Anis

Anis

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



closure١٤:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥تعطیلیگزارش
0 | 0
get the hang of٢٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/١١Understandگزارش
0 | 0
habitually٢٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/١١Out of habit میتونه یه جایگزین خوب باشه براش یعنی از روی عادتگزارش
0 | 0
change١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩a ) the money that you get back when you have paid for something with more money than it costs Here’s your change, sir. b ) money in the form of coi ... گزارش
0 | 0
travel document١٩:٠٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠١گذرنامهگزارش
2 | 0
draw up١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠١برداشت پول از حسابگزارش
0 | 1
complaints procedure١٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧سیستم رسیدگی به شکایاتگزارش
0 | 0
rival somebody in something١٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤قابل مقایسه یا برابر با کسی بودن مثال In my eyes, no one rivals George Clooney in looks. مثال After just a few short years, the plucky littlestartup ... گزارش
2 | 0
follow in somebody’s footsteps٠٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤to do the same job or to work or live in the same way as someone else before you, especially someone in your family گزارش
2 | 0
wreak havoc on something١٦:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢Wreak havoc on something : یعنی صدمه زدن به چیزی ( نه کسی ) ، خراب کردن چیزی اما Wreak revenge on somebody: انتقام گرفتن از کسیگزارش
9 | 0
the general population١٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢منظور اکثریت یک جمعیت هست برای مثال از صد نفر ۷۰ نفر فارس هستند ، ۲۰ نفر ترک و ۱۰ نفر کرد در اینجا the general population میشه فارس ها مثال از دیکشنر ... گزارش
5 | 0
concrete action٠٩:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢اقدامات مشخص Concrete در معنای اسمی یعنی بتن در معنای صفتی یعنی مشخص و specificگزارش
2 | 0
checkbook٠٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠١دسته چک ( که بانک میده بهتون )گزارش
7 | 1
infrastructure١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٨مجموعه ای از سیستم ها در یک مکان یا سازمان که بر نحوه عملکرد آن تأثیر می گذارد، مثل تلفن یا سیستم حمل و نقل و. . . مثال: During the war, a lot of th ... گزارش
2 | 0
dwell١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٨زندگی کردن در مکانی تعریف: To live somewhere مثال: The little old man dwelt in a run - down cottage مثال و تعریف از کتاب destination c1c2گزارش
0 | 0
a home from home١٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٨جایی که شما به اندازه ای که تو خونه خودتون احساس راحتی میکنید اونجا هم احساس راحتی میکنین تعریف بر اساس کتاب destination c1c2 صفحه ۱۲۹ a place where ... گزارش
0 | 1
job sedentary١٢:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٥شغل پشت میری، یا شغلی که مدت زمان زیادی باید روی صندلی بشینید I have quite a sedentary job, so I like to go to the gym once a weekگزارش
0 | 0
grid٢١:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٤Grid: شبکه برق National grid: شبکه برق سراسریگزارش
2 | 0
income tax١٧:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٤مالیاتی که دولت بر درآمد مالی حاصل شده به وسیله همه افراد و نهادها در حوزه قوانین حسابرسی اعمال می کند، مالیات بر درآمد گفته می شود که معادل انگلیسی ... گزارش
7 | 0
quite١١:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٢٣وقتی quite با صفات و قیدهایی بکار بره که بشه اون صفات یا قید ها رو درجه بندی کرد معنی" نسبتا یا مقدار کم "میده مثلا hungry یعنی گرسنه میشه گفت خیلی ... گزارش
32 | 0
tax inspector٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٢١کسی که تعیین میکنه افراد چقدر باید مالیات بدنگزارش
0 | 0
battle٢٢:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢١برخورد کردن با . . . مثلا برخورد کردن با افرادی که پنهانی بیزینس راه میندازن تا مالیات ندن گزارش
0 | 0
come out of١٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/١٦بیرون آمدن از یک شرایط بد، Longman: To no longer be in a bad situation E. g. there are signs that the country is coming out recession نشانه هایی مبن ... گزارش
5 | 0
seasonality٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥فصلی بودن The seasonality of the tourist industry makes it difficult to find a permanent job in the town.گزارش
