠٠:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/١٣پیازچهگزارش
12 | 2
bow١٣:٤٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٩تعظیمگزارش
53 | 0
timeless١٨:٢٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٧جاویدانگزارش
37 | 1
گنجشک١٤:٣١ - ١٣٩٨/١٢/٠٦چلگگزارش
9 | 4
mount١٤:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٦سوار شدنگزارش
9 | 0
rattle١٩:١٢ - ١٣٩٨/١١/٢٨جغجغهگزارش
51 | 1
life١٤:٣٨ - ١٣٩٨/١١/٢٢حبس ابدگزارش
16 | 2
taki taki١٤:٢٦ - ١٣٩٨/١١/١٨تب رقصگزارش
12 | 1
ازازیل٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨در گیلان به بچه های شر و شیطون میگن ازازیلگزارش
57 | 0
جغلان٢٣:٢٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٦بچه ها گیلکی shivanگزارش
7 | 0
ابای٢٠:٢٩ - ١٣٩٨/٠٩/١٥برادر گیلکیگزارش
23 | 0
کردی١٤:٣٤ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧کسی که پافشاری بر این دارد که کردی یک لهجه از فارسی است سه چیز رو مشخص میکنه یکی اینکه تفاوت میان لهجه و زبان رو نمیدونه دو اصلا نمیدونه کردی چیه و س ... گزارش
60 | 1
ممد نوبری٢١:٢٦ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥نام آهنگی از آلبوم صاد شاهین نجفیگزارش
5 | 1
صدیقه١٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥مونث صدیق ، بسیار راستگوگزارش
28 | 1
شاهین١١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥شاهانه ، نیرومند ، یاورگزارش
32 | 1
اریسان١١:٢١ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥ایرانی پاک و نجیبگزارش
51 | 1
info٢٢:١٧ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣کوتاه شده ی Informationگزارش
44 | 1
array١٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٨/٠٢میشه آرایه یا وام واژه ای از فارسی است و یا به دلیل ریشه مشترک این دو زبانگزارش
18 | 3
کرنر٢١:١٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩نبشگزارش
5 | 1
root٢١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٥I'm rooting for my friend من از دوستم پشتیبانی میکنمگزارش
21 | 1
نعره١٤:٥٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣معرب از نارهگزارش
12 | 0
پس١٤:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٠٩در بلوچی و کوردی گوسفند گزارش
9 | 1
match١٤:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/١٩کبریتگزارش
67 | 1
shuffle٠٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩بر زدن پاسورگزارش
37 | 1
انسان٠٢:١١ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩انسان تازی نیست و ریشه اوستایی دارد و از واژه اوستایی انسان گرفته شده و به احتمال زیاد از آشوری وارد عربی شدهگزارش
57 | 3
زجر٠٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩در عربی به معنای بازداشتن از کاری و در فارسی به معنای شکنجه و رنجگزارش
25 | 0
in your face٢٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤چشات در آدگزارش
152 | 1
beneath١٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥Underگزارش
25 | 1
داماد١٨:٥٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥Groom به معنا ی کسیه که داره ازدواج میکنه و شب عروسیشه و sun in law به معنای همسر خواهر یا دختر است که در فارسی به هر دو میگیم دامادگزارش
32 | 1
مخصوص١٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥از واژه های تازی در گفت وگو کمتر استفاده کنیمگزارش
30 | 1
hubby١٨:١٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥شوهرگزارش
32 | 0
toxin٢٠:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٣زهرابگزارش
7 | 1
fear٠٠:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٠ترس ، دهشت، بیم، هراس، وحشت، رعب، funk, panic, terror, fear, horrorگزارش
32 | 1
homey٠٠:٤٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٠دوست صمیمیگزارش
30 | 0
baller١٩:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩خفنگزارش
110 | 1
concourse٠٠:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩سالن ایستگاهگزارش
16 | 0
bummed١٥:٤٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨دلخور بودنگزارش
37 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



molest٢٠:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/٢١
• He was found guilty of molesting a young girl.
او بخاطر آزار دادن یک دختر جوان مجرم شناخته شده بود
7 | 1