amin hoseinpour

amin hoseinpour

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



rake٠٩:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/٣٠اسم برگ جمع کن هستش که شبیه به چنگک بزرگهگزارش
2 | 1
light١١:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٩روشن کردن مثلا families light candlesگزارش
2 | 0
fair١٠:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٩نمایشگاه شهربازیگزارش
7 | 1
may١٩:٣٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٦ماه از سال میلادی و در جمله به معنای ممکن - میشه مثال :ممکن - میشه - امکان داره - فلان چیز رو بگیرمگزارش
0 | 1
fewer than٢٣:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٥کمتر ازگزارش
7 | 0
shells١٨:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/١٩به معنای صدف جالبه اگه سرچ کنید یکی از بزرگترین شرکت های نفتی اسمش شل هستش که عکس صدف دارهگزارش
2 | 0
specialties١٧:٠١ - ١٣٩٩/١٠/١٩غذا های محلیگزارش
18 | 0
how much١٣:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٩چقدر برای اسامی غیر قابل شمارشگزارش
12 | 0
sound good١٠:٤٤ - ١٣٩٩/١٠/١٩به نظر خوب میاد گزارش
7 | 0
carries٢٣:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/١٨جابجایی یا حامل ( اب حامل مریضی است )گزارش
7 | 1
same thing٢٢:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/١٨همان چیزگزارش
7 | 0
multitasking٠٩:٢٤ - ١٣٩٩/١٠/١٨چند کار را با هم انجام دادنگزارش
2 | 1
not much١٦:٢٤ - ١٣٩٩/١٠/١٧اگر معمولی و تنها بیاد زیاد نیسن ولی اگه what's up بگن در جواب میشه خبری نیست چیز خواصی نیستگزارش
21 | 1
what's that١١:١٢ - ١٣٩٩/١٠/١٥ان چیهگزارش
21 | 1
crumple٢٠:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/١٤مچاله کردنگزارش
7 | 0
crane٢٠:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/١٤مرغ ماهی خوارگزارش
7 | 0
fold٢٠:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/١٤پر کاربرد ترین معنا تا یا چند لایکردن کاغذ و چیز های مختلف هستشگزارش
18 | 1
draft١٠:٤٤ - ١٣٩٩/١٠/١٤پیش نویس - طرحگزارش
7 | 0
timeline١٠:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/١٤جدول زمانی خط زمانیگزارش
5 | 1
nonliving٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/١٣غیر زندهگزارش
2 | 1
sculpture١٧:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/١٣مجسمه و اثار سنگی چوبی و. . .گزارش
2 | 1
introduction٢٠:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/١٢در حوزه انشا به معنی مقدمه - معرفهگزارش
7 | 1
scuba diving١٢:٥٢ - ١٣٩٩/١٠/١٢غواصی با کپسول اکسیژنگزارش
9 | 1
comparative١٠:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/١٢تو انگلیسی یعنی وقتی که میخوای چیزی رو به بهترین شکل بگی. مثلا. . . بهترین میشهsupelative ولی بهتر میشه comparativeگزارش
12 | 1
backward٠١:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/١٢به عقب - رفتن برگشتنگزارش
0 | 0
backward١٢:٣١ - ١٣٩٩/١٠/١١برگشتنگزارش
0 | 1
horns١٢:٢٣ - ١٣٩٩/١٠/١١شاخ حیوانات مانند بز - بوفالو و. . . .گزارش
5 | 0
happened١٢:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/١٠اتفاقگزارش
14 | 1
how far١٦:٣٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٩تا کجا - چه قدرگزارش
7 | 0
recommended١٠:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٨توصیه کردن پیشنهاد کردنگزارش
2 | 1
have lunch١٩:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٧خوردن نهار - نهار خوردنگزارش
12 | 1
tears٢٣:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٦پاره کردن - پاره شدن - پارگی - اشک - اشک ریختنگزارش
7 | 1
morning person١٣:١٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٥برای شخصی به کار میره که در صبح یا طول روز عملکر و کارایی بهتری برای انجام کار داره همین مسله برای شب هم صدق میکنه مثلا ادم شب زنده دارگزارش
12 | 1
smiling٠٠:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٥خندان خوشحال شادگزارش
2 | 0
نوشابه١٥:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٣soda cocaگزارش
18 | 1
SAT٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/١٠/٠١گروه بخش دسته گزارش
7 | 1
rescue١٥:٢٢ - ١٣٩٩/١٠/٠١رهای و خلاصی ولی پرکاربرد ترین و روتین ترین معنی نجات و نجات یافتن هستشگزارش
7 | 1
at all٢٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠بیشتر یک اصلاح به معنی به هیچ وج یا هرگز یا اصلا میدهگزارش
5 | 1
restroom٢٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩موال - مستراح - دس به ابگزارش
7 | 0
resource١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨منابع - ذخایرگزارش
7 | 0
include١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨شامل - شامل بودنگزارش
7 | 1
just٢٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦فقطگزارش
9 | 1
acorn١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢١بلوتگزارش
5 | 1
fell down١١:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢١پایین افتادنگزارش
12 | 1
reserve worker١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠ماموران با کارگر حفاظتیگزارش
2 | 0
came١٥:٢٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٩گذشته come گزارش
5 | 1
flew١٤:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٩گذشته flyگزارش
2 | 1
stole١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٨گذشته steal به معنای دزدیده شده - دزدیدنگزارش
23 | 1
single digit number١٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٨عدد تک رقمی ( نه عدد فرد اشتباه نکنید )گزارش
2 | 0
odd٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٥بیشتر به معنای عجیب غریب یا غیر عادی در ریاضی هم به معنای فرد یا عدد فردگزارش
5 | 0