2 | 1
manufacture٠٩:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥در حالت فعلی با استفاده از ماشین الات به میزان زیاد تولید کردن to use machines to make goods or materials, usually in large numbers or amounts the c ... گزارش
7 | 1
women only١٥:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/١٤ویژه بانوانگزارش
2 | 0
adult only١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/١٤ویژه بزرگسالانگزارش
2 | 0
be to do something٢٢:١٣ - ١٤٠٠/٠١/١٢aim toگزارش
0 | 0
personal involvement٢٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/١٠مشارکت فردیگزارش
2 | 0
vulgarization٢٢:١٤ - ١٤٠٠/٠١/١٠از کیفیت چیزی که خوب بوده کاستنگزارش
0 | 0
sense of mastery١٧:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/١٠Long man: The feeling that you can do sth well احساس تسلط، احساسی که شما میتونید کاری رو به خوبی انجام بدین مثال: Suggesting an activity that a child ... گزارش
5 | 0
sense of identity١٧:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/١٠بر اساس دیکشنری لانگمن: A feeling of knowing who you are and how you belong to a community این حس که بدونین کی هستین و چگونه به جامعه تعلق دارین مثا ... گزارش
9 | 0
a sense of identity١٧:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/١٠بر اساس دیکشنری لانگمن: A feeling of knowing who you are and how you belong to a community این حس که بدونین کی هستین و چگونه به جامعه تعلق دارین مثا ... گزارش
2 | 0
turning to١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/١٠نظر آقای باقری درسته فقط ایشون گفتند که میتونید در جمله اول استفاده کنید که اشتباه هست ما در جمله اول نمیتونیم استفاده کنیم چون هنوز چیزی نگفتیم که ب ... گزارش
7 | 1
pave the way for something someone١١:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٨زمینه ساز چیزی بودن هموار کردن مسیر برای چیزی بر اساس دیکشنری کمبریج: to make it �possible� or� easier� for something or someone to� follow: Data f ... گزارش
0 | 0
personal taste١١:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٢سلیقه شخصیگزارش
5 | 0
presence of mind٢٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٠١براساس دیکشنری کمبریج: the� ability �to make good �decisions �and to �act� quickly� and� calmly� in a�difficult �situation� or an �emergency توانایی ... گزارش
5 | 0
wise man١٧:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٦انسان خردمندگزارش
0 | 0
spit٠٩:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٥Rain slightly باران ارام باریدن فعل هستگزارش
0 | 2
do up٠٩:١٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٥یکی از معنی هاش میشه: تعمیر کردن They should do up some of the old - fashioned residences. Residence: محل اقامتگزارش
5 | 0
photogenic١٠:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٤خوش عکس مترادفش میشه : camera - friendly Helen is very photo genic I'm not very photogenicگزارش
0 | 0
by٠٩:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٢معنی قبل هم میده By 2020 تا قبل از سال ۲۰۲۰ By the time تا قبل از این زمان By next friday تا قبل از جمعه هفته آینده گزارش
12 | 1
inundate١٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٠مواجه شدن Be inundated with: Be exposed toگزارش
2 | 1
exertion١٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٠Mental exertion Physical exertion فعالیت ذهنی فعالیت بدنیگزارش
18 | 0
provide sb with sth٠٨:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٠بهره مند کردن کسی از چیزی: This provides students with the opportunity of not having to travel long distances. بهرمند شدن کسی از چیزی: Sb be provid ... گزارش
0 | 0
sponsorship١٩:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/١٦حمایت مالی Financial support for an activity or eventگزارش
41 | 0
it's just a matter of time١٧:١١ - ١٣٩٩/١٢/١٦دیر و زود داره ولی سوخت و سوز ندارهگزارش
7 | 1
low enrollment١١:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/١٦وقتی یک کلاسی به حد نصاب نرسه میگن به دلیل low enrolment کنسل شدهگزارش
0 | 0
further١١:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/١٥پیشرفت کردن Promote I've decided to further my job by taking a computer courseگزارش
5 | 1
primitive cultures٠٨:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/١٥جوامع قدیم براسای دیکشنری لانگمن یکی از معانیculture جامعه استگزارش
0 | 0