پیشنهادهای علیرضا تحریری (١٣)
٧٩
٢ سال پیش
١
cut : بریدن i cut my finger yesterday من دیروز انگشتم را بریدم
٢ سال پیش
٠
سیبیل
٣ سال پیش
٥
زدی تو خال، ( دقیقا ) خودشه، زدی به هدف
٣ سال پیش
٠
I had an informant on the inside
٣ سال پیش
-١
موفقیت
٤ سال پیش
٤
بی وقفه - پشت سر هم
٤ سال پیش
٥
چیز دیگه ای نمیخواهید؟
٤ سال پیش
٢
جایی که نمک خوردی نمکدون نشکن
٤ سال پیش
٩
colour به معنی رنگ در بریتیش است
٤ سال پیش
٥
بدون سختی چیزی به دست نمی آید ( نابرده رنج گنج میسر نمی شود )
٤ سال پیش
٧
قسمت خوب قضیه رو دیدن - the good part of something
٤ سال پیش
٦
بس است - کافی است
٤ سال پیش
٦
you just sit back and enjoy the party شما فقط بنشینید و از مهمانی لذت ببرید