امیر اسدی

امیر اسدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



squat٢٣:٥١ - ١٣٩٩/١٠/١٥خیلی کم ، . پشیز . . هیچی ، یا نزدیک هیچی ، در جمله هایی که بار منفی داره استفاده I don't owe him squat. من پشیزی بهش مدیون نیستم He had a job tha ... گزارش
23 | 0
he will be popping champagne٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/١٠/١٤اون از خوشحالی بال درمیارهگزارش
0 | 0
don't look a gift horse in the mouth٢١:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/١٤دندان اسب پیشکشی را نمیشمارند . . البته یک معادل انگلیسی دیگه هم هست برای این مثل و کمی بی ادبانه هست. . Beggars can't be choosers البته بیشتر موقع ... گزارش
18 | 0
شفاف سازی١٦:١٣ - ١٣٩٩/١٠/١٤Clear the airگزارش
2 | 0
clear the air١٦:٠٥ - ١٣٩٩/١٠/١٤شفاف سازیگزارش
5 | 1
for what it's worth١٦:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/١٣وقتی گفته میشه که شما میخواهیدحرفی بزنید یا اطلاعاتی در مورد موضوعی به کسی بگویید و مطمئن نیستید که اطلاعاتی که دارید میدید مهم یا مفید هستن یا نه و ... گزارش
16 | 0
rip١٣:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/١١جناب مسعود خان درست میگن. . . در لانگمن هم بدون ed آمده Rest In Peace گزارش
12 | 2
ripping off١٢:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/١١کلاه سر کسی گذاشتنگزارش
7 | 0
woodsy١٦:٥١ - ١٣٩٩/١٠/١٠طبیعت دوست He is very woodsy. اون خیلی طبیعت دوستهگزارش
2 | 0
snatch squad١٦:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٩گروهی از پلیس ها یا سربازان که سریعا به داخل جمعیتی که مشکل درست کرده ان ( مثلا اغتشاش ) برای دستگیری انهاگزارش
2 | 0
supposedly١٥:١٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٨ناسلامتی 🙂گزارش
23 | 2
wise ass١٩:٤١ - ١٣٩٩/١٠/٠٤پُر مدعاگزارش
5 | 0
flustercluck١٧:١٧ - ١٣٩٩/١٠/٠١قاراشمیش 😜گزارش
7 | 0
where does this leave us١٤:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/٠١این ( قضیه . . ) کجا تموم میشه؟گزارش
2 | 1
throw your weight around١٤:٣٩ - ١٣٩٩/١٠/٠١خودت را همه کاره نشون دادنگزارش
0 | 0
shitshow١٤:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/٠١افتضاحگزارش
2 | 0
your funeral١٤:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/٠١فاتحت خوندستگزارش
7 | 0
drop١٤:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٠١dropped the ball تعلل کردنگزارش
2 | 1
douchy asshole١٤:١٩ - ١٣٩٩/١٠/٠١دیوث لاشیگزارش
0 | 0
standing still١٢:٣٩ - ١٣٩٩/١٠/٠١ثبات داشتن گزارش
2 | 1
it totally kicks ass١٢:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/٠١واقعا خفن هِگزارش
2 | 0
this's as rare as rocking horse shit١٠:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/٠١این خیلی نادرهگزارش
0 | 0
suit yourself٢٠:٥٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩هر طور میل خودته،گزارش
18 | 0
fancy٢٠:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩باکلاسگزارش
16 | 1
knock yourself out١٦:٣٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩بفرما! راحت باشگزارش
21 | 1
alms١٦:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩Jesus said, "When you give alms, do not let your left hand know what your right is doing, so that your alms may be given in secret. " هر موقع میخو ... گزارش
2 | 0
indulge me١٤:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩بهم لطف کن.گزارش
9 | 0
trip٢١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨بامزه بودن You are a trip. تو خیلی بامزه ایگزارش
9 | 1
خوکچه ٔ هندی٢٠:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨Guinea pigگزارش
2 | 0
home soil١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨خاک وطنگزارش
2 | 0
chamomile١٦:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨چای بابونهگزارش
5 | 0
drone away١٥:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨هدر دادنگزارش
2 | 0
compromise١٤:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨لطمه زدن You're compromising me. تو داری به من لطمه میزنی ( در مورد شغل وکار و غیره. . )گزارش
9 | 1
homeland١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨عامیانه به سازمان امنیت ملی، وزادت امنیت ملی ، در امریکا هم گفته میشهگزارش
7 | 1
inappropriate١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦ناجور I hope that's not inappropriate to say امیدوارم گفتنش ناجور نباشهگزارش
2 | 1
crystal clearly١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤کاملا شفافگزارش
5 | 0
i bet my bottom dollar١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤تا قرون اخرمو شرط میبندمگزارش
7 | 0
buffer١١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣میانجیگزارش
5 | 0
dribbler١٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣عامیانه ؛ دست و پا چلفتی . . .گزارش
0 | 0
wane١١:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢کمرنگ شدنگزارش
16 | 0
dazzle٢١:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٢تحت تاثیر قرار گرفتن یا دادن ( میخواستم تحت تاثیر قرار بگیری ) I was trying to dazzle youگزارش
21 | 0
small leak can sink a great ship١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤It means that even small faults, if left unattended, can have very serious consequences just as a small leak will eventually let in so much water tha ... گزارش
9 | 0
diplomatic case١٦:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧کیفی که قفل رمز دار دارد و طراحی شده برای محافظت از چیزهای داخلش. . .گزارش
12 | 0
mortarboard١٦:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧I was going to be there and wear the mortarboard , and I was going to graduate.گزارش
14 | 0
muff١٦:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧Her bony hands were kept in a brown fur muff that completely matched her jacket.گزارش
12 | 1
bobble hat١٦:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧کلاه بافتنی که بالای ان منگوله با یک توپ بافتنی هست. . . مورد استفاده برای کودکان . .گزارش
16 | 0
wristlet١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧کیف دستی کوچک و باریک با بند کوچک که دور مچ دست قرار میگیردگزارش
12 | 0
clutch purse١٥:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧کیف دستی زنانه ، معمولا بدون بند ، یا بند باریک بلند ( یا بند نامتعارف مثلا زنجیر ) ، معمولا برای مجالس یا مناسبت های رسمی استفاده میشود.گزارش
9 | 0
man bag١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧کیف مردانه سردوشی ، معمولا کوچک با بند بلند برای حمل پول ، مبایل ، کلید و غیره. . .گزارش
9 | 0
sweatband١٤:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧هد بند یا مچ بند معمولا حوله ای یا پارچه ای ، که ورزشکار ها میبندند به سر و دور مچ برای جلوگیری از این سرایت کردن عرق به چشم ها و دست ها. . .گزارش
18 | 0