برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آرام

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تالار مشاهیر ١٣٩٩/١٢/٠٤
|

2 دل به دریا زدن
١٣٩٩/١٢/٠٢
|

3 زبان بسته، حیوان، (آدم) جیره خوار، آلت دست، دست نشانده ١٣٩٩/١٢/٠٢
|

4 به کسی باوراندن که ... ، کسی را متقاعد کردن که ... ، به کسی وانمود کردن که ... . ١٣٩٩/١١/٢٧
|

5 دستمال مرطوب کودک
١٣٩٩/١١/١٩
|

6 قضایا را وارونه دیدن - خیار را از ته گاز زدن ١٣٩٩/١١/١٨
|

7 واحد مراقبت ویژۀ نوزادان ١٣٩٩/١١/١٨
|

8 درخواست کمک کردن ١٣٩٩/١١/١٧
|

9 مشفقانه
١٣٩٩/١١/١٧
|

10 به کسی ابراز عشق کردن - (با کسی) عشق بازی کردن - معاشقه کردن - (با کسی) همخوابه شدن - (با کسی خوابیدن) ١٣٩٩/١١/١٥
|

11 شماس - خادم (کلیسا) - متولی (کلیسا) ١٣٩٩/١١/١٥
|

12 راهبۀ اعظم - رئیس صومعه ١٣٩٩/١١/١٥
|

13 کلاه سر کسی گذاشتن - کسی را تلکه کردن - گوش کسی را بریدن ١٣٩٩/١١/١٥
|

14 ماهی دد - دد ماهی - ماهیان زنده خوار
یعنی ماهیانی که از ماهیان دام و یا سایر جانداران آبزی تغذیه می‌کنند.
١٣٩٩/١١/٠٧
|

15 مخزن کربن
١٣٩٩/١١/٠٧
|

16 موقعیت را روشن کردن ١٣٩٩/١١/٠٥
|

17 پنگوئن صخره پر ١٣٩٩/١١/٠٥
|

18 الله مع الجماعه- خدا با جماعت است - سلامت در جماعت می توان یافت ١٣٩٩/١١/٠٥
|

19 تا خرخره خوردن - خود را خفه کردن ١٣٩٩/١١/٠٥
|

20 موفقیت چشمگیر ١٣٩٩/١١/٠٢
|

21 سد جزیره ای - سد ساحلی (میلۀ ماسه ای) ١٣٩٩/١١/٠٢
|

22 شیرۀ کسی/چیزی را کشیدن - رسِ کسی/چیزی را کشیدن - آب (پرتغال یا غیره) کشیدن - عصارۀ (پرتغال یا غیره) کشیدن ١٣٩٩/١١/٠٢
|

23 شب قطبی (که بیش از 24 ساعت طول می کشد) ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

24 جنون (حرص) غذا
١٣٩٩/١٠/٣٠
|

25 از خود پذیرایی کردن - دلی از عزا در آوردن ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

26 کبوتر دریایی دودی ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

27 سردخانه ای ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

28 قورباغۀ چوبی ( ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

29 خونسرد، بی خیال، خوش خوشان ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

30 ترسناک، تنش زا ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

31 پیش تاختن - جلو رفتن ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

32 دست به کار شدن ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

33 به چیزی پایبند ماندن، روی چیزی پافشاری کردن، به چیزی وفادار ماندن ١٣٩٩/١٠/٢٨
|

34 (حساب) صاف شدن، صاف کردن، بی حساب شدن ١٣٩٩/١٠/١٦
|

35 (روانشناسی) راز همراهی - اشتراک رمزی (اشاره به نوعی پیوند غیرمعمول و روانی با اوبژه ها، که طی آن سوژه قادر به تفکیک پیوند خود با اوبژه نمی باشد) ١٣٩٩/١٠/١٥
|

36 (محاوره) [شخص] سرحال، سردماغ، قبراق، کوکِ کوک؛ [دستگاه] سالم، درست، بی عیب، بی نقص ١٣٩٩/١٠/٠٩
|

37 جوانی (معمولاً دهۀ 20 و 30 سالگی) ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

38 چشم تنگ (اصطلاحی توهین آمیز برای توصیف مردمان آسیایی) ١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

39 (چشم) باریک و کشیده ١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

40 (در مکتب روانشناسی یونگ) آنیموس (جنبهٔ مردانهٔ شخصیت یک زن) ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

41 وج، اگیر ترکی یا سوسن صغیر با نام علمی Acorus calmus نوعی گیاه خودرو است که در کنار رودخانه‌ها و جریانهای آب می‌روید (از ویکیپدیا) ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|