نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
purge gas: گاز پاکسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
waste heat: گرمای پسماند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
header: لوله اصلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
battery limit: محوطه یا محدوده تولید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
utility: تاسیسات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tie in point: نقطه اتصال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
collapse pressure: فشار فروپاشی، فشار انهدام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the credit: انجام کاری ویژه وتحسین برانگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
crystallizer: بلورساز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grain refiner: ریزکننده دانه، جوانه زا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whisker: مهندسی مواد: رشته یا الیاف بسیار نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nasal septum: تیغه یا دیواره بینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
glacial: منجمد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut the crap: چرت و پرت یا مزخرف نگو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
counterpart: هم ارز، معادل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rhombicosidodecahedron: بیست ضلعی دوازده وجهی لوزی گون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pincer: گازانبری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deshielded: محافظت نشده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pastel colors: رنگ های روشن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plastified: روکش دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
airless: بدون فشار هوا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
none particularly: فقط
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
responsible gesture: رفتار مسئولانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regime: حالت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shade: طیف رنگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kogation: تخریب، از بین رفتن، فرسودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distorted: اعوجاج یافته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
map onto: ارتباط دادن، مربوط کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
relaxation: رهایش، کاهش تنش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you rock: محشری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
long face: پَکَر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go from strength to strength: موفقیت ها را یکی پس از دیگری پشت سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compliant: انعطاف پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
positioning: قرارگیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fused silica: سیلیس گداخته یا سینترشده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moment arm: بازوی گشتاور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moment arm: بازوی گشتاور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clamped beam: تیر گیردار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
microcomponent: ریزمولفه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interfacial: فصل مشترکی، سطح مشترکی، وجه مشترکی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well adhered: با چسبندگی خوب، چسبنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
superimpose: تلفیق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
superimpose: تلفیق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overestimation: تخمین دست بالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
applicability: کارایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slicing: برش زنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slicing: برش زنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
through chip via: اتصال تراشه سرتاسری ( TSV )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inexorable: توقف ناپذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inexorable drive: حرکت توقف ناپذیر
٢ سال پیش