پیشنهاد‌های علی سیریزی (٧,٨٥٨)

بازدید
١٩,٩١٥
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اَماخَم : از ما می باسد ، همچون ما می باشد ، با ما هست اوستایی آن اِهماکِم و سنسکریت آن اَسْماکَم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اَکونَویَتا : انجام می شود ، اجرا می شود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اِکسیارِت : نام پدر زن ایرانی اسکندر که دخترش رُکسانا همسر اسکندر شد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اِستاتیرا : نام همسر اردشیر سوم و نیز نام دختر داریوش سوم که همسر اسکندر شد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اَسمانَم: در زبان باستان یعنی آسمان .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠٠

واحد اندازه گیری طول در دوره باستان برابر با فرسنگ بوده ( هر پَرثنها یا فرسنگ برابر ۳۱ اَسپَرسا و هر َاَسپَرسا برابر با حدود ۱۹۳ سانتی متر بوده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

اَسپَرسا : واحد اندازه گیری طول برابر 193سانتی متر ( هر پَرثنها یا فرسنگ برابر 31 اسپرسا بوده است )

پیشنهاد
٢

اَریارامنَهیاپیتا نام ایرانی در دوره هخامنشی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

اَریارامنَ نام ایرانی باستانی در دوره هخامنشی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

اَروکو نام پسر کوروش و نوه کمبوجیه که در تازش آشوریان به عنوان گروگان به آنان سپرده شد ( ( نظور کوروش بزرگ نیست. ) )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اُرُن تُبات نام یکی از فرمانروایان داریوش سوم که هنگام تازش اسکندر سخت در برابر او پایداری کرد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

شهر گئومات یا سرزمین پیسیائووَدَ ، شهر بردیای دروغین است.

پیشنهاد
٢

شهر گئومات یا سرزمین پیسیائووَدَ ، شهر بردیای دروغین است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیسیائووَدَ نام سرزمین یا شهر گئومات ( شهر بردیای دروغین ) ]

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اَرَکادرِس : نام کوهی در پیسیائووَدَ [پیسیائووَدَ = سرزمین یا شهر گئومات بردیای دروغین]

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اَرغیجان: نام باستانی یکی از روستاهای نیشابور ( اَپَرشَتر، ابرشهر ) در بعضی منابع به شهرستان کنونی بجنورد اشاره شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اَرَشْنی = ( واحد اندازه گیری طول ) اَرَش ، ارش ، ذراع ( مقدار طول یا درازی چیزی به اندازه ی از سر انگشتان دست تا آرنج که تقریبا نیم متر است )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

اَرشَک نام پسر اردشیر سوم نام بنیان سر سلسله اشکانیان

پیشنهاد
٢

اَرشامَهیا پیتا نام پدر ارشاما یا ارشامَ و ارشام پدر ویشتاسپ و ویشتاسپ داریوش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

ارشامَ پدر ویشتاسپ و پدر بزرگ داریوش یکم ارشاما هم می گویند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارشاما پدر ویشتاسپ و پدر بزرگ داریوش یکم ارشامَ هم می گویند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

اَرسام= یکی از پسران اردشیر دوم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

اَردومَینِش نام رهبر یکی از شش خانواده ی بزرگ هخامنشی که برای کشتن بردیای دروغین با داریوش همدست شده بود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

اَرَخُواتیش نام سرزمینی در جنوب افغانستان در زمان داریوش بزرگ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

اَرتَ وَردیا ( ( art varia ) ) نام یکی از سرداران داریوش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

اَرتَبْرنا ( ( artabr na ) ) نام ایرانی ، اسم پسرانه پسر بزرگ داریوش که از نخستین همسر او که دختر گبریاس بود، زاده شد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

اَرتَبَ واحد اندازه گیری حجم برابر 52 یا 55 لیتر در ایران باستان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

اَرتافِرن اسم مردانه، نام ایرانی ، برادر داریوش بزرگ ( ( کوروش کبیر ) )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارتاباز نام یکی از فرمانده سپاه اردشیر سوم در آسیای خُرد ( ( آسیای صغیر یا کوچک ) )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

اَرَبایَ در زبان باستانی عربستان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

اَدا در زبان باستان یعنی افرید ، به وجود اورد، خلق کرد، پدید آورد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

اَجَمی یا = در زبان باستان یعنی : بیاید، پیش آید، اتفاق افتد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

اَبی = به

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

اَثَهیَ= در زبان باستانی هر چه، آنچه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

اَثورا= آسور، آشور

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

اَبَرَنتا= هستند، می باشند ( مترادف آهنتا )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

اَئورَمَزدا= اهورا ( هستی بخش ) مزدا ( دانای همه چیز ) اهورمزدا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

آهَنتا= هستند، می باشند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

خشایَثی یَ آهم در زبان باستانی شاهنشاه هستم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

آهَم= در زبان باستانی هستم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

آه = صوتی برای تاسف ( افسوس، حیف، دریغا، وای ) آهَ= بوده، بودند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

آنامک= دی ماه در سالنمای هخامنشی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

آماتا= اصیل، بزرگزاده، نجیب زاده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

آساک= نام باستانی شهر قوچان در استان خراسان رضوی در زمان هخامنشیان و اشکانیان.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

آریوبَرزَن ، نام سرداری ایرانی که در زمان تازش اسکندر به ایران که از بهبهان به تخت جمشید می رفت، در کوهستان سر راه، راه را بر او بست و با او سخت جنگی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

آریارَمْنا= نام پدر بزرگ داریوش اول

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

آریارَمْن= نام پارسی ( ( پسرانه ) ) یکی از فرمانداران داریوش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

آریاسپِ= یکی از پسران اردشیر دوم دارنده اسب اصیل ایرانی پاکزاد ، نجیب

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

آرابیا= عرب ، عربی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

آدوکَنیش= نام آبان ماه در سالنمای هخامنشی