زهره

زهره

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



worldwide fame١١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٣شهرت جهانیگزارش
2 | 0
it is all one to me١٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥همه شون برای من یکیه فرقی ندارهگزارش
0 | 0
fool into١٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥کسی را فریب دادن که . . . کسی را گول زدن که . . .گزارش
2 | 0
function of١١:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥پیامد ( چیزی ) بودن تابع ( چیزی ) بودنگزارش
5 | 0
full size١١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢تمام عیارگزارش
0 | 0
powder puff١٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٧بیهوده - بی اثر - باد هواگزارش
0 | 0
cover a distance٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١پیمودنگزارش
2 | 0
in the eyes of the beholder١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩اگر بر دیدۀ مجنون نشینی، به غیر از خوبی لیلی نبینی علف باید به دهان بزی شیرین بیاید ( فرهنگ معاصر )گزارش
0 | 0
run on the bank١٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٧هجوم به بانک ها ( برای خالی کردن حساب ها )گزارش
0 | 0
unmanageable١١:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/١٧مهارناپذیری گزارش
0 | 0
deadening١٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/١٧بازدارنده گزارش
0 | 0
paragon of beauty١٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٥مظهر زیبایی - نماد زیباییگزارش
0 | 0
paragon of virtue١٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٥مظهر فضیلتگزارش
5 | 0
overrate١٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٥دست بالا گرفتنگزارش
2 | 1
clamworm٢٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٧کِرم صدفی - کِرم شمع گزارش
0 | 0
make a stab at١٨:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٨خود را در کاری آزمودن - زور خود را زدن گزارش
2 | 0
proud to present٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٣با افتخار تقدیم می کند گزارش
2 | 0
hopelessness٢١:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٣استیصال گزارش
2 | 0
wonder١٠:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٣ببینی . . . .گزارش
0 | 1
just the thing١٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٣درست همین کم بود!گزارش
0 | 0
hall of fame١٢:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٤تالار مشاهیرگزارش
2 | 0
take chances٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٢دل به دریا زدن گزارش
12 | 0
creature١٨:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٢زبان بسته، حیوان، ( آدم ) جیره خوار، آلت دست، دست نشاندهگزارش
14 | 0
be led to believe٢٠:٤٣ - ١٣٩٩/١١/٢٧به کسی باوراندن که . . . ، کسی را متقاعد کردن که . . . ، به کسی وانمود کردن که . . . .گزارش
0 | 0
baby wipes١١:١٤ - ١٣٩٩/١١/١٩دستمال مرطوب کودک گزارش
5 | 0
cart before the horse٢٢:٥٧ - ١٣٩٩/١١/١٨قضایا را وارونه دیدن - خیار را از ته گاز زدنگزارش
2 | 0
newborn intensive care unit٢١:٣٩ - ١٣٩٩/١١/١٨واحد مراقبت ویژۀ نوزادانگزارش
0 | 0
reach out for help٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/١١/١٧درخواست کمک کردنگزارش
5 | 0
compassionate١٣:٢٤ - ١٣٩٩/١١/١٧مشفقانه گزارش
7 | 1
make love to٢٢:٣٣ - ١٣٩٩/١١/١٥به کسی ابراز عشق کردن - ( با کسی ) عشق بازی کردن - معاشقه کردن - ( با کسی ) همخوابه شدن - ( با کسی خوابیدن )گزارش
5 | 0
sacristan٢١:٤٩ - ١٣٩٩/١١/١٥شماس - خادم ( کلیسا ) - متولی ( کلیسا )گزارش
2 | 0
mother superior٢١:٣٨ - ١٣٩٩/١١/١٥راهبۀ اعظم - رئیس صومعهگزارش
2 | 0
rob sb blind٢٠:٠٣ - ١٣٩٩/١١/١٥کلاه سر کسی گذاشتن - کسی را تلکه کردن - گوش کسی را بریدنگزارش
0 | 0
predatory fish١٧:٣٠ - ١٣٩٩/١١/٠٧ماهی دد - دد ماهی - ماهیان زنده خوار یعنی ماهیانی که از ماهیان دام و یا سایر جانداران آبزی تغذیه می کنند.گزارش
2 | 0
carbon sink١٦:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠٧مخزن کربن گزارش
5 | 1
clear with٢١:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٠٥موقعیت را روشن کردنگزارش
0 | 0
rockhopper pinguin١٩:٢٥ - ١٣٩٩/١١/٠٥پنگوئن صخره پرگزارش
0 | 0
safety in numbers١٧:٤١ - ١٣٩٩/١١/٠٥الله مع الجماعه - خدا با جماعت است - سلامت در جماعت می توان یافتگزارش
7 | 1
gorge on١٣:٢٠ - ١٣٩٩/١١/٠٥تا خرخره خوردن - خود را خفه کردنگزارش
5 | 0
no mean feat٢٣:٠٠ - ١٣٩٩/١١/٠٢موفقیت چشمگیرگزارش
5 | 0
sandbar٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/١١/٠٢سد جزیره ای - سد ساحلی ( میلۀ ماسه ای )گزارش
0 | 0
suck dry٢١:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٠٢شیرۀ کسی/چیزی را کشیدن - رسِ کسی/چیزی را کشیدن - آب ( پرتغال یا غیره ) کشیدن - عصارۀ ( پرتغال یا غیره ) کشیدنگزارش
2 | 0
polar night٢٣:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/٣٠شب قطبی ( که بیش از 24 ساعت طول می کشد )گزارش
2 | 0
feeding frenzy٢٣:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/٣٠جنون ( حرص ) غذا گزارش
7 | 0
gorged himself with٢٣:١٢ - ١٣٩٩/١٠/٣٠از خود پذیرایی کردن - دلی از عزا در آوردنگزارش
0 | 0
sooty shearwater٢٣:١١ - ١٣٩٩/١٠/٣٠کبوتر دریایی دودیگزارش
0 | 0
cryogenic٢٠:٣٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠سردخانه ایگزارش
0 | 0
wood frog٢٠:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٣٠قورباغۀ چوبی (گزارش
0 | 0
cool under fire١٩:١٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٩خونسرد، بی خیال، خوش خوشانگزارش
0 | 0
white knuckle١٨:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٩ترسناک، تنش زاگزارش
5 | 0