پیشنهاد‌های علی سیریزی (٧,٨٥٨)

بازدید
١٩,٨٨٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

ایزد واژه پارسی میانه ( Yazad ) : موجود ستودنی، خداوند خدا، پروردگار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دل آگاه :"دل آگاه " کسی که به اسرار دل آگاه است. بصیر زیرک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آب نوش :" آب نوش" نوشندهٔ آب ( مؤدبانه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

گل افشان : "گل افشان" چیزی که گل می افشاند یا پر از گل است ، گل پاش، پرگل نام خانوادگی و نام روستا نیز می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شب پره: " شب پره ( پرنده ) " پرندهٔ شب ( حشره ای که دور نور می چرخد ) پروانهٔ شب در برخی گویش ها به خفاش نیز شب پره گفته می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سپیده دم سپیده: " ( نور اول صبح ) دم ( وقت ) " وقت برآمدن نور صبح بامداد، صبحگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رازپوی: " راز پوی ( جستجوگر ) " جستجوگر راز و معرفت حقیقت جو، کنجکاو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خامه تاز :" خامه ( قلم ) تاز "کسی که با قلمش بر اندیشه ها می تازد و می نویسد نویسنده، قلم زن ( در اخلص کلام هنرمند )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کسی که "جام گردان" جام را می گردانندهٔ جام شراب ( ساقی ) ساقی، می آراوَنده، کسی که جام شراب را در مجالس دور می چرخانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

فرّ شکوه: فرّ ( شکوه ایزدی ) شکوه و جلال رفیع و خدایی ابهت، عظمت، جلال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نیایش گر ( کننده کار ) نیایش کننده، عبادت کننده پرستنده، عابد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرّاشکوه : فرّ ( شکوه ایزدی ) اشکوه ، شکوه و جلال رفیع و خدایی ابهت، عظمت، جلال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژگان ادبی به دسته ای از واژه ها، ترکیب ها و تعبیراتی گفته می شود که در متون ادبی مانند شعر، نثر مسجع، داستان و نمایشنامه به کار می روند تا معنا، اح ...

پیشنهاد
٦

واژگان "تصویری یا نگاره" در زبان پارسی در چم، مربوط به پرتره یا نمایندگی دیداری است. به عبارت دیگر، هر چیزی که به صورت تصویر نمایش داده شود یا به تصا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژهایی هستند که از گنجینهٔ اوستایی و پارسی باستان به رسم امانت به دست ما رسیده و ما باید به صیانت و پاس داشت آن همت ورزیم.

پیشنهاد
٢

واژگان جدید و نوینی که بر پایهٔ قواعد زبان پارسی آفرینش شدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژه یا واژگانی زیبا که هم چون گوهری از آسمان دانش به زمینِ زبان پارسی بخشیده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

پادتن زا، ایمن ساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

واکسن ( داروی ایمنی زا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مهندسی ژنتیک ( دست کاری ژن ها )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ژن پردازی، ژن دستکاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازیافت ( بازگردانی مواد دورریز ) بازچرخانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

پایداری ( حفظ منابع برای آینده ) ماندگاری، دوام زیست پذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

همه گیری ( بیماری جهانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

داده کاوی ( استخراج الگوها از داده ها )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یادگیری ماشینی ( یادگیری خودکار رایانه ) فراگیری ماشینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلان داده ( مجموعه های عظیم داده ها ) مترادف: داده های حجیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

خنده ای در حالت قهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مهر نوا : نغمه ای از مهر و محبت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

هیجان با طعم تند |

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

| آه قند: اندوهی شیرین و شاعرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دل شیرین و دل چسب، نازنین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناز نیش : ناز با طعم تند و شیرین، نازش ناز، ناز آمدن به صورت ملیح ، ولی کمی تندتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اندیشه ای سبک بال و پرنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

دَئنا خیز : برانگیزنده ی وجدان و اخلاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

پردازشگر خردمند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کسی که واژه ها را فقط می خواند و ( باحالت طنز ) می بلعد، اما هیچ وقت نظر یا رأی نمی دهد 😅 ( مثل کاربران این دیکشتری که نه لایک می کنند و نه رای می د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کسی که برای گفتن فقط یک "سلام" سه صفحه متن می نویسد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حالتی که کسی مدام آه می کشد، حتی برای چیزهای کوچک.

پیشنهاد
٢

درگیری خانوادگی برای به دست گرفتن ریموت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

امنیت سایبری ( محافظت از داده ها و سیستم ها )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رایانش ابری ( ذخیره سازی و پردازش در سرورهای اینترنتی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بْوِذ اوستایی ( Boeid ) : بوییدن، احساس کردن بوییدن، احساس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کْرِت در چم اوستایی ( Keret ) ساختن، انجام دادن ساختن، انجام دادن، آفریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یَد در لسان عربی ، دست می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یَذ ( Yad ) در چم اوستایی، برای ستودن و پرستش آمده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وَد : دوستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وِد اوستایی ( Ved ) دیدن، فهمیدن دیدن، فهمیدن، دانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دْذْ ( Dadh ) یک واژه اوستایی: گذاشتن، قرار دادن نهادن، قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بدو شر رساندن ، پلیدی و آسیب رساندن